سامسونگ در کنار معرفی مجموعه‌ای کاملاْ جدید از گوشی‌های خود و عرضه‌ی پنج مدل از پرچمداران خود، گوشی‌های میان‌رده‌ی سری A خود را در اوایل سال ۲۰۱۹ ارتقاء و عرضه می‌کند.

گلکسی A50 به عنوان جایگزین گلکسی A8 نسخه ۲۰۱۸ معرفی خواهد شد. اما قطعاْ شاهد ارتقای مشخصات سخت‌افزاری آن خواهیم بود. گلکسی A50 از وجود دوربین چندگانه در پنل پشتی بهره خواهد برد. در حال حاضر تعداد این دوربین‎‌ها و مشخصات آن‌ها مشخص نیست. اما آخرین اطلاعات به ما می‌گوید که دوربین اصلی سنسوری ۲۵ مگاپیکسلی دارد که با گوشی‌های گلکسی A7 و A9 نسخه‌ی ۲۰۱۸ برابر است.

از بحث دوربین که بگذریم، آخرین اطلاعات لو رفته نشان می‌دهد که این دستگاه با پردازنده‌ی اکسینوس ۹۶۱۰ همراه خواهد شد. این پردازنده در ماه مارس سال جاری معرفی شد و همانطور که می‌دانید واحدی جداگانه برای اجرای کدهای هوش مصنوعی دارد. همچنین قادر است ویدیوهایی اسلوموشن و با نرخ ۴۸۰ فریم بر ثانیه ضبط کند.از دیگر مشخصات فنی این گوشی‌هوشمند باید به حافظه‌ی رم ۴ گیگابایتی اشاره کرد که با حافظه‌ی داخلی ۶۴ یا ۱۲۸ گیگابایتی همراه خواهد شد. علاوه بر این دستگاه همراه با اندروید ۹ (Pie) و رابط کاربری One UI عرضه می‌شود. نکته‌ی قابل توجه این گوشی باتری ۴٫۰۰۰ میلی‌آمپری آن است که تاکنون در هیچ یک از دستگاه‌های سری A دیده نشده و حتی حجم آن از باتری گلکسی S10 تجاوز می‌کند.

انتظار می‌رود که گلکسی A50 در اواخر فوریه ۲۰۱۹ در رویداد MWC و پس از گلکسی اس ۱۰ رونمایی شود. فروش به فاصله‌ای کمی از معرفی یعنی در نیمه‌ی اول ماه مارس شروع خواهد شد.


ورایزن (Verizon Communications) شرکتی آمریکایی با گستره‌ی خدمات بین‌المللی است که در حوزه‌ی مخابرات فعالیت می‌کند. مرکز مدیریت این شرکت در منهتن نیویورک قرار دارد و به‌نوعی دومین برند بزرگ خدمات مخابراتی در جهان محسوب می‌شود.

ورایزن حاصل ادغام برندهای قدیمی صنعت مخابرات و شرکت‌هایی است که در سال ۱۹۸۴ بنا به دستور وزارت دادگستری آمریکا، از AT&T جدا شدند. طبق حکم ابلاغ شده در آن سال، AT&T مجبور شد که شرکت Bell Systems را از زیرمجموعه‌ی خود خارج کند. پس از اجرای حکم،‌ هفت شرکت مستقل از بل سیستمز ایجاد شده و با نام Baby Bells مشهور شدند. یکی از آن شرکت‌ها، بعدا با ادغام شرکت‌های دیگر به ورایزن تبدیل شد.

خدمات ورایزن در حوزه‌ی وایرلس، در زیرمجموعه‌ای با نام ورایزن وایرلس عرضه می‌شود که به‌نوعی بزرگ‌ترین سرویس‌دهنده‌ی ارتباطات وایرلس در آمریکا است. ورایزن در سال ۲۰۱۵، با خرید شرکت‌های بزرگی همچون یاهو و AOL، قصد خود را برای توسعه‌ی هرچه بیشتر دامنه‌ی خدمات، عملی کرد. دو شرکت جدید، بعدا در زیرمجموعه‌ای مستقل به‌نام Oath به کار خود ادامه دادند.

ورایزن / Verizon

مرکز مدیریت ورایزن در نیویورک

تاریخچه‌ی تأسیس

برند کنونی ورایزن از ادغام دو شرکت Bell Atlantic، یکی از شرکت‌های بیبی بل و GTE در سال ۲۰۰۰ ایجاد شد. برای بررسی تاریخچه‌ی این برند، باید نگاهی به تاریخ شرکت‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن داشته باشیم که خود، حاصل ادغام یا جداسازی از بازیگران بزرگ صنعت مخابرات بودند. درواقع، تاریخچه‌ی اصلی ورایزن، به اختراع تلفن توسط الکساندر گراهام بل و اولین شرکت این حوزه به نام بل سیستمز باز می‌گردد.

مقاله‌های مرتبط:

وزرارت دادگستری آمریکا، در سال ۱۹۸۲، پس از ۱۳ سال دعاوی حقوقی با بزرگ‌ترین شرکت جهان یعنی شرکت تلگراف و تلفن آمریکا یا AT&T، حکم تجزیه را به آن شرکت ابلاغ کرد. AT&T با پذیرفتن حکم، ۲۲ شرکت محلی را زیرمجموعه‌ی خود خارج کرد و تنها بخش‌های تولید، تحقیق و ارتباطات از راه دور خود را حفظ کرد. ۲۲ شرکت مذکور، درنهایت به هفت هولدینگ منطقه‌ای تبدیل شدند.

تاریخچه‌ی بل آتلانتیک

بل آتلانتیک، یکی از هفت شرکتی بود که از تجزیه‌ی AT&T ایجاد شد. این شرکت به ایالت‌های شمال اقیانوس اطلس در آمریکا خدمت‌رسانی می‌کرد و هفت، زیرمجموعه‌ی خدمات تلفن داشت. از همان سال‌های ابتدایی فعالیت، AT&T خود را به‌عنوان رقیب اصلی و جدی بل آتلانتیک نشان داد.

در سال ۱۹۸۴، زیرمجموعه‌ی تجهیزات و سیستم بل آتلانتیک با نام Bell Atlanticom Systems شروع به کار کرد. زیرمجموعه‌ی جدید، در حوزه‌ی فروش تلفن‌های قدیمی، بی‌سیم و دکوری، تجهیزات سیم‌کشی و سیستم‌های امنیت و سلامت فعالیت می‌کرد. Bell Atlantic Mobile بخش دیگری بود که در همان روزهای ابتدایی، فعالیت جدی خود را در حوزه‌ی خدمات موبایل شروع کرد.

bell atlantic

لوگوی قدیمی بل آتلانتیک

زیرمجموعه‌ی موبایل بل آتلانتیک، متشکل از خدمات متنوع بازار جدید مخابرات بود. آن‌ها در ماه مارس سال ۱۹۸۴ سرویسی به‌نام Alex معرفی کردند که خدمات موبایل و سیم‌کارت را عرضه می‌کرد و پس از یک ماه، حوزه‌ی فعالیت خود را تا واشنگتن، بالتیمور و مریلند توسعه داد. سرمایه‌گذاری این شرکت نوظهور در بازار موبایل، ۱۵.۱ میلیون دلار بود.

بل آتلانتیک در همان ابتدای فعالیت با مشکلات متعدد از سوی مقامات قانون‌گذار آمریکایی روبه‌رو بود. دعواهای حقوقی متعدد پیرامون عرضه‌ی خدمات و نحوه‌ی دریافت هزینه از مشتریان، روند ابتدایی شرکت را تاحدودی با چالش روبه‌رو کرد اما آن‌ها درنهایت، فعال‌ترین شرکت در میان همکاران خود یا همان بیبی بل بودند.

پس از جدا شدن بل سیستم از AT&T، شرکت‌های مستقل به‌نام بیبی بل شناخته شدند

چالش‌های حقوقی و جریمه‌های متعدد، بل آتلانتیک را از توسعه باز نداشت و آن‌ها بیش از نیمی از بودجه‌ی خود را به بهبود شبکه اختصاص دادند. توسعه‌ی شبکه باعث شد تا بل آتلانتیک اولین شرکت در میان همکاران خود باشد که سیستم‌های دیجیتالی را پیاده‌سازی می‌کند. سیستم دیجیتالی آن‌ها، یک فناوری مایکروویو برای توزیع پیام‌های الکترونیکی در کل شبکه بود. توسعه‌ی خطوط فیبر نوری نیز از برنامه‌های شرکت بود و در یک سال اول فعالیت، حدود هشتاد هزار کیلومتر از این نوع شبکه، پیاده‌سازی کرد.

بل آتلانتیک، در همان سال اول فعالیت، شرکت‌های زیادی را با خرید و ادغام، به زیرمجموعه‌ی خود اضافه کرد. شرکت Telecommunication Specialists در هیوستون با تمرکز بر اتصالات شبکه، Tri-Continental Leasing Corporation در نیوجرسی با تمرکز بر حوزه‌ی تجهیزات کامپوتری و مخابراتی و شرکت خدمات کامپیوتری Sorbus، به مجموعه‌ی بل آتلانتیک پیوستند.

bell atlantic

بل آتلانتیک، بیش از تمامی بیبی‌ بل‌ها، به توسعه‌ی خدمات در حوزه‌ی صنعت رو به‌رشد و پرسود مخابرات و کامپیوتر می‌اندیشید. تلاش برای فروش و ارائه‌ی خدمات به مشتریان بزرگ، چالش‌های خاص خود را داشت و به‌علاوه، آن‌ها ظرفیت پیاده‌سازی مستقل شبکه‌های متعدد را داشتند. به‌همین دلیل، بل آتلانتیک تمرکز خود را به مشتری‌های کوچک‌تر و متوسط معطوف کرده و انواع خدمات از تجهیزات اطلاعاتی تا پردازش داده و تعمیر و نگه‌داری کامپیوتر را به آن‌ها عرضه می‌کرد.

هولدینگ‌های تجزیه شده از AT&T، درکنار بل آتلانتیک، در دهه‌ی ۱۹۸۰، اعتراض‌ها و درخواست‌های متعددی را به وزارت دادگستری آمریکا ارسال می‌کردند تا موقعیت رقابتی را برای آن‌ها فراهم کند. آن‌ها اعتقاد داشتند قوانین موجود در صنعت جدید مخابرات و کامپیوتر، بیشتر به‌سود بزرگانی همچون AT&T و IBM است و عدم اجازه برای ادغام این شرکت‌ها، مانع از رقابت سالم خواهد شد.

درخواست‌های متعدد برای ادغام مجدد بیبی بل‌ها، از طرف قانون‌گذاران رد شد

به‌هرحال با تمام درخواست‌های هولدینگ‌های منطقه‌ای، ادغام آن‌ها امکان‌پذیر نبود و دراین‌میان، بل آتلانتیک با خرید شرکت‌های جدید و توسعه‌ی خدمات خود،‌ درحال تبدیل شدن به رقیبی جدی برای بازیگران بزرگ صنعت بود. آن‌ها در پایان سال ۱۹۸۹ با ارائه‌ی خدمات در مناطق دیگر جهان از جمله اروپا و شوروی، ظرفیت‌های خود برای توسعه‌ی بین‌المللی را نشان دادند.

توسعه‌ی خدمات بین‌المللی و داخلی

با شروع دهه‌ی ۱۹۹۰، توسعه‌ی بین‌المللی خدمات بل آتلانتیک با سرعت بیشتری ادامه پیدا کرد. آن‌ها قراردادی را با مقامات کره‌ای در حوزه‌ی بازاریابی، تحقیقات و تبادل اطلاعات امضا کردند. به‌علاوه، قراردادهایی برای حضور در صنعت مخابرات چک‌اسلواکی هم امضا شده و در یک همکاری با Ameritech و چند شرکت نیوزیلندی، یکی از شرکت‌های بزرگ آن کشور در حوزه‌ی مخابرات، خریداری شد.

yellow pages

دفاتر راهنمای مشهور در آمریکا به‌نام Yellow Pages

توسعه‌ی خدمات در داخل ایالات متحده‌ی آمریکا، برای بل آتلانتیک ادامه داشت. آن‌ها با خرید Metro Mobile، دومین شرکت بزرگ و مستقل ارائه‌دهنده‌ی ارتباطات شبکه‌ی سلولی آمریکا در سال ۱۹۹۲، حوزه‌ی خدمات موبایلی خود را در ساحل شرقی آمریکا بیش‌ازپیش گسترش دادند. به‌علاوه، یک قرارداد همکاری با NYNEX و GTE هم امضا شد که با ترکیب شبکه‌های موبایلی، پوشش خدمات را به کل آمریکا گسترش داد.

در سال ۱۹۹۵، یک قاضی فدرال پس از سال‌ها بررسی درخواست‌های شرکت‌های بیبی بل، اجازه‌ی ارائه‌ی خدمات راه دور را برای آن‌ها صادر کرد. بل آتلانتیک به‌عنوان بزرگ‌ترین شرکت این گروه، به‌سرعت وارد بازار جدید شد و خدمات خود را تا فلوریدا، ایلی‌نویز، کارولینای شمالی و جنوبی و تگزاس، توسعه داد.

NYNEX یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های مخابراتی بود که به بل آتلانتیک ملحق شد

یکی دیگر از اتفاقات مهم در تاریخ بل آتلانتیک، ادغام با NYNEX در سال ۱۹۹۶ بود که آن‌ها را به دومین شرکت بزرگ خدمات تلفن در آمریکا تبدیل کرد. این ادغام با واکنش‌های گوناگونی در صنعت پررقابت مخابرات آمریکا رو‌به‌رو شد، اما به‌هرحال یکی از شرکت‌های بیبی بل، در حال تبدیل شدن به رقیبی جدی برای شرکت مادر یعنی AT&T بود. شرکت جدید، بیست‌وپنج درصد از بازار آمریکا را در سیزده ایالت در اختیار داشت.

کمی پس از ادغام فوق، زیرمجموعه‌ای از بل آتلانتیک با تمرکز جدی روی خدمات اینترنتی ظهور پیدا کرد که محصولات خدمات را از واشنگتن تا فیلادلفیا و نیوجرسی، به شرکت‌ها و اشخاص،‌ عرضه می‌کرد.

خدمات بل آتلانتیک پس از ادغام با NYNEX، حدود یک سوم از شرکت‌های حاضر در فهرست فورچن ۵۰۰ را شامل می‌شد و از آن مهم‌تر، منطقه‌ی مرکزی فعالیت دولتی آمریکا نیز تحت خدمات آن‌ها قرار داشت. در همین زمان، توسعه‌ی خدمات به آمریکای جنوبی هم با جدیت پیگیری می‌شد و سهام کنترلی یکی از شرکت‌های بزرگ مکزیک با نام Grupo Iusacell خریداری شد.

NYNEX

در سال‌های پایانی قرن بیستم، بل آتلانتیک ۳۹.۷ میلیون خط ارتباطی در آمریکا، ۵.۴ میلیون مشترک خدمات بی‌سیم در آمریکا و ۶.۳ میلیون مشتری خدمات بی‌سیم در جهان داشت و در ۲۱ کشور، فعالیت می‌کرد. یکی از بزرگ‌ترین زمینه‌های فعالیت شرکت تا آن سال نیز، انتشار و توزیع کتاب‌های راهنما یا دایرکتوری در جهان بود که در آمریکا با نام Yellow Pages هم شناخته می‌شدند.

تاریخچه‌ی GTE

در سال ۱۹۹۰، دو رقیب بزرگ مخابراتی در آمریکا، تصمیم به ادغام گرفتند که بزرگ‌ترین ادغام صنعت را در کشور ایجاد کرد. GTE Corporation و Contel Corporation در آن سال با هم ادغام شدند و شرکت GTE را تشکیل دادند. ارزش بازار GTE در زمان تأسیس، ۲۸ میلیارد دلار بود که آن را در فهرست برترین شرکت‌های مخابراتی قرار می‌داد. هدف از ادغام فوق، بهره‌مندی از مزایای هر دو شرکت در زمینه‌های فعالیت بود. با تشکیل شرکت جدید، دو حوزه‌ از سه حوزه‌ی بزرگ عملیات در آن سال‌ها یعنی خدمات تلفن و محصولات مخابراتی، محل فعالیت جدی GTE شدند.

GTE

تاریخچه‌ی GTE به ابتدای قرن بیستم و سال ۱۹۱۸ باز می‌گردد. جان اف. اوکانل، سیگورد ال. اودگارد و جان ای. پرات با مجموع سرمایه‌ی ۳۳۵۰۰ دلار، شرکت تلفن Richard Center را با ۱۴۶۶ مشتری در جنوب ویسکانزین خریداری کردند. تا سال ۱۹۳۵ چند شرکت دیگر در حوزه‌ی مخابرات خریداری شدند و نام شرکت جدید، General Telephone Corporation انتخاب شد. جان وین، یکی از مدیران سابق بل سیستم، به‌عنوان مدیر شرکت جدید انتخاب شد.

در جریان جنگ جهانی دوم و پس از آن، گستره‌ی خدمات شرکت جنرال تلفن، افزایش زیادی داشت. آن‌ها ابتدا در زمان جنگ مجبور به ارائه‌ی خدمات به ارتش شدند و پس از آن، با خرید هزاران خط ارتباطی و پس از آن، شرکت تولید تجهیزات مخابراتی، فعالیت خود را در صنعت بیشتر کردند.

در سال ۱۹۵۹، شرکت Sylvania Electric Products توسط جنرال تلفن خریداری شد و نام شرکت جدید، General Telephone & Electronics یا GT&E انتخاب شد. خرید شرکت سیلوانیا، فعال در حوزه‌ی روشنایی، تلویزیون و رادیو، سرمایه‌ی مورد نیاز این شرکت را برای توسعه، فراهم کرد. برای جنرال تلفن نیز، اضافه کردن سیلوانیا به‌معنای دسترسی به منابع تحقیق و توسعه‌ی شرکت در حوزه‌ی الکترونیک بود.

GT&E در همکاری با AT&T، وارد پروژه‌های ماهواره‌ای شد

در سال‌های میانی قرن بیستم، خرید شرکت‌های متعدد مخابراتی و تولیدکننده‌های محصولات الکترونیکی، قدرت GT&E را در بازار روزبه‌روز افزایش می‌داد. آن‌ها در همکاری‌هایی با AT&T نیز وارد صنعت ماهواره شدند و دستاوردهایی در آن سال‌ها داشتند. در سال ۱۹۷۶، پنج حوزه به‌عنوان زمینه‌های اصلی فعالیت GT&E مشخص شدند. ارتباطات، روشنایی، محصولات الکترونیکی مخصوص مصرف‌کننده، مواد دقیق و تجهیزات برقی، زمینه‌های فعالیت GT&E در آن سال‌ها بود.

گسترش خدمات و افزایش خرید و ادغام‌ها

در سال ۱۹۷۶، واحد داخلی و بین‌المللی GT&E ادغام شدند و شرکت با نام GTE Products با تمرکز در هر دو حوزه‌ی داخلی و خارجی به فعالیت‌های بازاریابی و تولید ادامه داد. در همان زمان، GTE Communications برای نظارت بر عملکرد زیرمجموعه‌هایی همچون Automatic Electric، Lankurt، Sylvania و GTE Information Systems تشکیل شد.

در سال‌های بعد، تغییرات ساختاری متعددی در GTE انجام شد و آن‌ها در سال ۱۹۸۰ و پس از کاهش فروش محصولات مخصوص مصرف‌کننده، به‌علت ظهور رقبای جدید، این بخش را فروختند. در بخش محصولات مصرف‌کننده، برندهای همچون Philco و Sylvania حضور داشتند. با اعلام AT&T مبنی بر مستقل کردن بیست‌ودو زیرمجموعه‌ی عملیاتی، GTE نیز تغییراتی را در زیرساخت‌های خود ایجاد کرد.

Philco

یکی از محصولات قدیمی برند Philco از زیرمجموعه‌های سابق GTE

ورود به بازار موبایل، در سال ۱۹۸۲ و با شکل‌گیری شرکت GTE Mobilnet Incorporated انجام شد. یک سال بعد، GTE با خرید شرکت Southern Pacific Communications به سومین شرکت بزرگ خدمات مخابراتی راه دور در آمریکا تبدیل شده بود.

در سال ۱۹۸۴ و پس از تصمیم‌گیری مدیران بر تمرکز در سه حوزه‌ی مخابرات، روشنایی و مواد دقیق،‌ اولین ماهواره‌ی GTE به فضا پرتاب شد و خدمات شبکه‌ی سلولی، کار خود را به‌صورت رسمی شروع کرد. با شروع خدمات جدید، برای اولین‌بار، درآمد شرکت از یک میلیارد دلار بیشتر شد.

یکی از بزرگ‌ترین فرایندهای خرید و ادغام GTE در سال ۱۹۹۱ و با ادغام شرکت Contel صورت گرفت. کانتل یکی از بزرگ‌ترین بازیگران صنعت موبایل و خدمات شبکه‌ی سلولی در آمریکا بود که ساختاری شبیه به GTE داشت اما بسیاری از زیرمجموعه‌های خود را فروخته بود.

قانون سال ۱۹۹۶ مخابرات آمریکا

سال ۱۹۹۶ مانند ۱۹۸۴، تاریخ مهمی در تاریخ مخابرات آمریکا بود. در آن سال قانونی با عنوان Telecommunication Act، با هدف درنظرگرفتن نیازهای صنعت مخابرات در عصر جدید، تصویب شد. پیش از تصویب این قانون، فعالیت‌ شرکت‌ها در حوزه‌های مختلف ارتباطاتی، محدود بود. از آن زمان به بعد، همه‌ی بازیگران صنعت مخابرات، اجازه‌ی رقابت در همه‌ی حوزه‌ها از تلفن و موبایل تا تلویزیون و ماهواره را داشتند.

مفهوم و هدف قانون مذکور، افزایش رقابت در صنعت مخابرات بود. درواقع با این قانون، ورود تجهیزات حرفه‌ای مخابراتی به بازار آمریکا امکان‌پذیر شد و شرکت‌ها، نه‌تنها مجوز ارتباط و ادغام بیشتر را پیدا کردند، بلکه به‌نوعی مجبور به افزایش ارتباطات شدند.

قانون ۱۹۹۶ مخابرات

مراسم امضای قانون ۱۹۹۶ مخابرات آمریکا

ادغام بازیگران بزرگ و تشکیل ورایزن

قانون تصویب‌شده در سال ۱۹۹۶، فناوری و آزادی مورد نیاز برای عرضه‌ی خدمات بیشتر را فراهم کرد. شرکت‌های صنعت تلفن، با استفاده از این آزادی‌ها، توسعه‌ی زیرساخت‌ها و خرید و ادغام‌های خود را افزایش دادند. ۴ شرکت از ۷ شرکت منطقه‌ای بل، به‌سرعت و پس از ابلاغ قانون، از بین رفتند. درمقابل، بل آتلانتیک با خرید بزرگانی همچون NYNEX، Vodafone AirTouch و GTE، فعالیت‌های خود را بیش‌ازپیش توسعه داد. درنهایت، ترکیب شرکت‌های فوق با برند جدید Verizon در آوریل ۲۰۰۰ شروع به کار کرد.

قانون سال ۱۹۹۶ آمریکا، همکاری بین شرکت‌های صنعت را آسان‌تر کرد

نام ورایزن از ترکیب کلمه‌ی لاتین Veritas و کلمه‌ی انگلیسی Horizon تشکیل شد. شرکت جدید، خدمات مخصوص مصرف‌کننده و کسب‌وکارها را به‌صورت مشترک ارائه می‌کرد و کسب‌وکاری ۵۸ میلیارد دلاری شد. بخش خدمات بی‌سیم با نام ورایزن وایرلس از همان ماه‌های ابتدایی به‌عنوان زیرمجموعه‌ای مستقل کار خود را ادامه داد.

در ماه ژوئن سال ۲۰۰۰، ادغام شرکت‌های فوق از طرف سازمان‌های قانونی آمریکا تأیید شد؛ اما ورایزن، در شروع کار، با چالش‌های متعددی روبه‌رو بود. یک طوفان ۱۸ روزه، ورایزن را با ۲۸۰ هزار تقاضای تعمیرات روبه‌رو کرد. به‌علاوه فروش اینترنت با سرویس‌های DSL با تأخیر مواجه شده بود و ارائه‌ی خدمات راه دور در ۱۲ ایالت از ۱۳ ایالت محل فعالیت، ممنوع اعلام شد.

ورایزن / Verizon

ورایزن، مشتریان و کشورها محل فعالیت دو شرکت بزرگ مخابراتی را با هم ترکیب کرده بود. آن‌ها در سال ۲۰۰۱ بیش از ۲۸ میلیون مشتری، ۶۳ میلیون خط تلفن و پوشش خدمات در ۶۷ کشور جهان را در رزومه‌ی خود داشتند. 

مدیران شرکت‌های بل آتلانتیک و GTE، با ادغام و تشکیل شرکت جدید یعنی ورایزن، مدیریت را بین خود تقسیم کردند. رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل سابق GTE یعنی آر. لی و مدیرعامل سابق بل آتلانتیک یعنی ایوان سیدنبرگ به‌صورت مشترک به‌عنوان مدیرعامل ورایزن شروع به کار کردند. لی در سال ۲۰۰۲ از ورایزن بازنشست شد.

ورایزن در سال ۲۰۰۴ به شاخص بورس داو جونز وارد شد. خدمات شرکت در آن سال‌ها به‌صورت خدمات ارتباطی سیمی به‌صورت منطقه‌ای و خدمانت بی‌سیم و موبایل به‌صورت کشوری عرضه می‌شد.

در سال ۲۰۰۶، شرکت MCI به زیرمجموعه‌ی ورایزن اضافه شدن و آن‌ها را به یکی از پیش‌گامان عرضه‌ی خدمات ارتباطی پیشرفته و راهکاری فناوری اطلاعات تبدیل کرد. مشتریان شرکتی بزرگ و دولت‌های بسیار نیز در فهرست مشتریان این غول جدید مخابرات، قرار دارند.

سال‌های اخیر و وضعیت کنونی برند ورایزن

یکی از خریدهای مهم ورایزن در سال‌های پایانی دهه‌ی ۲۰۰۰، شرکت خدمات بی‌سیم Altel بود که با رقم ۲۸.۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ به آن‌ها پیوست. ادغام شرکت جدید، ۱۳ میلیون مشتری را به شبکه‌ی ورایزن افزود و برای اولین‌بار آن‌ها را بالاتر از AT&T قرار داد. شبکه‌ی مخابراتی نسل چهارم، در سال ۲۰۱۰ و در ۳۸ بازار، توسط ورایزن معرفی شد. 

ورایزن / Verizon

ورایزن برای تمرکز بیشتر روی خدمات بی‌سیم و سرویس‌هایی همچون Fios، خدمات تلفن سیمی خود را به‌مرور در مناطق مختلف آمریکا کاهش داد. آن‌ها بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰، تعداد زیادی از خطوط خدماتی خود را به رقبا فروختند. در سال ۲۰۰۵، حدود ۷۰۰ هزار خط تلفن در هاوایی فروخته شد. در سال ۲۰۰۷، بسیاری از خطوط خدماتی در مناطق ماین، نیوهمپشایر و ورمونت به فروش رفتند که درآمد ۲.۲۷ میلیارد دلاری را برای ورایزن به همراه داشت. به‌علاوه، کسب‌وکار دایرکتوری‌ها نیز در سال ۲۰۰۶ فروخته شد. 

تمرکز بر خدمات وایرلس، موجب فروش بسیاری از خطوط تلفن ثابت شد

در ماه می سال ۲۰۰۹، کسب‌وکار خطوط تلفن ورایزن در آریزونا، آیداهو، ایلی‌نویز، ایندیانا، میشیگان، نوادا، کارولینای شمالی، اوهایو، اورگان، کارولینای جنوبی، واشنگتن، وست ویرجینیا و ویسکانزین به فروش رفت. مجموع درآمد از فروش این خدمات، حدود ۸.۶ میلیارد دلار بود. آخرین فروش خطوط تلفن ورایزن نیز در سال ۲۰۱۶ و با واگذاری خدمات در مناطق تگزاس، فلوریدا و کالیفرنیا انجام شد. شرکت Frontier Communications، خریدار اکثر خطوط خدماتی ورایزن بود.

با شروع دهه‌ی ۲۰۱۰، افزایش خدمات در حوزه‌های دیگر، خصوصا فناوری اطلاعات، هدف اصلی شرکت شد. آن‌ها شرکت خدماتی Terremark را در سال ۲۰۱۱ خریداری کردند. در همان سال، سیدنبرگ از مقام مدیریت عامل ورایزن استعفا داد و لاول مک‌آدام جایگزین او شد.

تمرکز بر خدمات ارتباطی بی‌سیم، در سال‌های اخیر جای مهمی در برنامه‌های ورایزن داشته است. درواقع، اکثر خریدها و ادغام‌های شرکتی نیز با هدف توسعه‌ی خدمات در این حوزه انجام شد. به‌عنوان مثال، در سال ۲۰۱۲،‌شرکت Hughes Telematics، عرضه‌کننده‌ی خدمات بی‌سیم برای خودروها، با قراردادی ۶۱۲ میلیون دلاری به زیرمجموعه‌ی ورایزن اضافه شد.

ورایزن / Verizon

خرید شرکت Advanced Wireless Services از کنسرسیوم شرکت‌های کابلی همچون کام‌کست، تایم‌وارنر و برایت هاوس، قدم بعدی ورایزن در سلطه بر بازار خدمات موبایلی و بی‌سیم بود. این خرید با تأیید وزارت دادگستری آمریکا با قیمت ۳.۹ میلیارد دلار انجام شد.

شرکت وودافون از زمان تشکیل ورایزن وایرلس، ۴۵ درصد از سهام آن را در اختیار داشت. در سال ۲۰۱۳، ورایزن این سهام را به قیمت ۱۳۰ دلار خریداری و سومین قرارداد فروش بزرگ تاریخ را به نام خود ثبت کرد.

یکی از تلاش‌های اخیر ورایزن در ورود به بازار محتوا، تأسیس وبسایت اخبار فناوری با نام SugarString در سال ۲۰۱۴ بود. پس از مدتی، انتقادات شدیدی به این سرویس خبری شد و آن‌ها متهم به عدم پرداختن به اخبار و موضوعات پیرامون نظارت داخلی دولت آمریکا و بی‌طرفی شبکه شدند. هرچند ورایزن هیچ‌گاه اتهامات را نپذیرفت، اما فعالیت سرویس خبری در همان سال متوقف شد.

ورایزن / Verizon

چالش‌های اخیر

ورایزن هم مانند بسیاری از شرکت‌های بزرگ جهان خصوصا فعالان صنعت فناوری، در طول تاریخ فعالیت‌های خود با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده است. یکی از مهم‌ترین چالش‌های غول مخابراتی آمریکا، درخواست‌های رسمی و غیررسمی متعدد دولت مبنی برا ارائه‌ی اطلاعات مشتریان بود که در گزارشی از وال استریس ژورنال، تعداد آن‌ها تنها در یک سال، بیش از هزار عدد گفته شد.

در چالشی دیگر در سال ۲۰۱۶، اتحادیه‌ی کارگران صنعت ارتباطات در آمریکا، از ورایزن به خاطر شرایط نامناسب کاری و پشتیبانی از مشتریان خطوط تلفن، در یکی از مراکز خدماتی، شکایت کرد. هرچند شرکت اتهامات را نپذیرفت، اما ادعا می‌شد آن‌ها از تعمیرات صحیح خطوط تلفن مسی سر باز می‌زنند. درواقع ورایزن تلاش می‌کرد تا مشتریان قدیمی را (به اجبار) به سرویس‌های جدید خود منتقل کند.

ورایزن / Verizon

مقامات شهر نیویورک، در سال ۲۰۱۷ شکایتی را علیه ورایزن تنظیم کردند. طی آن شکایت، ورایزن به عدم اجرای صحیح خطوط فیبر نوری در نیویورک محکوم شد. قرارداد بر این اساس بود که خطوط، برای همه‌ی خانه‌ها اجرا شود، اما ورایزن ادعا می‌کرد برخی شهروندان، اجازه‌ی اجرای فیبر نوری را به آن‌ها نمی‌دادند.

طبق آخرین بیانیه‌های اعلام شده از سوی ورایزن، این شرکت تا میانه‌های سال ۲۰۱۹ حدود ۱۰۴۰۰ نیروی کاری خود را اخراج خواهد کرد. دلیل این تعدیل نیرو، کاهش هزینه‌ها عنوان شد. مدیران اعلام کردند کارمندان و کارگران اخراج شده، مزایا و حقوق تا ۶۰ هفته و براساس به موقعیت و سابقه‌ی شغلی خود، دریافت خواهند کرد.

خرید AOL و یاهو

برنامه‌ریزی ورایزن برای ورود به تمامی حوزه‌های خدمات ارتباطی و مخابراتی، منجر به خرید دو بازیگر بزرگ دنیای فناوری در سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ شد. در سال ۲۰۱۵، خبر خرید AOL با قیمت پنجاه دلار برای هر سهم و مجموع ۴.۴ میلیارد دلار، رسانه‌ای شد. یک سال بعد، کسب‌وکار اصلی یاهو در بخش اینترنت با قیمت ۴.۸۳ میلیارد دلار خریداری شد. البته، سهام یاهو در علی‌بابا و شعبه‌ی ژاپن این غول قدیمی اینترنتی، به فروش نرفت.

ورایزن / Verizon

پس از اتمام فرایندهای قانونی خرید AOL و یاهو، ورایزن زیرمجموعه‌ای با نام Oath ایجاد کرد تا دو برند جدید تحت مدیریت آن به فعالیت ادامه دهند. در سال ۲۰۱۷، ورایزن اعلام کرد که فعالیت سرویس ایمیل خود را متوقف خواهد کرد و مشتریان، از آن به‌بعد باید از سرویس‌ ای‌میل AOL استفاده کنند.

یاهو و AOL با هدف افزایش خدمات حوزه‌ی محتوا خریداری شدند

مجموعه‌ی یاهو و AOL، قدم‌های جدی ورایزن برای تولید و توسعه‌ی محتوا را پیش می‌برد. مدیرعامل وقت ورایزن در سال ۲۰۱۷ یعنی لاول مک‌آدام (رئیس کنونی هیئت‌مدیره) خبر اجرای سرویس پخش تلویزیون را رسانه‌ای کرد.

سرمایه‌گذاری‌های دیگر

ورایزن نیز مانند دیگر فعالان بزرگ دنیای فناوری، سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها و خرید آن‌ها را نیز جزو برنامه‌های اصلی خود قرار داده است. به‌عنوان مثال آن‌ها در سال ۲۰۱۵ سرویسی را با نام Hum به‌عنوان محصولی از تحقیق و توسعه‌ی خود به بازار عرضه کردند. Hum، با تمرکز بر شناسایی ایرادات وسایل نقلیه و ابزارهای نظارتی برای آن‌ها، فعالیت می‌کند.

ورایزن / Verizon

پوشش شبکه‌ی 4G ورایزن در آمریکا

در سال ۲۰۱۶، یک شرکت با سابقه و یک استارتاپ به زیرمجموعه‌ی ورایزن اضافه شدند. شرکت Fleetmatics فعال در بازار ارتباطات لجستیکی به قیمت ۲.۴ میلیارد دلار در دوبلین ایرلند و استارتاپ Sensity با زمینه‌ی فعالیت تولید سنسورهای LED توسط ورایزن خریداری شدند. 

استارتاپ SocialRadar در سال ۲۰۱۶، خرید بعدی ورابزن بود که در حوزه‌ی مکان‌یابی فعالیت می‌کرد. محصولات و خدمات این استارتاپ، در سرویس MapQuest شرکت ادغام شدند. در همین مسیر، استارتاپی دیگر و این بار در حوزه‌ی خودروهای خودران، با نام Renovo Auto، مقصد سرمایه‌گذاری غول مخابراتی آمریکا شد. استارتاپ رنوو در سال ۲۰۱۷، ده میلیون دلار سرمایه از ورایزن دریافت کرد.

شرکت ورایزن هم‌اکنون حدود ۱۵۲ هزار نیروی کاری مستقیم در سرتاسر جهان دارد. لاول آدام، رئیس هیئت‌مدیره و هانس واستبرگ، مدیرعامل این شرکت هستند. برند ورایزن، اکنون پس از AT&T باارزش‌ترین برند خدمات مخابراتی جهان است. در فهرست فوربز، این برند در رتبه‌ی نوزده قرار دارد.


اگر ستاره‌ها به شکل گویی از گاز هستند، پس چرا ما آن‌ها را به شکل اجسامی نوک تیز می‌کشیم؟

نماد ستاره‌ها همه جا هست؛ این شکل در فرهنگ‌ و زمینه‌های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است و در اغلب اوقات ستاره‌ها دارای گوشه‌هایی تیز هستند. ستاره‌های پنج‌پر روی کوزه‌های مصری که قدمت آن‌ها به ۳۱۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد و نیز روی لوح‌ها و گلدان‌ها‌ی کشف شده در منطقه‌ی بین‌النهرین دیده می‌شود.

این اشکال در نامه‌های پیروان فیثاغورس به‌عنوان نمادی از گروه آن‌ها دیده شده است. ستاره‌های شش‌پر و هفت‌پر هم در طول تاریخ به‌عنوان نمادی از مذهب (مانند ستاره‌ی داوود) یا نمادی از میهن‌پرستی استفاده شده است. در دنیای امروز ستاره‌ها به‌عنوان نمادی از شهرت (مانند پیاده‌روی مشاهیر هالیوود)، سابقه (ژنرال‌های پنج ستاره) یا کیفیت (هتل‌های پنج ستاره) مورد استفاده قرار می‌گیرند. آن‌ها روی درخت‌های کریسمس و نیز روی پرچم‌ها یا لوگوی شرکت‌ها دیده می‌شوند. اما به‌راستی چرا ما ستاره‌ها را به‌صورت اجسام گوشه‌داری می‌کشیم در حالیکه آن‌ها در واقع اجسام گرد و متقارنی در آسمان هستند؟

ستاره‌ها در اثر پدیده تفرق نور  گوشه‌دار به‌نظر می‌رسند

مقاله‌های مرتبط:

از آن‌جایی که ستاره‌ها گوی‌های عظیمی از گاز و بسیار بزرگ‌تر از سیاره‌ی ما هستند، ما می‌توانیم انتظار داشته باشیم از نقطه‌ای که ما از روی زمین آن‌ها را تماشا می‌کنیم، به‌صورت دیسک‌های همواری در آسمان دیده شوند.

در واقع فضا بسیار پهناور است و ستاره‌ها بسیار دورتر از چشم‌های ما هستند به‌طوری که چشم‌ ما قادر نیست آن‌ها را به‌طور مشخص ببیند. ما اغلب ستاره‌ها را به‌جای صفحات بزرگ، شبیه نقاط نورانی می‌بینیم اما این نقاط نورانی معمولا دارای تشکیلاتی هم هستند.

دفعه‌ی بعد که به آسمان شب نگاه می‌کنید، نگاهی به ستاره‌های بالا بیندازید و متوجه خواهید شد آن‌ها بیشتر شبیه نقاط نورانی به چشم می‌خورند که گوشه‌های تیزی از آن‌ها خارج شده است. اگر ستاره‌ها را در دید محیطی خود قرار دهید (نه در مرکز بینایی) و از گوشه‌ی چشم به آن‌ها نگاه کنید، این گوشه‌ها را بیشتر خواهید دید. دلیل مشاهده‌ی این گوشه‌های نورانی پدیده‌ای است که با عنوان تفرق نور (پراش نور) شناخته می‌شود.

برای درک پدیده‌ی تفرق نور باید به‌خاطر بیاوریم که نور گاهی مانند یک ذره (که فوتون نامیده می‌شود) و گاهی مانند موج رفتار می‌کند. این شخصیت تقسیم شده گاهی به‌عنوان دوگانگی موج‌ذره شناخته می‌شود. تفرق نور یکی از مثال‌های آشکار درمورد رفتار موج‌مانند نور است. هنگامی که یک پرتوی نور از یک منفذ باریک یا اطراف لبه‌های تیزی عبور کند، دچار تفرق می‌شود یا به صورت الگویی پراکنده می‌شود که به آن الگوی تفرق (پراش) می‌گویند.

در آزمایش معروف دو شکافِ یانگ، آزمایش‌کنندگان پرتو نوری را که ابتدا از یک روزنه و سپس از دو روزنه گذشته است، روی یک پرده می‌اندازند. در حالی‌که یک ذره از نور به‌سادگی از شکاف عبور کرده یا ناپدید می‌شود و ممکن است منعکس شود، موج نوری که از شکاف عبور می‌کند در لبه‌های شکاف دارای خمیدگی شده و یک الگوی مشخص را روی پرده ایجاد می‌کند.

بهترین تفسیر ما از گوشه‌دار بودن ستاره‌ها از درک ما از فضای بیرون نمی‌آید بلکه مربوط به آناتومی چشم انسان است. نوری که از فاصله‌ی دوری از آسمان می‌آید، باید از عدسی‌های چشم ما که خودش یک روزن کوچک است، بگذرد. عدسی‌های چشم‌های ما نیز دارای شکاف‌های ریزی به‌نام خطوط بخیه (Sature Lines) هستند که موجب ایجاد درزهای ریزی برای عبور نور می‌شوند و این باید منجر به یک الگوی تفرق نور در چشم شود (شکل زیر را ببینید). از آن‌جایی که چشم هر فردی منحصر‌به‌فرد است (حتی چشم چپ در برابر چشم راست)، این بدان معنا است که دو فرد یک ستاره را به یک شکل نمی‌بینند.

خطوط بخیه در عدسی چشم انسان

حتی تلسکوپ هم چیزی که ما آن را پراش‌های اطرف ستاره می‌خوانیم، را می‌بیند. از آن‌جایی که معمولا یک مسیر مشخص برای رسیدن نور ستاره به لنزها یا آینه‌های تلسکوپ وجود ندارد. چیزی باید لنزها یا آینه‌های تلسکوپ را در جای خود نگه دارد. در مورد تلسکوپ فضایی هابل چهار میله‌ی فلزی یا ستون، آینه را نگه می‌دارند و بنابراین روشن‌ترین ستاره‌ها در تصاویر هابل چهار گوشه‌ی روشن را که از آن‌ها نور از کنار محافظ‌ها عبور کرده است، نشان می‌دهد. تعداد این نوع موانع در تلسکوپ فضایی جیمز وب سه عدد است.

شکست نور

چرا به نظر می‌رسد که ستاره‌ها چشمک می‌زنند؟

در حالی‌که دلیل اینکه چرا ستاره‌ها به چشم ما اشیایی گوشه‌دار می‌آیند، بیشتر مربوط به زمین است، ولی علت چشمک زدن ستاره‌ها مربوط به اتمسفر است. وقتی که نور ستاره از یک اتمسفر آشفته عبور می‌کند، نور از مسیر مستقیم بین ما و ستاره طی پدیده‌ای به نام شکست نور منحرف می‌شود. زمانی که نور ستاره‌ها وارد اتمسفر می‌شود، توسط بادهای موجود در اتمسفر و مناطق دارای اتمسفر و تراکم مختلف تحت تاثیر قرار می‌گیرد. این موضوع موجب می‌شود که از سطح زمین این‌طور به‌نظر برسد که آن‌ها در حال چشمک زدن هستند.


مایکروسافت بالاتر از اپل و آمازون و بدون اینکه هیچگاه به ارزشی بالغ بر یک تریلیون دلار رسیده باشد، به‌عنوان باارزش‌ترین شرکت سهامی عام آمریکایی، سال میلادی را به پایان می‌برد.

هرچند به اعتقاد کارشناسان این رتبه موقتی خواهد بود، لیکن اکنون مایکروسافت سرخوش از این موفقیت و بازپس‌گرفتن جایگاه پیشین خود است. درحقیقت غول فناوری ردموند، رقابت تبدیل شدن به شرکتی با ارزش یک تریلیون دلار را به اپل و آمازون باخت و حتی در فصل پایانی سال میلادی کل ارزش بازار آن بیش از یکصد میلیارد دلار کاهش یافت. اما دراصل میزان کاهش ارزش سهام مایکروسافت در این دوره از سایر پیشتازان فناوری کم‌تر بود.

البته ارزش کلی بازار سهام آمریکا پس از یک دهه رشد مطلوب، اکنون در حال گذار از یک مرحله اصلاح است و سهام مایکروسافت هم هم‌راستا با بازار، کاهش را تجربه کرده است. این رخداد برای فیسبوک، اپل، آمازون، نتفلیکس و گوگل هم پیش آمده است.

MSFT AAPL

خط قرمز نشان‌گر روند سهم اپل و رنگ آبی نشان‌گر روند سهم مایکروسافت است. چارت از هم سرویس Yahoo Finance به‌دست آمده است.

جیم کرامر (Jim Cramer)، مجری برنامه‌ی تلویزیونی Mad Money در سال ۲۰۱۳ سهام پنج شرکت مذکور را به‌عنوان پنج سهمی که به سرعت درحال رشد هستند، برشمرد و آن‌ها را به اختصار FAANG (برگرفته از حروف اول نام این شرکت‌ها) نامید. اما مایکروسافت در این جمع نبود، چراکه طی دهه‌ی گذشته، روند معنی داری برای ارزش سهمش وجود نداشت؛ حتی بعد از سال ۲۰۰۰ و در دوره‌ی روی کار آمدن استیو بالمر که درآمدهای شرکت سه برابر شد و سود ویژه هم افزایش دو برابری یافت، بازهم برخی کارشناسان وضعیت سهام مایکروسافت را مشابه سهام گروه شرکت‌های FAANG نمی‌دانستند.

مقاله‌هاي مرتبط:

در همان مقطع، گروه FAANG در بازار مورد توجه قرار گرفت و با افزایش میزان خرید و مبادلات سهام این گروه، ارزش آن روز‌به‌روز بیشتر شد. لیکن در چند دوره اخیر، زمانی‌که سهام‌داران کم‌کم تصمیم به تثبیت درآمد و سود حاصل از معاملات خود گرفتند و فروش را آغاز کردند، مجدداً ارزش FAANG کاهش یافت.

البته دلایل مهمتری برای این تغییر وضعیت وجود دارد. از یک سو فیسبوک بیش از یک سال است که به‌دلیل بحث‌های نقض حریم خصوصی کاربران تحت فشار است و همچنین مشکلاتی نظیر بات‌های روسی و سایر اخبار جعلی به این موضوع دامن زده است. از سوی دیگر گوگل هم با مسائلی نظیر تظاهرات کارکنانش علیه فعالیت در زمینه پروژه‌های نظامی و احتمال تبدیل شدن چین به‌عنوان قطبی برای موتورهای جست‌وجو، مواجه بود. اپل هم در این دوره چندین اقدام انقباضی داشت. برای مثال، اپل اخیراْ اعلام کرده بود که احتمالاً دیگر آمار میزان فروش محصولات اصلی خود را منتشر نخواهد کرد. تحلیلگران هم به‌دنبال شکسته شدن رکورد فروش آیفون، آیپد و کامپیوترهای مک، پیش‌بینی تغییر این روند و کاهش میزان فروش را می‌کردند. این وضعیت با اخبار و شایعاتی نظیر کاهش میزان تولید توسط تأمین‌‌کنندگان اپل و پیش‌بینی کارشناسان برای فروش کمتر اپل در سال‌های آتی، شدت می‌گرفت و ناپایدارتر می‌شد. ارزش سهام اپل حتی متاثر از جنگ افتصادی آمریکا و چین به‌عنوان کشور محل تولید محصولات اپل، بود.

سهام مایکروسافت اما به دو دلیل پایستگی بیشتری داشت. یکی موفقیت سرویس محاسبات ابری آژور بود که طبق برآوردها تا مدت‌ها برای مایکروسافت منشاء سودآوری خواهد بود؛ و دیگری هم اعتماد عمومی به ساتیا نادلا به‌عنوان مدیرعاملی که شرکت را دگرگون کرده و دوران مدیریت او با ثبات خواهد بود. این نکته که مایکروسافت طی ۴۳ سال گذشته تنها سه مدیرعامل داشته است(گیتس، بالمر و نادلا)، بیانگر ثبات بالای مدیریتی در این شرکت است.

GATES BALLMER NADELLA

به‌هرحال قمیت سهم‌ها گویای همه چیز است. اکنون قیمت هر سهم مایکروسافت پس از ۵۲ هفته قرار گرفتن بالای عدد ۱۱۶ دلار، در آستانه‌ی سال نوی میلادی با کاهش ۱۸ تا ۹۸ دلاری مواجه بوده است، اما این میزان کاهش در دوره مشابه برای اپل ۸۱ تا ۱۵۲ دلار، گوگل ۲۸۳ تا ۱۰۰۹ دلار، و آمازون هم ۶۴۰ تا ۱۴۱۱ دلار است. مشخصاً مایکروسافت تنها ۱۵ درصد کاهش و سایرین بیش از ۳۰ درصد کاهش را تجربه کرده‌اند.

مقاله‌های مرتبط:

در نتیجه کل ارزش سهام مایکروسافت در بازار، اکنون بالغ بر ۷۵۲ میلیارد دلار است که تا رسیدن به ۱۰۰۰ میلیارد دلار، فاصله‌ی معنی‌داری باقی مانده است. به‌دنبال آن و با اختلاف کم به ترتیب ارزش کل سهام اپل در بازار برابر با ۷۲۰ میلیارد دلار، آلفابت/گوگل برابر با ۷۰۶ میلیارد دلار و در آخر هم آمازون برابر با ۶۹۰ میلیارد دلار است.

فیسبوک ۳۷۸ میلیارد دلاری و نتفلیکس ۱۰۶ میلیارد دلاری هم با این رقابت فاصله‌زیادی دارند.

از منظر شاخص درآمد سالیانه، هم اپل و هم آمازون از مایکروسافت بالاترند و اپل تقریباً سه برابر پول‌سازتر از مایکروسافت بوده است. از آنجا که ارزش سهم بازار یک شرکت در یک مقطع تاحدی بیانگر سود تعدیل شده‌ی آتی آن شرکت است، می‌توان انتظار داشت که کل ارزش بازار اپل برای یک دوره طولانی رشد را تجربه کند؛ اما این موضوع اصلاً قطعی نبوده و یک منطق محاسباتی نیست و تنها یک پیش‌بینی محتمل است.

شرکت میزان درآمد سود ارزش بازار
مایکروسافت ۱۱۵ ۱۸.۸ ۷۵۲
اپل ۲۶۶ ۵۹.۵ ۷۲۰
گوگل ۱۳۰ ۱۸.۸ ۷۰۶
آمازون ۲۲۱ ۸.۹ ۶۹۰
فیسبوک ۵۲ ۱۹.۵ ۳۷۸
نتفلیکس ۱۵ ۱.۳ ۱۰۶
آی‌بی‌ام ۸۰ ۵.۷ ۱۰۱

کلیه ارقام به میلیارد دلار بوده و شاخص درآمد و سود مربوط به مقطع زمانی ۱۲ ماهه‌ی گذشته (سال غیرمالی) می‌باشد. منظور از سود مجموع میزان پرداختی به سهامداران پس از کسر مالیات و سایر کسورات قانونی می‌باشد. منبع آمار پایگاه Yahoo Finance است.

جان مینارد کینز اقتصاددان بریتانیایی جمله‌ی کنایه آمیزی درخصوص این‌گونه پیش‌بینی‌ها برای دراز مدت دارد:

در طولانی مدت همه خواهیم مرد.

حال باید دید در آینده و بعد از تعطیلات سال نوی میلادی چه رخ خواهد داد.


در زندگی شما چقدر لحظات خاص و به‌یادماندنی وجود دارد؟ وقتی به آن‌ها فکر می‌کنید چه احساسی دارید؟ آیا علاقمندید که این لحظات در زندگی‌تان بیشتر تکرار شوند؟

برادران هیث، چیپ هیث و دن هیث لحظات خاص و تجربه‌های خاص در زندگی را مورد بررسی قرار داده‌اند که قادر هستند انسان را تکان بدهند، او را بالا ببرند و در هر کسی تغییر ایجاد کنند. بعد درباره‌ی این صحبت می‌کنند که چطور می‌توان این لحظات را در کار و زندگی خود به‌وجود آورد، بدون آن‌که منتظر به‌وجود آمدن آن‌ها به‌طور تصادفی باشیم. 

کتاب قدرت لحظات راه‌های متعددی برای خلق لحظات ناب زندگی پیش روی خواننده می‌گذارد. رویکرد کتاب این است که با کار و زندگی کردن خلاقانه‌تر می‌توانیم تعداد بیشتری از لحظات به‌یادماندنی و خاص را تجربه کنیم. لحظاتی که یک عمر در ذهن و فکر ما باقی می‌مانند. نظیر لحظه‌ی برخورد با شریک زندگی یا لحظه‌ی کشف استعداد توسط معلم.

کتاب قدرت لحظه ها/power of momnet book

خلق لحظات خاص

نویسندگان می‌گویند تجربه‌های معنادار اغلب با برخوردهای شانسی در زندگی پیش آمده‌اند. اما این لحظات تعیین کننده که شکل دهنده‌ی زندگی ما هستند، چرا باید شانسی خلق شوند؟ بهتر است به‌جای تکیه بر بخت و اقبال برای به‌وجود آمدن لحظات تعیین کننده، آن لحظات را خلق کنیم. انسان‌ها دوست دارند که کیفیت را در لحظات زندگی‌شان تجربه کنند. این لحظات به بالا بردن کیفیت زندگی و ثبت خاطرات خوب کمک زیادی می‌کند. به همین دلیل است که تلاش می‌کنیم این لحظه‌ها را بسازیم.

طبق مثالی که در ابتدای کتاب آورده شده است، روز امضای فارغ‌التحصیلان لحظه‌ی فراموش نشدنی است که توسط دانشگاه و در نتیجه‌ی تلاش دانشجویان ساخته می‌شود. این لحظه را آن‌ها با همراهی یکدیگر خلق می‌کنند. این اتفاق تصادفی نیست.

ما در به‌یادآوردن گذشته بسیاری از اتفاقات را فراموش کرده‌ایم و صرفا لحظات بخصوصی را به‌یاد می‌آوریم. این‌ها همان لحظات خاص هستند که قدرت فوق‌العاده‌ای دارند. آن لحظه‌ها تاثیر زیادی بر ما داشته‌اند که هیچ‌وقت فراموش نمی‌شوند. سؤال مهم این است که چرا فقط آن لحظات یادمان می‌ماند؟

این لحظه‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای در تجربه‌ی احساسات و لذت‌ها دارند. این مسئله به‌صورت روانشناسانه‌ای در مطالب کتاب مورد بررسی قرار گرفته است. برادران هیث می‌گویند نتیجه‌ی آزمایشی که روی تعدادی از افراد انجام شده است، نشان می‌دهد اطلاعات گم نمی‌شوند و تمامی آن‌ها در مغز وجود دارند. بلکه فقط استفاده نمی‌شوند. تعداد کمی از این اطلاعات استفاده می‌شوند. این اطلاعات متعلق به همان لحظات خاص است. درواقع برای بررسی یک تجربه در گذشته، میانگین اطلاعات در نظر گرفته نمی‌شود، بلکه تنها همان لحظه‌های خاص دیده می‌شوند.

کتاب قدرت لحظه ها/power of momnet book

استفاده از مثال و داستان 

کتاب قدرت لحظه‌ها با درنظرگرفتن همین قدرت لحظات خارق‌العاده، با مثال‌ها و داستان‌هایی از لحظه‌های تعیین‌کننده در موقعیت‌های مختلف، سعی دارد این مسئله را در ذهن خواننده به‌خوبی روشن کند. در ابتدای کتاب درباره‌ی روز امضای فارغ‌التحصیلی صحبت می‌کند که دانشگاهی برای ماندگار کردن لحظه‌ی فارغ‌التحصیلی دانشجویانش ترتیب داده‌است.

در بخش دیگری از کتاب با یک مثال جذاب از یک هتل معمولی موفقیت و شکست هتل‌ها را بررسی می‌کند و می‌گوید موفقیت آن‌ها می‌تواند به‌شدت وابسته به لحظاتی ویژه باشد که مهمانان در هتل می‌گذرانند. حتی اگر مجلل و بسیار شیک نباشد، می‌تواند با خلق لحظات خاص و تجربیات جذاب برای مهمانانش به یکی از بهترین هتل‌ها تبدیل شود. مانند وجود یک تلفن آلبالویی رنگ در استخر هتل که با آن می‌توان یخمک مورد علاقه را بدون هزینه‌ی اضافی سفارش داد و آن‌را در استخر صرف کرد. این موضوعی است که برای هر کسب‌وکاری مثمر ثمر واقع می‌شود. توجه به لحظاتی که مشتری در ارتباط با کسب‌وکار ما طی می‌کند، قادر است تجارت ما را یک قدم جلوتر از رقبا پیش ببرد.

مقاله‌های مرتبط:

نقل قول‌هایی از متن کتاب

همه‌ی ما در زندگی لحظات تعیین‌کننده‌ای داریم. تجربیاتی معنادار که به حافظه می‌نشیند. بسیاری از آن‌ها مدیون شانس و اقبال است. 

لحظات تعیین‌کننده به زندگی ما شکل می‌دهند، اما مجبور نیستیم منتظر باشیم تا اتفاق بیفتند. بلکه خودمان می‌توانیم سازنده‌ی آن‌ها باشیم.

در این کتاب ما دو هدف را دنبال می‌کنیم. نخست به بررسی لحظات ویژه می پردازیم و ویژگی های مشترک آن‌ها را می‌شناسیم. هدف دوم آن است که به شما نشان دهیم چگونه می‌توان با کمک عناصر لحظاتی خاص آفرید.

زندگی ما با لحظه‌ها سنجیده می‌شوند و لحظات تعیین‌کننده لحظاتی هستند که به خاطر می‌مانند.

کتاب قدرت لحظه ها/power of momnet book

نظرات دیگران درباره‌ی کتاب

آنجلا داک ورث نویسنده‌ی پرفروش‌های نیویورک تایمز درباره‌ی این کتاب گفته است:

من این کتاب را خواندم و در هر صفحه از آن چیز تازه‌ای آموختم. نوشته‌های زیبا و تحقیقات شفاف و دقیق برایم جذاب است. خواندن آن‌را به هر کسی توصیه می‌کنم.

آدام گرنت از دیگر نویسندگان پرفروش‌های نیویورک تایمز می‌گوید:

جذاب‌ترین و کاربردی‌ترین کتابی که اخیرا خوانده‌ام. من بعد از خواندن این کتاب پر از ایده‌های جدید برای انگیزه بخشیدن به کارمندان، لذت بخشیدن به مشتریان، ترغیب دانش‌آموزان و حتی برنامه‌ریزی برای سفر با خانواده‌ام بودم. اگر زندگی مجموعه‌ای از لحظات تلقی شود، برادران هیث به من آموختند که چطور لحظات خودم را آن‌طور که می‌خواهم بسازم.

کریگ کریگر، مدیرعامل شرکت ویرجین اتلانتیک نیز بعد از اعلام نظرش از تجربه‌اش در استفاده از مطالب این کتاب می‌گوید:

چیپ و دن هیث داستان‌گویان فوق‌العاده و بسیار تأثیرگذاری هستند. در کتاب قدرت لحظه‌ها آن‌ها توانسته‌اند با به‌کارگیری داستان‌ها به یک واقعیت قدرتمند اشاره کنند. اینکه ما به‌عنوان رهبران و مردم عادی می‌توانیم با تشخیص و خلق لحظات تعیین‌کننده‌ی بیشتر، انسان‌های موثرتری باشیم. در ویرجین آتلانتیک به افراد ما کمک کرده تا برای یکدیگر لحظات خاص بیشتری بسازند. همچنین در ایجاد راهی تازه و جذاب برای تعامل و رهبری مشتریانمان بسیار تاثیرگذار بوده است. این کتاب به‌درستی تصویری را ترسیم می‌کند که قابل فهم و درگیر کننده است. شاید حتی من بعد از خواندن این کتاب می‌توانم فرصت‌های مشابه زیادی در زندگی شخصی‌ام به‌عنوان یک همسر، پدر و عضوی از یک جامعه ببینم.

کتاب قدرت لحظه‌ها (به انگلیسی: the Power of moments) با عنوان کامل قدرت لحظات: چرا تجربه‌های خاص تاثیرات فوق‌العاده‌ای دارند، شامل ۳۲۰ صفحه و در سپتامبر ۲۰۱۷ منتشر شده است. این کتاب جزو پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز بوده و در سایت آمازون نیز طرفداران و نظرات مثبت زیادی را به خود اختصاص داده است. 

کتاب قدرت لحظه ها/power of momnet book

ترجمه‌های کتاب

کتاب حاضر نخستین بار با عنوان «قدرت لحظه‌ها: چرا بعضی تجربه‌ها اثری فوق‌العاده دارند» با ترجمه‌ی تکتم سعیدنیا و الناز خجسته توسط انتشارات آرایان در سال ۱۳۹۷ فیپا گرفته و حاوی ۳۰۰ صفحه است. بعد از آن نشر نوین این کتاب را با ترجمه‌ی مرجان منشی با ۲۷۸ صفحه به بازار عرضه کرد. نشر نوین این کتاب را به‌صورت صوتی روی وب‌سایتش قرار داده است که فصل اول آن‌را به‌صورت رایگان می‌توانید گوش کنید. ترجمه‌ی دیگری که از این کتاب شده است، اما در کتابخانه ملی موجود نیست، از مؤسسه کتاب مهربان نشر و از مترجم مهدی خادمی گراشی است.

ترجمه‌ی مرجان منشی بیش از سایر ترجمه‌های کتاب مورد توجه قرار گرفته و روی بیشتر سایت‌های فروش آنلاین کتاب در دسترس است.

درباره‌ی نویسندگان (برادران هیث)

دن و چیپ هیث دو برادر نویسنده‌ هستند که علاوه‌بر کتاب قدرت لحظات کتاب‌های دیگری مانند ایده‌ی عالی مستدام و کلید را بزن را با همکاری یکدیگر نوشته‌اند. برادران هیث (به انگلیسی: heathbrothers) با هم یک‌جای دنیا زندگی نمی‌کنند، اما همکاری و همراهی موفقی با هم دارند. 

چیپ هیث استادی در مدرسه‌ی کسب‌وکار استنفورد است که به تدریس استراتژی و سازمان‌دهی در کسب‌وکار می‌پردازد. او به بیش از ۴۵۰ استارتاپ در شکل‌گیری استراتژی تجارتشان کمک کرده است.

دن هیث دارای مدرک MBA از مدرسه کسب‌وکار هاروارد و مدرک B.A از دانشگاه آستین تگزاس است. او هم‌اکنون در دانشگاه دوک کارمند ارشد مرکز CASE است که کارآفرینان اجتماعی را حمایت می‌کند. پیش‌تر او به‌عنوان محقق و نویسنده برای مدرسه کسب‌وکار هاروارد کار می‌کرد.

چید هیث و دن هیث برادران هیث/کتاب قدرت لحظات

چیپ و برادرش دن چند کتاب پرفروش دارند و بیش از ۲ میلیون نسخه از کتاب‌هایشان تابحال چاپ شده است. این کتاب‌ها به ۳۳ زبان دنیا ترجمه شده و هم‌اکنون کتاب قدرت لحظات در صدر کتاب‌های پرفروش آن‌ها قرار دارد. در سایت آمازون نیز کتاب‌های آن‌ها نرخ بالایی از نطردهی و امتیاز را به خود اختصاص داده‌است. آن‌ها در همکاری با یکدیگر کتاب‌های موفقی را به بازار ارائه داده‌اند.

سخن پایانی

همه‌ی ما در زندگی لحظاتی را تجربه می‌کنیم که بعد از گذر سالیان دراز از ذهنمان محو نمی‌شوند. ما از آن لحظات به‌عنوان نقطه‌های عطف زندگی و لحظه‌هایی قدرتمند و اثرگذار یاد می‌کنیم. ممکن است تمام این لحظات مثبت نباشند و بعضی از آن‌ها خاطره‌ای از شکست یا غم یا ترس باشد. درهرصورت ما در گذار این لحظه‌ها تغییر می‌کنیم، تحت تاثیر قرار می‌گیریم و دیگر آن آدم سابق نیستیم. چقدر خوب است اگر بیاموزیم که خلاقیت درون خود را آزاد کنیم و برای ثبت لحظات خاص به‌طور مثبت از آن بهره بگیریم. کتابی که در این مطلب معرفی شد، به شما می‌آموزد چطور این تجربه‌ها را برای خود خلق کنید، به‌گونه‌ای که آنقدر تأثیرگذار و خارق‌العاده باشند که برای همیشه در ذهن شما (یا مخاطبینتان که می‌تواند مشتریان، کارمندان، دانش‌آموزان یا بیماران شما باشند) ماندگار شوند. 

در بخش نظرات منتظر دیدن نظرات شما دوستان خوب زومیت هستیم.


صنعت خودروسازی جهان در سال ۲۰۱۸ شاهد اتفاق‌ها و رویدادهای عجیب، جنجال برانگیز و دردناک بود. در ادامه، ۱۰ رویداد مهم سال گذشته در خودروسازی را مرور می‌کنیم.

در سال ۲۰۱۸ که روز‌های پایانی آن را تجربه می‌کنیم، اتفاق‌ها و رویدادهای فراموش‌نشدنی پیرامون صنعت خودروسازی تجربه کردیم. خودروسازی جهان فروش بالایی را شاهد بود اما دراین بین، جنگ تجاری آمریکا با کشورهای مختلف، برنامه‌های بلندمدت و غیرمنتظره‌ی خودروسازان بزرگ درکنار مرگ یکی از ماندگارترین چهره‌های تاریخ این صنعت، لحظه‌های پیچیده‌ای را رقم زد.

در این مقاله ۱۰ رویداد و حادثه‌ی مهم صنعت خودروسازی جهان در سال ۲۰۱۸ را بررسی می‌کنیم. قصد طبقه‌بندی نداریم و تنها اتفاق‌های ۱۲ ماه گذشته در سال میلادی را مرور می‌کنیم.

دستگیری کارلوس گوسن؛ رسوایی مدیرعامل اتحاد رنو، نیسان و میتسوبیشی

کارلوس گوسن / Carlos Ghosn

مقاله‌ی مرتبط:

رسوایی و تخلف مالی کارلوس گوسن (Carlos Ghosn) که هنوز هم به نتیجه نرسیده است، با رفتار ایلان ماسک در سال گذشته، سر عنوان «عجیب‌ترین اتفاق سال» رقابت می‌کند. احتمالا باتوجه به اهمیت این رسوایی و پوشش گسترده‌ی زومیت از آن، اطلاعات کافی از این اتفاق دارید؛ اما به‌طور خلاصه پرونده‌ی گوسن را دوباره بررسی می‌کنیم. گوسن با اتهام شفاف نبودن در گزارش درآمد خود و سوء استفاده از منابع شرکتی، توسط پلیس ژاپن دستگیر شد. هنوز اتهامات این مدیر باسابقه ثابت نشده است، اما گوسن مقام‌های مدیرعامل و ریاست هیئت مدیره‌ی خود را در شرکت‌های ژاپنی نیسان و میتسوبیشی از دست داد. البته گوسن هنوز صندلی ریاست خود در شرکت فرانسوی رنو را از دست نداده است، با این وجود هم‌اکنون در زندان و منتظر عدالت سخت‌گیرانه‌ی ژاپنی به‌سر می‌برد. برخی کارشناسان معتقد هستند که ماجرای رسوایی گوسن، توطئه‎ی مدیران ارشد نیسان است تا شرکت خود را قدرتمندتر کنند و مستقل شوند. باتوجه به اینکه هنوز پرونده‌ی تخلف و رسوایی گوسن در جریان است، شاید این اتفاق جزو رویدادهای جنجالی سال ۲۰۱۹ هم باشد.

جنجال‌های ایلان ماسک؛ از توییتر و مصرف ماری‌جوآنا تا کمیسیون بورس آمریکا

Elon Musk / ایلان ماسک

مقاله‌ی مرتبط:

افراد کمی در سطح جهان وجود دارند که می‌توانند مثل مدیرعامل تسلا، رفتار‌های جنجالی سریالی در فضای مجازی و دنیای واقعی داشته باشند؛ البته شاید بتوان دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا را هم درکنار این کارآفرین قرار داد. دیدگاه‌های داغ و بحث برانگیز ایلان ماسک در سال ۲۰۱۸ به‌قدری زیاد است که شاید بهتر است تنها به توییتر او مراجعه کنیم. جنجال‌های ماسک را می‌توان در دو بخش بزرگ و کوچک تقسیم کرد؛ نسبت دادن «ناهنجاری روانی پدوفیلی» به مأمور بریتانیایی که نوجوانان حادثه‌ی ریزش غار تایلند را نجات داد، حمله به نویسندگان و تیم‌های تحریریه وبسایت‌های مختلف دنیای خودرو به‌دلیل بررسی مشکلات محصولات تسلا، بحث‌های ناتمام با فروشنده‌های استقراضی، توهین و اتهام به کارمندان سابق تسلا، به سخره گرفتن وارن بافت کارآفرین و بازرگان مشهور آمریکایی و مصاحبه‌ی باورنکردنی با نیویورک تایمز و اقرار به مصرف داوری خواب‌آور و ۱۲۰ ساعت کار در هفته تنها بخشی ار جنجال‌های کوچک ماسک است.

بزرگ‌ترین رفتارها و اقدامات جنجالی ماسک را می‌توان در توییت معروف خصوصی‌سازی تسلا با قیمت هر سهم ۴۲۰ دلار و به‌دنبال آن، درگیری حقوقی شدید با کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) خلاصه کرد که حاصل آن محکومیت به کناره‌گیری از ریاست هیئت مدیره شرکت و جریمه‌ی مالی بود. اما با تمام اتفاق‌های پیرامون تسلا، این شرکت تازه تأسیس فعال در تولید خودروهای برقی، برای اولین‌بار به‌دلیل افزایش تولید سدان مدل 3 به سودآوری بالا رسید تا همچنان سهام‌داران به این برند، امیدوار باشند. احتمالا در اتفاق‌های جنجالی سال ۲۰۱۹ خودروسازی، همچنان ماسک، توییت‌ها و مصاحبه‌های آن را ببینیم. 

تصمیم جدید مدیران ارشد جنرال موتورز؛ اخراج کارمندان و تعطیلی چند خط تولید

General Motors / جنرال موتورز

مقاله‌ی مرتبط:

جنرال موتورز امروز باتوجه به سودآوری ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار و فروش بالای خودروهای شاسی‌بلند و پیکاپ وانت، در مقایسه با سال‌های گذشته شرایط بسیار بهتری دارد. در این شرایط انتظار اخبار جنجالی نداشتیم، اما مدیران ارشد این برند آمریکایی اعلام کردند که به‌زودی ۱۴ هزار نیروی انسانی را اخراج و پنج کارخانه که خط تولید ۶ سدان کم‌فروش را تعطیل می‌کنند. دلیل این اقدام غیرمنتظره، تمرکز و آماده‌سازی زیرساخت‌های لازم برای پیشرفت و توسعه فناوری خودروهای برقی و خودران اعلام شد. تصمیم جدید مقامات جنرال موتورز برای بسیاری از افرد، یادآور یک دهه پیش و قرار گرفتن این شرکت بزرگ در آستانه‌ی ورشکستگی است؛ اما تعدادی از کارشناسان این اتفاق را سرمایه‌داری مدرن توصیف می‌کنند.

دونالد ترامپ دربرابر خودروسازان؛ جنگ تجاری آمریکا با اروپا و چین

Donald Trump / دونالد ترامپ

مقاله‌ی مرتبط:

رئیس جمهور آمریکا سال گذشته میلادی با ایجاد تعرفه‌های جدید واردات فولاد و آلومینیوم، بازنگری پیمان با کشورهای همسایه کانادا و مکزیک و تهدید به تنظیم تعرفه‌های سنگین واردات خودرو از بزرگ‌ترین بازار خودروی جهان یعنی چین، حضور پررنگی در صنعت خودروسازی جهان داشت. دونالد ترامپ بدون توجه به هشدارها و پیشنهادهای کارشناسان به جلو تاخت که حاصل آن گران تمام شد؛ مقامات جنرال موتورز اعلام کردند که سیاست‌های جدید دولت، حدود یک میلیارد دلار به هزینه‌های تولید اضافه کرده است. مدیران ارشد فورد هم با تاکید بر هزینه‌های بیشتر تولید، واردات مدل فورد فوکوس ساخت چین به آمریکا را کنار گذاشتند. خودروساز سوئدی ولوو که کاملا در اختیار برند چینی جیلی قرار دارد، از عرضه‌ی سهام در بورس و تبدیل شدن به شرکت سهام عمومی خودداری کرد. در ادامه، فروش تسلا در چین به‌شدت کاهش یافت و خودروسازان آلمانی هم از جنگ تجاری ترامپ انتقاد کردند. این جنگ تجاری بزرگ هنوز هم ادامه دارد و مشخص نیست که پایان آن چه خواهد بود؛ البته باتوجه به عقب نشینی ترامپ و تعلیق اجرای تعرفه‌های واردات ۲۵ درصدی خودرو به آمریکا، حداقل هم‌اکنون شرایط آرام‌تر از چند ماه گذشته است.

مرگ سرجیو مارکیونه؛ خداحافظی با رهبر ارزشمند فیات کرایسلر

سرجیو مارکیونه / Sergio Marchionne

مقاله‌ی مرتبط:

ناجی دو شرکت ایتالیایی و آمریکایی فیات و کرایسلر، سال ۲۰۱۸ درگذشت. سرجیو مارکیونه (Sergio Marchionne) به‌عنوان مدیر فیات کرایسلر با شرکت‌های زیرمجموعه شامل آبارث، آلفارومئو، لانچیا، مازراتی، دوج، جیپ، رم، موپار و حتی یکی از چهره‌های فوق‌العاده تأثیرگذار در فراری و فرمول یک، در سن ۶۶ سالگی پیش از بازنشستگی در سال ۲۰۱۹، از دنیا رفت. دلیل مرگ مارکیونه هیچوقت به‌طور شفاف اعلام نشد؛ درواقع پس از عمل جراحی شانه، مارکیونه به‌دلیل وضعیت جسمانی نامناسب استعفا داد و چند روز بعد، درگذشت. پس از او، مدیرعامل جیپ و رم مایک منلی به ریاست گروه فیات کرایسلر رسید؛ همان‌طور که بسیاری از افراد من جمله خود منلی معتقد هستند، هیچ‌کس نمی‌تواند جایگزین قابلی برای مارکیونه باشد. باید دید که با مدیریت جدید، آینده‌ی شرکت‌هایی چون آلفارومئو، مازراتی و جیپ که به‌لطف مارکیونه دوباره جان گرفته‌اند، چه خواهد شد.

تاج‌گذاری رسمی شاسی‌بلندها و پیکاپ‌ها در آمریکا؛ توقف تولید تمام مدل‌های سواری فورد، به جز موستانگ

فورد موستانگ / Ford Mustang

محبوبیت انواع مدل‌های شاسی‌بلند و وانت پیکاپ در آمریکا بر کسی پوشیده نیست؛ سال‌ها است که این خودروها پرفروش‌ترین‌های بازار ایالات متحده هستند. مقامات فورد باتوجه‌به این موضوع، اعلام کردند که درکنار حفظ موستانگ ارزشمند به‌عنوان پرفروش‌ترین خودروی اسپرت جهان در سه سال گذشته، تولید تمام مدل‌های سواری مثل سدان و هاچ‌بک، متوقف می‌شود. فورد با خالی کردن مدل‌های از خط تولید، ظرفیت بیشتری در اختیار شاسی‌بلندها، کراس‌اور و وانت پیکاپ‌ها قرار می‌دهد تا پرفروش‌ترین محصولات خود را در تیراژ بالاتر عرضه کند. در دورانی که آینده‌ی صنعت خودروسازی، فناوری خودران و برقی پیش‌بینی می‌شود، تصمیم مدیران ارشد فورد جسورانه به‌نظر می‌رسد. درواقع واکنش‌ها به این تصمیم به‌قدری گسترده بود که اقدامات دیگر فورد مثل روش جدید تبلیغات، بازسازی خط تولید دیترویت و عرضه‌ی فورد موستانگ بولیت به حاشیه رفت.

تصادف مرگ‌بار اوبر با عابرپیاده؛ فناوری خودران هنوز آماده نیست

Uber carsh / تصادف اوبر

یکی از مهم‌ترین اتفاق‌های صنعت خودروسازی در سال ۲۰۱۸، تصادف یکی از ولوو‌های خودران ناوگان اوبر (Uber) و کشته شدن عابرپیاده بود. این تصادف مرگ‌بار، واقعیت‌های فناوری خودران و ترس مردم از آن را بهتر از گذشته نشان داد. در تحقیقات گسترده مشخص شد که اوبر، سیستم ترمز اضطراری خودکار ولوو XC90 را غیرفعال کرده بود و نرم‌افزار خودران این شرکت هم وجود عابرپیاده در جاده را تشخیص نداده است. حاصل این اتفاق ناگوار، سخت‌گیری بیشتر در آزمایش فناوری خودران بود؛ درحقیقت پس از گذشت چند ماه از این تصادف خبرساز، اخیرا اوبر دوباره تست ناوگان خودران را با شرایط جدید شامل استفاده از دو راننده‌ی کمکی و ناظر، آزمایش تنها در طول روز و حرکت کردن خودرو با نهایت سرعت ۴۰ کیلومتر بر ساعت، ازسر گرفته است. هم‌اکنون ویمو (Waymo) پیشتاز فناوری خودران شناخته می‌شود.

آتش‌سوزی جنگل‌های کالیفرنیا؛ گرم شدن کره زمین جدی است

California wildfire 2018 / آتش سوزی کالیفرنیا

آتش‌سوزی اخیر آمریکا که جان دهه‌ها نفر را گرفت و صدها خانه و کیلومترها پوشش گیاهی را از بین برد، نشانه‌ای پرخرج از گرم شدن زمین بود. باوجود هشدار کارشناسان، هنوز هم اقدام‌های کاربردی برای جلوگیری از گرم شدن زمین در سطح جهانی انجام نشده است. جالب است بدانید که پس از خروج آمریکا از پیمان پاریس در سال ۲۰۱۷، دولت این کشور قوانین ساده‌تر برای استانداردهای آلایندگی خودروها پیشنهاد داده است.

جیپ قدرتمندتر از همیشه؛ بازگشت این شرکت آمریکایی‌ها به بازار وانت پیکاپ

Jeep Galdiator 2020 / جیپ گلادیاتور ۲۰۲۰

مقاله‌ی مرتبط:

در سال‌های اخیر، جیپ در سطح جهانی عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته است که اکنون با رونمایی وانت جدید گلادیاتور و نظر مثبت علاقه‌مندان، مسیر پیشرفت این برند اصیل آمریکایی هموارتر هم خواهد شد. گلادیاتور در اصل همان شاسی‌بلند پرطرفدار رنگلر است که از فریم جدید با فاصله‌ی بین دو محور بیشتر استفاده می‌کند. گلادیاتور با ظرفیت کشش قابل قبول، در و سقف جداشدنی و تجهیزات آف‌رود و متفاوت کارخانه‌ای، بدون شک در آمریکا فروش خوبی تجربه خواهد کرد. پیش از رونمایی این وانت، بسیاری ار کارشناسان نام محصول جدید را اسکرمبلر (Scrambler) سال‌های گذشته پیش‌بینی می‌کردند؛ اما مقامات جیپ با نگاهی به آینده، اولین وانت تولیدی این شرکت پس از سال ۱۹۹۲ را براساس مدل مفهومی سال ۲۰۰۵ انتخاب کردند. برنامه‌های مشخص سرجیو مارکیونه فقید، نقش بزرگی در فروش بالای محصولات جیپ در جهان داشت.

ظهور رقیب‌های جدید تسلا؛ رونق بازار خودروهای برقی به‌لطف خودروسازان اروپایی

Mercedes benz EQC

فروش بالای محصولات تسلا در اروپا و کنار زدن خودروهای قاره سبز در خانه، بالاخره فرصتی شد تا خودروسازان این منطقه به وعده‌های خود مبنی بر عرضه‌ی مدل برقی لوکس و کاربردی عمل کنند. پورشه سرانجام برای اولین خودروی برقی خود نام تایکان (Taycan) را انتخاب کرد و با واکنش مثبت متقاضیان رو‌به‌رو شد. آئودی از تولید شاسی‌بلند تمام برقی E-Tron تا سال ۲۰۲۰ خبر داد تا درکنار جگوار با مدل I-Pace، به رقابت با تسلا مدل X بپردازد. دیگر خودروسازان آلمانی شامل مرسدس بنز و بی‌ام‌و با مدل‌های EQC 400، iX3 و i4 تا سال ۲۰۲۰ به صحنه‌ی جذاب خودروهای برقی وارد خواهند شد.

به‌نظر شما، مهم‌ترین اتفاق صنعت خودروسازی جهان در سال ۲۰۱۸ چه بود؟ اگر رویداد مهم دیگری در نظر شما است و آن را در این مقاله نمی‌بینید، لطفا در بخش دیدگاه‌ها با ما در میان بگذارید.


مصرف سالیانه ۶۵ میلیارد مرغ در جهان، دانشمندان را به فکر فرو برده که در نهایت آخرین فسیل‌‌های به‌‌جا‌‌مانده از دوران بشر چه خواهد بود؟

اینکه هر روز مرغ بخوریم، یک مسئله است و اینکه مرغ را به‌‌عنوان تنها میراث دوران حیات خود روی زمین به یادگار بگذاریم، مسئله‌‌‌ای دیگر. تصور کنید در آینده باستان‌‌شناسان یا بیگانگان فضایی روزی تصمیم بگیرند آثار زمین‌‌شناسی مربوط به دوران حیات ما را بررسی کنند و تنها فسیل‌‌های موجود مربوط به بقایای مرغ‌‌هایی باشد که خورده‌‌ایم!

گروهی از دانشمندان در یک مقاله‌‌ی تازه که روز چهارشنبه در ژورنال علمی Royal Society Open Science منتشر شد، این ایده را مطرح کرده‌‌اند که تنها آثار حیات ما روی زمین دقیقاً همین بقایای استخوان‌های مرغ خواهد بود؛ این یعنی ما اکنون در «عصر مرغ» زندگی می‌کنیم.

امروزه حدود ۲۳ میلیارد مرغ در زمین وجود دارد. این جمعیت حداقل ده‌‌برابر بیشتر از جمعیت هر پرنده‌‌ی دیگری است؛ حتی چهل برابر تعداد کل گنجشک‌‌های روی زمین. پس از مرغ، پرجمعیت‌‌ترین پرنده‌‌ی روی کره‌‌ی زمین (با جمعیتی بالغ بر ۱.۵ میلیارد)، جانوری کوچک به نام سرخ‌پرک نوک‌سرخ است که برخی اوقات مردم بومی در صحرای آفریقا به آن «ملخ پَردار» هم می‌‌گویند.

مرغ / chicken

مجموع جرم این ۲۳ میلیارد مرغ بیشتر از جرم تمام پرندگان دیگر روی زمین است. کَریز بِنِت، عضو افتخاری در دانشگاه لستر و یکی از نویسندگان این مقاله می‌‌گوید:

تنها تعداد سرسام‌‌آور این مرغ‌‌ها نیست که داستان دوران حیات ما را در آینده روایت خواهد کرد؛ بلکه شکل، ژن‌ها و شیمی این موجودات نیز در حافظه‌‌ی تاریخ ثبت خواهد شد. ما بیولوژی واقعی این جانوران را نیز تغییر داده‌ایم.

شواهد می‌‌گویند مرغ‌ها در حدود ۸۰۰۰ سال پیش اهلی شده‌ و به‌‌تدریج پرورش یافتند تا بزرگ‌تر و گوشتی‌‌تر از اجداد جنگلی خود شوند. اما سیر تغییرات با پیدایش مرغ‌‌های گوشتی در دهه‌‌ی ۱۹۵۰ شدتی دوچندان یافت و روش‌های نوین، شیوه‌‌ی پرورش این گونه را متحول کرد.

مقاله‌های مرتبط:

برآورد می‌‌شود که یک مرغ گوشتی مدرن با متوسط عمر ۵ تا ۹ هفته‌‌ای (تا پیش از ذبح) به وزنی حدود پنج برابر وزن اجداد خود می‌‌رسد. یک جهش ژنتیکی باعث شده است که خوراک حیوان به‌‌طرز حیرت‌‌انگیزی زیاد شود و درنتیجه در مدت کوتاهی بتواند وزن‌‌گیری کند. امروزه این حیوان در معرض بیماری‌های استخوانی فراوانی قرار گرفته؛ چراکه تنها به‌‌شیوه‌‌ای پرورش می‌‌یابد که به‌‌سرعت رشد کند و به‌‌واسطه‌‌ی رژیم غذایی سرشار از غلات (و البته عاری از بذر دیگر گیاهان و حشرات)، ترکیب شیمیایی مواد موجود در استخوان‌‌هایش تغییر کرده است.

همچنین زندگی این مرغ‌‌های گوشتی به‌‌طور کامل وابسته به سیستم صنعتی تولید گوشتی است که برای آن‌‌ها طراحی شده‌‌اند و تنها می‌توانند به‌‌واسطه‌‌ی فناوری انسانی به زندگی خود ادامه دهند. دانشمندان می‌گویند که تخم‌ها به‌‌شیوه‌‌ای مصنوعی کشت می‌شوند و جوجه‌ها در سالن‌هایی با آب‌‌وهوای کنترل‌‌شده (با میانگین ظرفیت ۵۰ هزار جوجه) پرورش پیدا می‌‌کنند.

مرغ / chicken

جوجه‌‌مرغ‌‌هایی که در یکی از مزارع پرورش کارولینای شمالی به‌‌تازگی از تخم بیرون آمده‌‌اند

در شرایطی که این مرغ‌‌ها در پناهگاه‌‌های محلی می‌توانند تا پنج سال عمر کنند؛ اما در شیوه‌‌ی صنعتی این حیوانات تا پیش از انتقال به کشتارگاه، بیش از ۹ هفته زمان در اختیار نخواهند داشت. در این کشتارگاه‌‌ها بیشتر محصولات زائد (شامل پر، کود، خون و غیره) از طریق هضم غیرهوازی، سوزاندن یا تبدیل به محصولات جانبی خوراکی بازیافت می‌‌شوند.

البته هنوز یک پرسش باقی می‌‌ماند و آن اینکه اثر استخوان‌های باقیمانده از این ۶۵ میلیارد مرغی که هر ساله مصرف می‌شود، در بقایای فسیلی چگونه خواهد بود؟ معمولاً روند فسیل‌‌شدن استخوان‌های پرندگان به‌‌درستی انجام نمی‌‌شود؛ اما مشکل اینجاست که بسیاری از این استخوان‌های مرغ به محل دفن زباله‌‌ها می‌‌روند و در آنجا می‌‌توانند با کیفیتی در حد یک فسیل معمولی مومیایی شوند. در این مکان‌‌ها استخوان‌‌های بسیار زیادی وجود دارد.

مسئله بزرگ این است که این استخوان‌های مرغ به آیندگان چه درباره‌‌ی ما خواهند گفت. مقاله‌‌ی موردنظر در رابطه با این پرسش موضع‌‌گیری خاصی نداشته و قضاوت را به خواننده واگذار کرده است. دکتر بنت می‌‌گوید برخی افراد بر این باورند که این یک دستاورد تکنولوژیکی فوق‌العاده است.

مرغ / chicken

تام سوپر، سخنگوی یک گروه صنعتی تولیدی می‌‌گوید که تولید مرغ، دست‌کم در آمریکا، یک موفقیت بزرگ از نظر کارآیی، آسایش پرندگان و تولید مسئولانه بیشترین گوشت با صرف کمترین منابع محسوب می‌‌شود. در طرف دیگر، لوری گرون، یک استاد فلسفه در دانشگاه وسلین و از مدافعین حقوق حیوانات می‌‌گوید که رقت‌‌انگیز است که می‌‌بینیم بشر از عاجزکردن این حیوانات از بدو تولد احساس افتخار می‌‌کند.

البته باستان‌‌شناسان آینده در میان انبوه فسیل‌‌های تکنولوزیکی نظیر پلاستیک و بتن و غیره نخواهند توانست استخوان‌های مرغ را پیدا کنند. همچنینی نشانه‌‌هایی از تشعشعات هسته‌‌ای ناشی از آزمایش‌های هسته‌ای نیز در میان سنگ‌ها باقی خواهند ماند. همه‌‌ی اینها نشانگر چیزی هستند که برخی دانشمندان از آن به‌‌عنوان دوره‌‌ی آنتروپوسین یا «عصر انسان‌ها» یاد می‌‌کنند.

اما از نظر دانشمندان، مهم‌ترین بقایای بیولوژیکی که نشان خواهند داد ما چگونه دنیای جانداران را تغییر داده‌‌ایم، همین مرغ‌‌های گوشتی خواهند بود؛ چه از لحاظ تعدادشان و چه از لحاظ زندگی عجیبشان.


مدیر فعلی هواوی در نطقی از پیش‌بینی‌های این شرکت در خصوص درآمد سالانه سخن گفت و شرایط این شرکت را با وجود چالش‌های زیاد دارای رشد فزاینده دانست.

رئیس دوره‌ای هواوی امروز ضمن اشاره به اینکه شرکت یادشده در دو سال اخیر به رغم سنگ‌اندازی دولت‌های مختلف سریع‌ترین رشد تجاری را داشته است، خاطرنشان کرد که انتظار می‌رود این شرکت سال ۲۰۱۸ را با ۱۰۹ میلیارد دلار درآمد به پایان برساند که این عدد نشانگر ۲۱ درصد رشد در این زمینه است.

گو پینگ (Gue Ping) در نطقی که به مناسبت سال جدید خطاب به کارمندان شرکت چینی ایراد کرد، اعلام داشت که ۲۶ قرارداد را در رابطه با نسل پنجم ارتباطات، 5G، نهایی کرده است و پیش‌بینی می‌کند فروش گوشی‌های هوشمند هواوی در سال ۲۰۱۸ از مرز ۲۰۰ میلیون دستگاه عبور کند.

مدیر هواوی

البته پیش‌بینی‌های فوق قبلا هم مطرح شده بود و به نظر می‌رسد برنامه‌ی چینی‌ها به درستی در حال پیش‌روی است. غول چینی دنیای فناوری اوایل ماه جاری نیز پیش‌بینی کرده بود که درآمد سالانه‌ی این شرکت برای اولین‌بار از ۱۰۰ میلیون دلار تجاوز کند. چینی‌ها همچنین با اعلام عقد ۲۵ قرارداد در خصوص به‌کارگیری 5G خود را به‌عنوان بزرگ‌ترین ارائه‌دهنده‌ی تجهیزات 5G در جهان معرفی کرده بودند. صاحبان دومین برند پرفروش گوشی هوشمند، در اوت سال جاری نیز پیش‌بینی کرده بودند که بیش از ۲۰۰ میلیون گوشی را به فروش خواهند رساند.

مقاله‌های مرتبط:

هواوی بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی تجهیزات مخابراتی جهان و دومین تولیدکننده‌ی مطرح گوشی هوشمند است. این شرکت در سالی که گذشت از سوی آمریکا و متحدانش نظیر استرالیا و نیوزلند تحت فشار قرار گرفت و این دولت‌ها تجهیزات مخابراتی هواوی را به بهانه‌ی ناامن بودن ممنوع اعلام کردند. ادعایی که چینی‌ها به کرّات آن را رد کردند.

تنش‌ها زمانی بالاتر گرفت که سابرینا منگ، مدیر مالی هواوی و دختر رن ژنگفی (Ren Zhengfei)، یکی از بنیان‌گذاران این شرکت در کانادا دستگیر شد. بازداشت خانوم منگ اوایل ماه جاری به اتهام کمک به ایران برای دور زدن تحریم‌ها صورت گرفت.

منگ چند روز بعد به قید وثیقه‌ی ۷.۳۵ میلیون دلاری آزاد شد و چینی‌ها از آن تاریخ طی اقدامی انتقام‌جویانه دو کانادایی را بازداشت کرده‌اند. در سوی دیگر، گفته می‌شود کاخ سفید در تدارک ابلاغی است که طی آن شرکت‌های آمریکایی از استفاده از هرگونه تجهیزات مخابراتی ساخت هواوی و ZTE منع خواهد شد. دو تولیدکننده‌ی بزرگ چینی تاکنون در این خصوص اظهار نظری نکرده‌اند.


فضاپیمای نیوهورایزنز در اولین روز از سال نو میلادی با یکی از دورافتاده‌ترین اجرام منظومه‌ی شمسی به نام آلتیما تولی ملاقات خواهد کرد.

درحالی‌که بخشی از مردم دنیا در آستانه‌ی سال نو میلادی در تدارک جشن و شادی و ملاقات با یکدیگر هستند، نوعی ملاقات دیگر در همان زمان در منطقه‌ای دورافتاده از منظومه‌ی شمسی به وقوع خواهد پیوست. نزدیک به ۶.۵ میلیارد کیلومتر دورتر از زمین، فضاپیمای نیوهورایزنز (افق‌های نو) قرار است رکورد ملاقات از دورترین جهان شناخته‌شده تاکنون را بشکند. مقصد این وعده‌گاه، سنگ فضایی کوچک، یخی و تاریکی است که 2014 MU69 یا به عبارت بهتر آلتیما تولی نام دارد. این رویارویی مختصر خواهد بود و زمان چندانی برای آشنایی دو طرف با یکدیگر وجود نخواهد داشت؛‌ زیرا فضاپیما با سرعت ۱۴ کیلومتر بر ثانیه بدون توقف از کنار سنگ یادشده عبور خواهد کرد. اما در ساعت‌ها و روزهای پیش‌رو، نیوهورایزنز تصاویری از ملاقات منحصربه‌فرد خود را به زمین ارسال خواهد کرد.

آلتیما تولی دورترین جرم کهن ملاقات‌شده تاکنون خواهد بود و ظاهر آن می‌تواند به دانشمندان اطلاعات بیشتری درباره‌ی قرص گاز و گرد و غباری بدهد که منظومه‌ی شمسی بیش از ۴.۵ میلیارد سال پیش از آن تشکیل شد. آلن استرن، پژوهشگر اصلی و دانشمند سیاره‌شناس در مؤسسه‌ی تحقیقات ساوت‌وست در کلرادو می‌گوید:

ما به‌نوعی جهان کاملا جدید خواهیم رفت.

اکنون که از اهمیت ملاقات نیوهورایزنز با آلتیما تولی مطلع شدید، در ادامه با زومیت همراه باشید تا ۵ نکته‌ی قابل‌توجه را درباره‌ی این اتفاق نجومی بی‌سابقه بازگو کنیم.

آلتیما تولی به‌شدت متفاوت‌تر از پلوتون است

نیوهورایزنز پس از گذر از کنار سیاره‌ی کوتوله‌ی پلوتون نام خود را بر سر زبان‌ها انداخت. این ملاقات دنیایی به‌شدت متنوع با کوهستان‌هایی از نیتروژن جامد، آتشفشان‌هایی که یخ فوران می‌کنند و جوی رقیق از غبار هیدروکربن را نشان داد.

آلتیما تولی همچون پلوتون در کمربند کویپر سکونت دارد؛ محلی که سکونتگاه مجموعه‌ای از سیارات کوتوله و سنگ‌های کوچک‌تری است که فراتر از نپتون به دور خورشید می‌چرخند. اما تنها وجه تشابه آن‌ها به همینجا ختم می‌شود. پلوتون بیش از ۲۳۷۰ کیلومتر قطر دارد و به اندازه‌ای بزرگ است که از نظر زمین‌شناسی فعال باشد و فعالیت‌هایی نظیر تشکیل کوه‌ها درونش اتفاق بیفتند. در مقابل، آلتیما تولی بسیار کوچک‌تر است؛ احتمالا قطری به اندازه‌ی تقریبا ۳۰ کیلومتر دارد و در نتیجه ظاهرا از نظر زمین‌شناسی غیرفعال است. بااین‌حال، احتمال می‌رود سطح آن با دهانه‌های برخوردی حفره‌دار یا به‌واسطه‌ی لکه‌های باقیمانده‌ی ناشی از برخوردها شیاردار باشد.

Pluto

فضاپیمای نیوهورایزنز با پرواز از کنار پلوتون در سال ۲۰۱۵ داده‌هایی را جمع‌آوری کرد که زمین‌شناسی شگفت‌انگیز این سیاره‌ی کوتوله را نشان دادند.

درباره‌ ظاهر آلتیما تولی چیزی نمی‌دانیم

آلتیما تولی احتمالا سنگی تاریک، قرمز و ناصاف است و می‌تواند تقریبا هر نوع شکلی داشته باشد. این سنگ فضایی چنان کم‌نور و دور است که تلکسوپ‌های مستقر در زمین آن را تنها به‌عنوان یک یا دو پیکسل می‌بینند. حتی تلسکوپ فضایی هابل نیز به سختی موفق به کشف آن در سال ۲۰۱۴ شد. دانشمندان نیوهورایزنز پیش از آنکه فضاپیمایشان به آلتیما تولی برسد، باید نهایت تلاش خود را انجام می‌دادند تا هرآنچه را که می‌توانند درباره‌ی این جرم دریابند.

دانشمندان مأموریت سه بار در سال ۲۰۱۷ و یک مرتبه در سال جاری در سرتاسر جهان پراکنده شدند تا هنگام گذر آلتیما تولی از مقابل ستاره‌ای دور، سایه‌ی موقتی ایجادشده توسط آن را ثبت کنند. دانشمندان با تحلیل چگونگی محوشدگی نور ستاره در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، موفق به شناسایی شکل زمخت آلتیما تولی شدند. به‌نظر می‌رسد این جرم سنگی کشیده با دو زائده همچون بادام زمینی است؛ اما احتمال می‌رود این زائده‌ها دو جرم مجزا باشند که با فاصله‌ی نزدیک به دور همدیگر می‌چرخند. چنین باینری تماسی‌ای می‌تواند یادآور ظاهر اردکی‌شکل دنباله‌داری باشد که فضاپیمای روزتای آژانس فضایی اروپا آن را در سال ۲۰۱۴ مطالعه کرد.

آلتیما تولی می‌تواند اطلاعات فراوانی درباره نحوه تشکیل منظومه شمسی ارائه دهد

برخلاف پلوتون که نسبت به سطح منظومه‌ی شمسی در مداری کج‌شده می‌چرخد (احتمالا به این دلیل که اصابت جرمی در یک زمان آن را از حالت طبیعی‌اش خارج کرده است)، آلتیما تولی در مسیری غالبا مختل‌نشده به دور خورشید سفر می‌کند. این نشان می‌دهد که این سنگ از زمان تشکیل در بیش از ۴.۵ میلیارد سال قبل در فضای منجمد انتهای منظومه‌ی شمسی قرار داشته است. گمان می‌رود که آلتیما تولی و دیگر اجرام نظیر آن که به‌عنوان اجرام باستانی سرد کمربند کویپر شناخته می‌شوند، از قرص اصلی مواد پیرامون خورشید که موجب پیدایش سیارات شد، باقی مانده باشند.

اما پژوهشگران با مطالعه‌ی آلتیما تولی از نزدیک می‌توانند به درک بهتری از دیگر اجرام باستانی سرد کمربند کویپر دست پیدا کنند.

New Horizons Path

رسیدن به آلتیما تولی بسیار دشوار بود

مسیریابی به سمت پلوتون به اندازه‌ی کافی دشوار بود؛ اما عزیمت به‌سوی جهانی بسیار کوچک با فاصله‌ی ۱.۶ میلیارد کیلومتر فراتر از پلوتون، دستاورد بین‌سیاره‌ای بی‌نظیری محسوب می‌شود. آلتیما تولی که نام مستعار MU69 است، به زمینی فراتر از جهان شناخته‌شده اشاره دارد.

نیوهورایزنز با عکس‌برداری از ستارگان دوردست و مشاهده‌ی چگونگی حرکات آلتیما تولی دربرابر آن پس‌زمینه، در حال بررسی مسیرش بوده است. گردانندگان مأموریت برای آنکه کاوشگر را در مسیری نگاه دارند که در ارتفاع تقریبا ۳۵۰۰ کیلومتری از سطح آلتیما تولی حرکت کند، درصدد آن هستند به مستطیلی در فضا برسند که تنها ۱۲۰ در ۲۳۰ کیلومتر اندازه دارد. این کمتر از یک سوم فاصله‌ای است که نیوهورایزنز در آن از کنار پلوتون گذر کرد.

انتظار چندانی از روز رویارویی نداشته باشید

در حین پرواز نیوهورایزنز بر فراز آلتیما تولی همه چیز بسیار سریع اتفاق خواهد افتاد. اما این بدین معنی نیست که اهالی زمین حاصل این ملاقات را بلافاصله مشاهده خواهند کرد.

نیوهورایزنز در روز سه‌شنبه اول ژانویه‌ی ۲۰۱۹ (۱۱ دی) در ساعت ۹ صبح به وقت تهران به کم‌ترین فاصله‌ی خود با آلتیما تولی خواهد رسید. فضاپیما در همان زمان در حال برقراری ارتباط با کنترل مأموریت نخواهد بود؛ زیرا با گذر از کنار آلتیما تولی مشغول عکسبرداری از این سنگ خواهد بود. سپس مخابره‌ی این اطلاعات به زمین با سرعت نور بیش از ۶ ساعت طول خواهد کشید.

نخستین تصویر از نمای نزدیک تا پیش از بعدازظهر اول ژانویه به زمین ارسال نخواهد شد. انتظار می‌رود تصویر واضح‌تر صبح روز بعد از راه برسد. سپس در آن هنگام، بشریت به نخستین نگاه گذرای خود از دورترین جهانی که تا به حال کاوش شده است، دست خواهد یافت.


کسب‌وکارها هرگز به‌سادگی و طبق فرمولی معین ارزش‌گذاری نمی‌شوند. وقتی از استارتاپ‌هایی صحبت می‌کنیم که هنوز به سودآوری نرسیده‌اند یا درآمدزایی کمی دارند و درهرصورت، با آینده‌ی نامعلومی مواجه‌اند، بحث ارزش‌گذاری سخت‌تر هم می‌شود. معمولا ارزش شرکت‌های بالغ که درآمد تثبیت‌شده‌ای دارند، براساس عواملی نظیر نرخ سود، مالیات، نرخ تنزیل و استهلاک تعیین می‌شود. بااین‌حال، طبیعتا در کسب‌وکارهای تازه‌تأسیس، نمی‌توان به چنین پارامترهایی مراجعه کرد.

اگر استارتاپ یا کسب‌وکار کوچکی را اداره می‌کنید و به‌دنبال جذب سرمایه‌گذار هستید یا برعکس، سرمایه‌گذاری هستید که می‌خواهید پول خود را روی استارتاپی سرمایه‌گذاری کنید، بهتر است با روش‌های رایج ارزش‌گذاری آشنا شوید. درعین‌حال، توصیه می‌کنیم هرگز خودتان را به یک رویکرد محدود نکنید؛ زیرا هیچ‌یک از روش‌های ارزش‌گذاری به‌تنهایی تمامی عوامل واقعی تأثیرگذار را پوشش نمی‌دهند.

ارزش‌گذاری استارتاپ تلفیقی از علم و هنر است و البته محاسبات بخش علمی آن، بسیار آسان‌تر پیش می‌رود. چرا کارشناسان ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها را هنر می‌دانند؟ هنر، پدیده‌ای ذهنی و درونی است و وقتی به ارزش واقعی هر کسب‌وکار اشاره می‌کنیم، باید به پرسش‌های پاسخ دهیم که با مقیاس‌ها و متریک‌های کمّی محاسبه‌شدنی نیستند. به‌عنوان‌ مثال، تیم شما چقدر قوی است؟ با چه احتمالی لیدهای فعلی خود را مشتریان آینده می‌بینید؟ فناوریتان تا چه حد نوآورانه است؟

بااین‌حال پیش از ارزش‌گذاری هر کسب‌وکار، باید به مجموعه‌ای از سیگنال‌های مثبت و منفی توجه کنیم:

Startup Valuation Methods

سیگنال‌های مثبت

کشش: آیا استارتاپ مدنظر مشتری دارد؟ اگر استارتاپ درحال‌توسعه‌ی پورتفولیوی مشتریانش باشد، بخت دریافت سرمایه‌ی بیشتری خواهد داشت.

پروتوتایپ: تولید پروتوتایپ حاکی از آن است که این استارتاپ تاحدودی در مرحله‌ی اجرایی موفق بوده و در‌حال‌حرکت به‌سمت بازار و عرضه‌ی محصول فیزیکی است. این امر برای سرمایه‌گذاران اهمیت بسیاری دارد.

عرضه و تقاضای فاندینگ فعلی: اگر تعداد کسب‌وکارهایی که به‌دنبال جذب سرمایه‌گذار هستند، از تعداد سرمایه‌گذاران بیشتر باشد، این موضوع روی ارزش استارتاپتان تأثیر می‌گذارد. به‌علاوه، چنین شرایطی احتمالا به ناامیدی صاحبان کسب‌وکار از دریافت سرمایه و درخواست سهم بیشتر سرمایه‌گذاران منجر می‌شود.

کانال‌های توزیع: توزیع یکی از استراتژی‌های مهم استارتاپ است که متأسفانه کارآفرینان آن را جدی نمی‌گیرند. وقتی کانال‌های توزیع کسب‌وکار به‌خوبی و مؤثر کار می‌کنند، ارزش استارتاپ مسلما افزایش می‌یابد.

درآمدها: جریان‌های مختلف درآمدی، مخصوصا برای شرکت‌هایی که محصولشان مخاطبان B2B و B2C را هدف قرار می‌دهد؛ یعنی پرداخت‌های مکرری ازطرف مشتریان دارد و بی‌نهایت ارزشمند است.

شهرت و اعتبار: آیا بنیان‌گذار یا تیم او سابقه‌ی درخشانی در ارائه‌ی ایده‌های خوب و اجرای آن‌ها و واردشدن به مرحله‌ی بازار دارد؟ آیا محصول این استارتاپ هم‌اکنون از شهرت خوبی برخوردار است؟ این ویژگی‌ها ارزش استارتاپ را افزایش می‌دهند؛ حتی در وضعیتی که هنوز هیچ کششی وجود ندارد.

زمان‌بندی صنعت: اگر کسب‌وکار مدنظر در حوزه‌ی صنعتی پرطرفدار و پررونق، مانند بازی‌های موبایل یا فین‌تک فعالیت کند، سرمایه‌گذاران مبلغ بیشتری روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر، اگر استارتاپ در یکی از صنایع باب روز فعالیت کند، ارزش بیشتری خواهد داشت.

Discounted Cash Flow Method

سیگنال‌های منفی

بخش اجرایی ضعیف: اگر استارتاپ به بخشی تعلق دارد که هم‌اکنون سطوح عملکرد خوبی نشان نمی‌دهد، سرمایه‌گذاران علاقه‌ی خود را به کل آن بخش از دست می‌دهند. البته، این موضوع قاعده‌ای کلی نیست.

تیم مدیریتی ضعیف: اگر تیم مدیریتی سوابق درخشانی در کارنامه‌‌شان نداشته باشد یا از شهرت و اعتبار خوبی برخوردار نباشد، این امر برای سرمایه‌گذاران سیگنالی منفی محسوب می‌شود.

بازارهای رقابتی و اشباع: برخی از بازارها تاحد بسیار زیادی رقابتی و اشباع هستند. استارتاپی که قصد دارد به چنین بازارهایی وارد شود، با بازیگرانی باید رقابت کند که تیم قدرتمند و درآمدزایی تثبیت‌شده‌ای دارند. سرمایه‌گذاران علاقه‌ی زیادی به سرمایه‌گذاری روی این استارتاپ‌ها ندارند؛ به‌جز در حالاتی که مدل کسب‌وکار یا ایده‌ی محصول واقعا ساختارشکن و متحول‌کننده‌ی بازار باشد.

محصول ناقص: اگر محصول هنوز به‌خوبی کار نمی‌کند یا بازار برای عرضه‌ی آن آمادگی ندارد، به‌وضوح با سیگنال منفی مواجه‌ایم. به‌علاوه، وقتی محصولی غیرقانونی است یا با احتمال خطرهای قانونی رو‌به‌رو است و به‌طورکلی هیچ کششی ندارد، ارزش استارتاپ به‌شدت با شک‌وتردید مواجه می‌شود.

حاشیه‌ی سود کم: معمولا شرکت‌هایی که حاشیه‌های درآمدی کمی دارند، به جریان درآمدی بیشتری باید دست پیدا کنند تا از خطر پرداخت‌نشدن و جدال‌های قانونی دور بمانند؛ زیرا در این حالت، سودآوری و احتمال سرمایه‌گذاری مجدد کمتر است. بعضی از صنایع، مانند عمده‌فروشی‌ها، با حاشیه‌های درآمدی کم و نبود تحرک سرمایه رو‌به‌رو هستند. همین امر آن‌ها را به سوژه‌هایی غیرجذاب برای سرمایه‌گذاران تبدیل می‌کند.

نبود برنامه‌ریزی مالی: برخی از بنیان‌گذاران وقتی درمعرض اتمام سرمایه‌شان قرار می‌گیرند و به پول نیاز پیدا می‌کنند، بدون رویکرد و برنامه‌ریزی مالی، سریعا وارد بازار جذب سرمایه می‌شوند. برای اغلب سرمایه‌گذاران این موضوع زنگ خطر جدی محسوب می‌شود.

انواع روش‌های ارزش‌گذاری استارتاپ

 Berkus Method

روش برکس

در دهه‌ی ۱۹۹۰، دیوید بِرکس روش بِرکس (Berkus Method) را با تمرکز بر ارزش‌گذاری استارتاپ‌های حوزه‌ی فناوری توسعه داد. آغازگاه روش برکس پاسخ به این پرسش است: آیا فکر می‌کنید استارتاپتان پس از پنج سال فعالیت، به درآمد بیست‌میلیون‌دلاری و حتی بیشتر دست پیدا می‌کند؟ اگر پاسخ مثبت بود، سرمایه‌گذار هریک از عناصر زیر را در استارتاپ ارزیابی می‌کند و برای هریک از آن‌ها، رتبه و سرمایه‌ای درنظر می‌گیرد که حداکثر آن به پانصدهزار دلار می‌رسد:

  • ایده‌ی مناسب (ارزش اصلی و خطر محصول)
  • پروتوتایپ (کاهش‌دهنده‌ی خطر تکنولوژی)
  • تیم مدیریت کیفیت (کاهش خطر اجرایی)
  • روابط استراتژیک (کاهش خطر بازار)
  • رونق محصول یا فروش (کاهش خطر محصول)

بنابراین در این مرحله، حداکثر ارزش‌گذاری استارتاپ به ۲.۵میلیون دلار می‌رسد و اگر استارتاپ هنوز به مرحله‌ی درآمدزایی نرسیده باشد، نهایتا دومیلیون دلار برای آن درنظر گرفته می‌شود. درواقع، بهترین امتیاز این مرحله ۲.۵میلیون دلار و بدین معنی است که استارتاپ نمره‌ی کامل و پانصدهزار دلارِ هر پنج مرحله را دریافت کرده است. این ارزیابی‌ به‌نوعی ارزش‌گذاری صریح و غیرمنعطف به‌شمار می‌رود.

یکی از مزیت های روش بِرکس این است که خطرها و پارامترهای ضعیف را مشخص می‌کند و بدین‌ترتیب، حوزه‌هایی روشن می‌شوند که در آن‌ها امکان بهبود وجود دارد.

 Risk Factor Summation Method

روش مجموع عوامل خطر

دومین روش ارزش‌گذاری استارتاپ، روش مجموع عوامل خطر (Risk Factor Summation Method) یا روش RFS است. روش بِرکس معیارهای زیادی برای ارزیابی شرکتی درنظر نمی‌گیرد که هنوز به درآمدزایی نرسیده و درعین‌حال، سرمایه‌ای نیز جذب نکرده است. درمقابل، روش RFS طیف وسیعی از معیارها ازجمله عوامل خارجی را در محاسبات خود منظور می‌کند.

در این روش، ارزش ابتدایی استارتاپ باتوجه‌به ارزش استارتاپ‌های مشابه تعیین می‌شود و سپس عوامل خطر، برای خطر‌های بسیار زیاد و بسیار کم محاسبه می‌شوند. عوامل خطر عبارت‌اند از:

  • خطر مدیریت
  • مرحله‌ی کسب‌وکار
  • خطر‌های قانونی و سیاسی
  • خطر تولید
  • خطر بازاریابی و فروش
  • خطر افزایش سرمایه
  • خطر رقابت
  • خطر فناوری
  • خطر دعوی قضایی
  • خطر بین‌المللی
  • خطر اعتبار
  • ظرفیت خروج با سود درخورتوجه

مشکل اصلی روش RFS این است که یافتن کسب‌وکار مشابه با استارتاپ مدنظر همیشه کار آسانی نیست؛ به‌ویژه اینکه باید اطلاعات کسب‌وکار مشابه را نیز جمع‌آوری کنیم.

Startup Valuation Methods

روش معاملات قیاس‌پذیر یا مشابه

روش معاملات قیاس‌پذیر (Comparable Transaction Method) که با نام روش معاملات پیشین نیز شناخته می‌شود، هم برای استارتاپ‌هایی که به مرحله‌ی فروش و درآمدزایی رسیده‌اند و هم برای استارتاپ‌هایی که هنوز در مراحل اولیه‌ی راه‌اندازی هستند، کاربردی است. در این روش، معاملات مشابه M&A یا خرید و ادغامی مشخص می‌شود که اخیرا در همین صنعت انجام شده است. پس از انتخاب معاملات و تراکنش‌های مقایسه‌شدنی، گام بعدی محاسبه معیارهای مهم با تجزیه‌وتحلیل معاملات گروه‌های همکار است. رایج‌ترین معیارهایی که در این روش استفاده می‌شوند، عبارت‌اند از: EV/EBITDA و EV/Sales. در این روش‌ها، EV بیانگر ارزش استارتاپ و EBITDA نشان‌دهنده‌ی نرخ درآمد قبل از کسر بهره و مالیات و استهلاک و Sales نیز بیانگر نرخ فروش است. بنابراین، در ابتدا باید داده‌های مالی مرتبط‌با معاملات مقایسه‌شدنی را بیابیم.

روش ارزش انحلال

همان‌طورکه از نامش پیدا است، روش ارزش انحلال (Liquidation Value Method) ارزش هر استارتاپ را با فرض لغو آن و فروش دارایی‌ها، پرداخت بدهی‌ها و ارائه‌ی سود سهام‌داران محاسبه می‌کند. روش ارزش انحلال فقط دارایی‌های ملموس، مانند کارخانه و ماشین‌آلات، تجهیزات، موجودی انبار و نظیر آن را درنظر می‌گیرد و دارایی‌های غیرملموس صرف‌نظر از ارزشی که ایجاد می‌کنند، در محاسبات درنظر گرفته نمی‌شوند.

بنابراین در این روش، ارزش خالص انحلال استارتاپ را با کسر بدهی‌ها از فروش تمامی دارایی‌ها محاسبه می‌کنیم. ممکن است نتیجه‌ی نهایی رقمی منفی باشد که نشان می‌دهد بدهی‌های شرکت از دارایی‌های آن بیشتر هستند. به‌عبارت‌دیگر، شرکت با فروش تمام دارایی‌های ملموسش نیز نمی‌تواند بدهی‌ها را پرداخت کند.

Book Value Method

روش ارزش دفتری

ارزش دفتری (Book Value) دارایی به‌معنی هزینه‌ی ثبت‌شده‌ی آن دارایی در ترازنامه منهای استهلاک است. ارزش دفتری هر استارتاپ، با کسر ارزش دارایی‌های نامشهود و بدهی‌ها از ارزش کل دارایی‌های ملموس محاسبه می‌شود. این روش بیشتر برای ارزش‌گذاری استارتاپ‌هایی به‌کار می‌رود که از دارایی‌های ارزشمند غیرمستقیم نظیر پتنت‌ها و کپی‌رایت و حق انتشار برخوردارند.

تفاوت اساسی ارزش دفتری و ارزش انحلال این است که ارزش دفتری به هزینه‌ی ثبت‌شده‌ی دارایی‌ها در ترازنامه و کسر استهلاک آن‌ها اشاره می‌کند؛ اما ارزش انحلال با این فرض پیش می‌رود که شرکت از بازار کسب‌وکار خارج‌ و دارایی‌های آن فروخته می‌شود. به این نکته توجه کنید که اگر شرکتی به‌دلیل ورشکستگی یا هر علت دیگری از بازار خارج شود، به‌احتمال زیاد دارایی‌های آن به قیمت ارزان‌تری فروخته می‌شوند. به‌علاوه، ارزش انحلال بازتاب‌دهنده‌ی مبلغی است که سهام‌داران پس از خروج شرکت از بازار دریافت می‌کنند؛ اما ارزش دفتری نشانگر میزان سرمایه‌گذاری آن‌ها در کسب‌وکار است.

روش تنزیل جریان نقدی

وقتی هر استارتاپ تولید جریان نقدی را شروع می‌کند و از جریان‌های نقدی آینده اطمینان دارد، روش تنزیل جریان نقدی (Discounted Cash Flow Method) یا روش DCF برای ارزش‌گذاری استارتاپ مفید واقع می‌شود. اولین گام در این روش، تخمین جریان آزاد نقدینگی آینده و تنزیل آن به ارزش فعلی است. این روش جذابیت سرمایه‌گذاری یا پروژه را تعیین می‌کند. اگر ارزش فعلی درآمد آتی از هزینه‌ی سرمایه‌گذاری بیشتر باشد، سرمایه‌گذاران با فرصت مثبتی مواجه هستند. فرمول روش تنزیل را در تصویر زیر مشاهده می‌کنید:

Discounted Cash Flow Method

در این فرمول، CF نشان‌دهنده‌ی جریان نقدی و r نشان‌دهنده‌ی نرخ بهره یا نرخ تنزیل است.

موفقیت روش تنزیل جریان نقدی تاحدزیادی به توانایی تحلیلگر بازار درباره‌ی دقت پیش‌فرض‌های رشد بلندمدت استارتاپ بستگی دارد. بااین‌حال، اگر با پروژه‌ی پیچیده‌ای رو‌به‌رو باشیم یا سرمایه‌گذار به اطلاعات جریان نقدی آینده‌ی استارتاپ دسترسی نداشته باشد، از این روش نمی‌توانیم استفاده کنیم.

Venture Capital Method

روش سرمایه‌ی خطرپذیر

یکی از روش‌های ارزش‌گذاری استارتاپ یا شرکتی که هنوز به درآمدزایی نرسیده، روش سرمایه‌ی خطرپذیر یا روش وی سی (VC Method) است. در سال ۱۹۸۷، پروفسور بیل سالمن، استاد دانشگاه هاروارد، این روش را معرفی کرد و پس‌ازآن، دوباره بازبینی و اصلاحش کرد. این روش از دیدگاه سرمایه‌گذاران پیش می‌رود.

روش سرمایه‌ی خطر‌پذیر، ازطریق فرمول زیر محاسبه می‌شود:

ارزش‌گذاری استارتاپ پس از فاندینگ ÷ ارزش نهایی یا هاروست = نرخ بازگشت سرمایه (ROI)

نرخ ROI موردانتظار یا پیش‌بینی‌شده ÷ ارزش نهایی = ارزش‌گذاری استارتاپ پس از فاندینگ

ارزش نهایی درواقع همان قیمت هدف موردانتظار فروش استارتاپ در آینده است. این قیمت براساس انتظارات منطقی درآمد و عواید در سالی برآورد می‌شود که استارتاپ به‌فروش می‌رود.

برای مثال، کسب‌وکار نرم‌افزاری را تصور کنید که از ارزش نهایی دومیلیون دلار و بازگشت سرمایه‌ی موردانتظار 10x برخوردار است. این کسب‌وکار برای رسیدن به جریان نقدی مثبت به پنجاه‌هزار دلار نیاز دارد. در این صورت:

نرخ ROI موردانتظار یا پیش‌بینی‌شده ÷ ارزش نهایی = ارزش‌گذاری استارتاپ پس از فاندینگ

10x ÷ دومیلیون دلار = ارزش‌گذاری استارتاپ پس از فاندینگ

دویست‌هزار دلار = ارزش‌گذاری استارتاپ پس از فاندینگ

سرمایه‌گذاری – ارزش استارتاپ پس از فاندینگ = ارزش استارتاپ پیش از فاندینگ

پنجاه‌هزار دلار – دویست‌هزار دلار = ارزش استارتاپ پیش از فاندینگ

۱۵۰هزار دلار = ارزش استارتاپ پیش از فاندینگ

Startup Valuation Methods

روش کارت امتیازی

در روش ارزش‌گذاری کارت امتیازی (Scorecard Valuation Method)، ابتدا متوسط ارزش استارتاپ پیش از فاندینگ محاسبه می‌شود و سپس، مجموعه‌ای از معیارها این ارزش را تعدیل می‌کنند. اولین قدم در راه محاسبه‌ی ارزش استارتاپ این است که ارزش شرکت‌هایی در همان منطقه و صنعت یا بخش استارتاپ مدنظر مشخص شود که هنوز به درآمدزایی نرسیده و سرمایه‌ای هم دریافت نکرده‌اند.

گام بعدی، این است که ارزش شرکت‌های مذکور را براساس روش کارت امتیازی پیدا کنید؛ به‌طوری‌که نتیجه‌ی به‌دست‌آمده با ارزش استارتاپ مقایسه‌کردنی باشد. کارت‌های امتیازی، یعنی عوامل تعدیل‌کننده‌ی ارزش استارتاپ عبارت‌اند از:

  • قدرت تیم مدیریت: از ۰ تا ۳۰درصد
  • سایز فرصت‌های بازار: از ۰ تا ۲۵درصد
  • محصول و فناوری: از ۰ تا ۱۵درصد
  • رقابت: از ۰ تا ۱۰درصد
  • بازاریابی + کانال‌های توزیع + مشارکت‌های استراتژیک : از ۰ تا ۱۰درصد
  • نیاز به سرمایه‌گذاری اضافی: از ۰ تا ۵درصد
  • سایر عوامل: از ۰ تا ۵درصد

گام نهایی این است که به‌ازای هریک از عوامل ذکرشده، یک عامل را به استارتاپ مدنظر اختصاص دهیم و مجموع عوامل را در میانگین ارزش شرکت‌های گفته‌شده ضرب کنیم.

Startup Valuation Methods

روش فِرست شیکاگو

روش فِرست شیکاگو (First Chicago Method) برمبنای یک فرض اصلی پیش می‌رود: چه اتفاقی رخ می‌دهد اگر روند پیشرفت استارتاپ واقعا عالی یا واقعا بد پیش رود؟ این فرض سه سناریو مختلف را به ما ارائه می‌کند: بدترین شکل قضیه و سناریو معمولی و بهترین حالت ممکن.

در صورت امکان، باید ارزش استارتاپ در هریک از این حالات را طبق روش DCF محاسبه کنیم. درغیر این‌صورت نیز می‌توانیم از نرخ داخلی بازگشت سرمایه استفاده کنیم. سپس، درباره‌ی این موضوع تصمیم‌گیری می‌کنیم که هریک از این حالات با چه احتمالی رخ می‌دهند. ارزش‌گذاری به روش فرست شیکاگو درواقع میانگین وزنی این سه سناریو است. نکته‌ی درخورتوجه این است که روش فرست شیکاگو برای ارزش‌گذاری استارتاپ‌هایی کاربرد دارد که به درآمدزایی رسیده‌اند.

چه روشی را برای ارزش‌گذاری استارتاپ انتخاب کنیم؟

ارزش‌گذاری‌ها فقط برآوردهایی هستند که از فرایندی رسمی و مشخص حاصل‌ شده‌اند. همان‌طورکه مشاهده کردید، راه‌های زیادی برای ارزش‌گذاری استارتاپ معرفی‌ شده‌اند و هیچ قانون خاصی برای انتخاب یکی از آن‌ها وجود ندارد. در ابتدای این مطلب اشاره کردیم ترجیحا ارزش‌گذاری استارتاپ را به یک روش محدود نکنید؛ زیرا ترکیب این روش‌ها با لحاظ‌کردن عوامل مؤثر متنوع‌تر، ارزیابی دقیق‌تری دراختیارتان می‌گذارند. واقعیت این است که ارزش‌گذاری (Valuations) ارزش دقیق شرکت یا استارتاپ را نشان نمی‌دهد. روش‌های گفته‌شده در این مطلب صرفا ایده‌ای کلی به شما می‌دهند که براساس آن، قیمت تقریبی استارتاپ خود را متوجه می‌شوید. همچنین درمی‌یابید درخواست چه میزان سرمایه از سرمایه‌گذاران منطقی است. افزون‌براین، فراموش نکنید عواملی مانند صنعت، ایده، رقابت، موقعیت جغرافیایی و عوامل مهم دیگر را نیز در ارزیابی خود لحاظ کنید.

دوستان ما

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها