برندها هر سال میلیاردها دلار برای کمپین‌های تبلیغاتی هزینه می‌کنند اما این دلیلی بر موفقیت آن‌ها نیست. در سالی که گذشت، کمپین کدام برند‌ها بهترین بوده‌اند؟

هر سال میلیارد‌ها دلار در برندینگ سرمایه‌گذاری می‌شود. برخی از آن‌ها خوب و جذاب هستند اما برخی دیگر علاوه‌بر هزینه‌ی زیاد، عملکرد چندان خوبی ندارند. در سالی که گذشت، بسیاری از برندها روی سبک خودشان سرمایه‌‌گذاری کرده و برخی دیگر از روش‌های شناخته‌شده و معروف کمک گرفتند. در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت به بررسی بیشتری تعدادی از بهترین و بدترین کمپین‌های تبلیغاتی در سال اخیر می‌پردازیم.

بهترین‌ها

۱- کمپین الکساندریا اوکاسیو کورتز

Alexandria Ocasio-Cortez

یکی از داستان‌های موفق سیاسی سال گذشته، موفقیت الکساندریا اوکاسیو کورتز، دموکرات سوسیالیست است. او توانست با یک بودجه‌ی ۲۰۰ هزار دلاری، رقیب خود یعنی جو کراولی را با بودجه‌ی سه‌میلیون‌دلاری شکست دهد. او ۲۹سال دارد و جوان‌ترین شخصی است که تابه‌حال در کنگره حضور پیدا کرده است. دلیل موفقیت او چیست؟

یکی از دلایل موفقیت او، تبلیغات فوق‌العاده خوبی است که شرکت Tandem Design NYC برای او انجام داد. در این کمپین از زبان بصری جنبش‌های مردمی استفاده شده بود که پیش‌تر توسط فعالان مدنی و کارگری مانند دولورس هورتا و سزار چاوزی استفاده شده بود. این کمپین تبلیغاتی بعد از تبلیغات اوباما در سال ۲۰۰۸ به یکی از امیدوارکننده‌ترین، متحول‌کننده‌ترین و الهام‌بخش‌ترین کمپین‌های تبلیغاتی سیاسی تبدیل شد.

۲- اوبر

uber

شرکت تبلیغاتی Wolff Olins، لوگوی قدیمی اوبر را به یک لوگوی قابل درک با مفهومی دوستانه تبدیل کرده است. از آنجایی که ارزش سهام این شرکت بعد از انتشار چند داستان در سال‌های گذشته به‌شدت پایین آمد و آیکون مداری‌شکل آن معنی خاصی نداشت، تغییرات جدید حرکت هوشمندانه‌ای بود که این برند را بیشتر از گذشته در دسترس کاربران نشان می‌دهد و آن را برای عرضه‌ی عمومی سهام در آینده آماده می‌کند.

۳- گوگل

google

مقاله‌ی مرتبط:

چگونه متوجه شویم محصولاتی که توسط گوگل ارائه می‌شوند، واقعا توسط این شرکت منتشر شده‌اند؟ این مسئله نه‌تنها مشکل گوگل؛ بلکه یکی از بزرگ‌ترین مشکلات شرکت‌های بزرگ و در حال رشد است. اما ابزار تم متریال جدید گوگل، رنگ‌ها و انحناهایی که به نام گوگل می‌شناسید را در هر بیت از رابط آن ترجمه می‌کند. متریال تمینگ ابزاری معرفی‌شده از سوی گوگل است که تمامی برندها می‌توانند از آن استفاده کنند.

۴- اسباب‌بازی فروشی Toys “R” Us

Toys “R” Us

بسته شدن فروشگاه‌های Toys “R” Us یکی از بدترین شکست‌های برندهای دنیای خرده‌فروشی در سال ۲۰۱۸ بود. اما پیش از اینکه این غول اسباب‌بازی چند تکه شده و فروخته شود، از آژانس تبلیغاتی Lippincott برای بازسازی برند کمک گرفت. بازسازی برند با ارائه‌ی مجموعه‌ای از بازی‌های سه‌بعدی ایده‌ی بسیار خوبی بود که متأسفانه عملی نشد و شکست خورد.

۵- هواشناسی Weather Channel

weather channel

ودر چنل یکی از کانال‌های معروف هواشناسی است که عده‌ی زیادی برای مشاهده‌ی پیش‌بینی وضعیت آب‌وهوای منطقه‌ی خود به آن مراجعه می‌کنند. این برند در سالی که گذشت، تصمیم گرفت ریسک بزرگی انجام دهد و پیش‌بینی آب‌وهوا را با واقعیت افزوده ترکیب کند. گردبادهایی که با واقعیت افزوده ساخته شده‌اند و دیوارهای استودیو را خراب می‌کنند، سیل‌هایی که ماشین‌ها را با خود می‌برند و آتش‌سوزی‌هایی که در دامنه‌ی کوه‌های کالیفرنیا رخ می‌دهند، از وقایعی هستند که در کمپین تبلیغاتی این برند با استفاده از تکنولوژی واقعیت افزوده طراحی شده و مردم از آن استقبال کرده‌اند.

۶- انتقام‌جویان: جنگ ابدیت

infinity war

دیزنی، شرکت مارول را در سال ۲۰۰۹ خرید و تصمیم گرفت آن را به یکی از برندهای محبوب و در حال گسترش تبدیل کند. فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» یکی از بهترین فیلم‌هایی است که نام این شرکت را در سال جاری سر زبان‌ها انداخت. این شرکت طی ۱۰ سال ۱۸ فیلم ساخته و با ترکیب شخصیت‌ها، داستان‌ها و موسیقی متن منحصربه‌فرد به یکی از غول‌های این صنعت تبدیل شده است. جنگ ابدیت به‌تنهایی دو میلیارد دلار در سراسر جهان فروش داشت و قسمت بعدی آن سال جدید اکران خواهد شد.

متوسط‌ها

۱- امریکن‌ اکسپرس

american express

امریکن‌اکسپرس بعد از گذشت ۳۰ سال تصمیم گرفت لوگوی خود را تغییر دهد و برای این کار از شرکت Pentagram کمک گرفت. در لوگوی جدید، حروف کمی تیز شده‌اند، رنگ پیش‌زمینه آبی تیره شده و نام آن به Am Ex تغییر کرده است.

۲- میل‌ چیمپ

Mailchimp

مقاله‌ی مرتبط:

شاید کمتر کسی پیدا شود از تغییر لوگوی برند میمون این شرکت به نقاشی‌های سبک جدید طرفداری کند. پلتفرم بازاریابی ایمیلی این شرکت همچنان با همان لوگوی معروف کله‌ی میمون فعالیت می‌کند و می‌توان گفت این برند بین دو احساس و مفهوم متفاوت گیر افتاده است.

بدترین‌ها

۱- کمپین Be Best

be best

این کمپین توسط بانوی اول آمریکا یعنی ملانیا ترامپ طراحی شده و هدف آن ارتقای رفاه و امنیت کودکان است. این کمپین علاوه‌بر هدف خوبی که دارد، طراحی چندان مناسبی نداشته و تبلیغات آن به‌عنوان یکی از بدترین کمپین‌ها شناخته شده است.

۲- کوکاکولا

cocacola

فونت رسمی و جدید کوکاکولا نیز به‌نام Unity به‌عنوان یکی از بدترین کمپین‌ها تبلیغاتی شناخته شده است. کارشناسان معتقدند فونت جدید باید داستان قدیمی بازاریابی این شرکت، یعنی «کوکاکولا می‌تواند جهان را متحد کند» تقویت کند. این برند نیز پیش‌تر آب‌معدنی‌های دسانی را به‌عنوان آب چشمه‌های طبیعی می‌فروخت اما مدتی بعد معلوم شد آب آن درواقع همان آب تصفیه‌شده‌ی معمولی است که با قیمت دو دلار فروخته می‌شود. با تمام این اتفاق‌ها به نظر می‌رسد شاید عمر این برند بزرگ صنعت نوشابه رو به پایان باشد.

۳- بلندینگ

blanding

بلندینگ یکی از بدترین ترندهای برندنیگ سال ۲۰۱۸ و به‌معنای تقلید کورکورانه و پیروی کردن از دیگران برای بهتر دیده شدن است؛ مانند بسیاری از برندهای اینستاگرامی که همه یک شکل به نظر برسند. برندهایی که بخش قابل‌توجهی از لوگوی آن‌ها سفید است، تنها یک محصول می‌فروشند و نام‌های عجیب‌وغریبی دارند.


هنکوک از دو تایر مفهومی با نام‌های هگزونیک و ایروفلو در نمایشگاه خودرو اِسِن رونمایی کرد که چسبندگی با سطح جاده را افزایش می‌دهند.

لاستیک خودرو یکی از مهم‌ترین قطعات آن به شمار می‌رود که نقش موثری در سواری، راحتی سرنشین و حتی کاهش مصرف سوخت دارد. به نظر می‌رسد هیچ کمبودی برای ایده‌هایی که هر سال در نمایشگاه‌های مختلف به تایر می‌پردازند،‌ وجود ندارد. این ایده‌ها به آینده نظر دارند و با هدف بهبود تعامل میان چرخ و جاده مطرح می‌شوند. هنکوک (Hankook) نیز از جمله شرکت‌های لاستیک‌سازی است که در نمایشگاه خودرو اِسِن (Essen) با دو لاستیک مفهومی حضور یافت. این لاستیک‌های مفهومی روی راحتی در خودروی خودران و نیروی روبه‌پایین در خودروهای مسابقه‌ای تمرکز می‌کنند. 

Hankook concept tire / لاستیک تایر مفهومی هنکوک

کلاوس کراس، رئیس مرکز تحقیقات و توسعه هنکوک در اروپا گفت:

این پروژه بخشی از تلاش ما برای یافتن روش‌های خلاق و کارآمد برای حمل‌ونقل آینده است. ما در این پروژه دو لاستیک مفهومی با نام‌های هگزونیک (Hexonic) و ایروفلو (Aeroflow) ارائه کرده‌ایم. 

Hankook concept tire / لاستیک تایر مفهومی هنکوک

تایر مفهومی هگزونیک روی خودروهای خودران متمرکز شده است؛ بنابراین بیشتر به‌دنبال ایجاد راحتی سواری برای مسافرانی است که نیازی به بازخورد و احساس جاده ندارند. آج لاستیک به‌صورت مجموعه‌ای از ماژول‌های ۶ضلعی شکسته شده است که ظاهراً قادر به جدا شدن از یکدیگر جهت ایجاد کانال‌های جدید برای آب هستند. هر ۶ضلعی همچنین دارای شکل Y در وسط خود است که باعث می‌شود بتواند ازطریق سطح صاف، چسبندگی بیشتری ایجاد کند.

Hankook concept tire / لاستیک تایر مفهومی هنکوک

تایر هگزونیک هفت حسگر دارد كه به‌صورت لحظه‌ای برای خواندن، تجزیه و تحلیل و واكنش به جاده استفاده خواهند شد و از جمله پارامترهای مورد اندازه‌گیری می‌توان به چسبندگی، دما و سطح جاده اشاره کرد. بااین‌حال ظاهر این لاستیک مفهومی بیشتر نمایشی به نظر می‌رسد تا اینکه بخواهد عملکرد خودرو را بهبود بخشد. 

Hankook concept tire / لاستیک تایر مفهومی هنکوک

در سمت مقابل لاستیک ایروفلو (Aeroflow) قرار دارد که با بیشینه نیروی دان‌فورس در موتوراسپرت طراحی شده است. این تایر دارای بدنه‌ی بزرگی با آج لاستیک نرم و صاف است که می‌تواند از وسط جدا و گسترده شود و هوای ورودی را به پروانه‌ی توربینی انتقال دهد. هنکوک می‌گوید که لاستیک ایروفلو می‌تواند در صورت لزوم، نیروی روبه‌پایین بیشتری تولید کند. البته هنکوک توضیح بیشتری درباره‌ی این طرح مفهومی ارائه نمی‌دهد و دقیقاً مشخص نیست که کار خود را به چه صورت انجام می‌دهد؛ اما در اینجا طرحی دقیق‌تر از داخل چرخ وجود دارد.

Hankook concept tire / لاستیک تایر مفهومی هنکوک

مقاله‌های مرتبط:

تصاویر نشان می‌دهد که طراحی این لاستیک مفهومی پیچیده است. آیرودینامیک در موتوراسپرت تاثیر بسیار زیادی دارد که در آن تمام قطعات خودرو برای بهینه‌سازی استفاده از جریان هوا هماهنگ هستند. لاستیک‌های مفهومی مانند ایروفلو هنکوک در حقیقت به‌دنبال بهره‌برداری بیشتر از پارامترهای آیرودینامیکی و استفاده از جریان باد برای بهبود عملکرد خودرو در شرایط مختلف هستند. 

Hankook concept tire / لاستیک تایر مفهومی هنکوک

نیروی دان‌فورس بیشتر درکنار وزن فنربندی نشده و چرخشی کمتر، هنگامی مؤثر است که بدنه‌ی خودرو نیز آیرودینامیک طراحی شده باشد. ایده‌ی افزایش نیروی روبه‌پایین درنهایت باعث افزایش چسبندگی می‌شود؛ البته اگر فضای زیادی برای استفاده از لاستیک بزرگ‌تر وجود داشته باشد و بتوان از تایری بزرگ‌تر از اندازه‌ی معمولی استفاده کرد.


اوبر و لیفت به‌عنوان دو رقیب در زمینه‌ی خدمات تاکسی آنلاین، با وجود شباهت‌های زیاد در برخی مسائل جزئی با هم تفاوت دارند.

برای کسانی که کاربر معمولی تاکسی‌های آنلاین یا خدمات اشتراک سواری هستند، انتخاب اوبر یا لیفت خیلی مهم نیست؛ زیرا پیشنهاد‌های آن‌ها نسبتاً نزدیک است و اگر فردی مشتری همیشگی نباشد، فرق چندانی برایش در هزینه و سایر موارد نخواهد داشت. 

سام ابوئلسمید، تحلیلگر ارشد خودرو در مؤسسه تحقیقات Navigant در این زمینه گفت:

من هنگام استفاده از خدمات این شرکت‌ها، جدای از تغییرات مربوط‌به طراحی اپلیکیشن موجود در گوشی هوشمند، هرگز تفاوت قابل‌توجهی در کار آن پیدا نکردم. لیفت برای اولین‌بار در اپلیکیشن خود برای رانندگان سیستم امتیازدهی در نظر گرفت، اما معمولاً کاری که یکی از شرکت‌ها انجام می‌دهد، به‌زودی توسط دیگری نیز کپی می‌شود. هر دو شرکت کاربران را قادر می‌سازند تا حساب‌های شخصی یا تجاری ایجاد کنند، سفرهای خود را برنامه‌ریزی کرده و مسیرهای مختلف را با قیمت‌های مختلف انتخاب کنند. برخی نیز خدمات کرایه خودروی شریکی ارائه می‌دهند و در برخی نقاط خاص، به کاربران اجازه می‌دهند که کرایه‌ها را بین مسافران تقسیم کنند. 

Uber  Lyft / اوبر لیفت

اما بیایید از نزدیک نگاهی به اوبر و لیفت بیاندازیم و تفاوت‌های آن‌ها را که برای مشتریان همیشگی آن‌ها مهم هستند، بررسی کنیم. البته اوبر شرکت بزرگ‌تری است و در سطح بین‌المللی فعالیت می‌کند. اوبر در بیش از ۷۰ کشور نمایندگی دارد و در سال ۲۰۱۷ حدود ۷.۴ میلیارد دلار درآمد جهانی به دست آورد، که نسبت‌به درآمد سال ۲۰۱۶ افزایش داشت. با این وجود، اوبر ۴.۵ میلیارد دلار نیز زیان کرد؛ در مقابل لیفت که تنها در ایالات متحده و انتاریو کانادا فعالیت می‌کند، در همان دوره ۱.۰۶ میلیارد دلار درآمد خالص داشته است (با زیان ۶۸۸ میلیون دلاری)، اما سریع‌تر از اوبر رشد می‌کند و گفته می‌شود که فعلاً‌ در مسیر سوددهی قرار دارد. 

در خدمات تاکسی آنلاین، اندازه‌ی شرکت‌ها چندان مهم نیست و تفاوت زیادی در ارائه‌ی خدمات سفر مشاهده نمی‌شود؛ زیرا لیفت بسیار بیشتر از اندازه‌ی خود فعالیت می‌کند تا رشد قابل تضمینی داشته باشد. تجربه‌ی رزرو سفر در اپلیکیشن هر دو شرکت کاملاً یکپارچه است و هر دو کرایه‌ را پیش از سوارشدن برآورد می‌کنند و حتی زمان تقریبی رسیدن راننده به محل مسافر را نیز تخمین می‌زنند. 

Uber  Lyft / اوبر لیفت

لیفت به مسافران فرصتی برای انتخاب توقف بین‌راهی در طول مسیر خود تا مقصد نهایی می‌دهد و زمان‌بندی سفرها را برای همان روز نیز تعیین می‌کند. مزیت اوبر این است که قبل از انتخاب راننده و تماس، زمان رسیدن راننده تا مبداً حرکت اعلام می‌شود. به‌عنوان ابزار بازاریابی، هر دو شرکت خدمات اعتباری را ازطریق اپلیکیشن خود ارائه می‌دهند که می‌توانند برای سفر رایگان استفاده شوند. قبل از اینکه مشتریان بخواهند برای اولین‌بار با اوبر یا لیفت سفر کنند، می‌توانند کدهای تبلیغاتی برای دریافت تخفیف ویژه بگیرند. حتی دوستانی که عضو این شرکت‌ها هستند می‌توانند شما را معرفی کنند و با دادن کد، تخفیف ویژه بگیرند. فهرست این تخفیف‌ها و کدها برای اوبر و لیفت با جست‌وجوی ساده در گوگل میسر می‌شود. 

بزرگ‌ترین مشکلاتی که مسافران با اوبر و لیفت داشته‌اند، این است که رانندگان در ابتدا نمی‌توانند مسافر را پیدا کنند و فرایند رسیدن با کمی تأخیر انجام می‌شود. هر دو سرویس پس از پنج دقیقه زمان انتظار، سفرها را لغو خواهند کرد؛ اما لیفت پس از یک دقیقه منتظر ماندن راننده برای رسیدن مسافر، شروع به صدور صورتحساب برای مسافر می‌کند. بااین‌حال اوبر مهلت بیشتری به مشتریان می‌دهد، اما زمان انتظار براساس شهر‌ موردنظر، متفاوت است. هر دو شرکت از مسافران می‌خواهند که کیفیت سفر خود را ارزیابی کرده و در امتیازدهی به رانندگان (ازطریق اپلیکیشن یا به‌طور مستقیم به راننده) به‌عنوان بخشی از این روند شرکت کنند.

Uber  Lyft / اوبر لیفت

لیفت در تعامل با مسافران بسیار صمیمی عمل می‌کند و شعار آن «دوست همراه‌با خودرو» است. این شعار مشتریان را تشویق می‌کند که با راننده هم‌صحبت شوند. بااین‌حال رانندگان اوبر نیز زیاد با مسافران حرف می‌زنند، البته اگر مسافران (اغلب در صندلی عقب) علاقه‌ای به صحبت کردن داشته باشند. 

نوع خدمات نیز بسته به انتخاب مشتری پیچیده است؛ زیرا اوبر و لیفت، خدمات مختلفی برای مشتریان در نظر گرفته‌اند. به‌عنوان مثال برای سفر معمولی UberPool یا Lyft Line ارائه می‌شود، اما در خدمات سطح بالاتر، UberSelect و Lyft Premier یا Lyft Lux برای مشتریان وجود دارد. اوبر دامنه انتخاب وسیعی برای خودروی سفر دارد؛ به‌عنوان مثال UberSUV برای مشتریانی ارائه خواهد شد که تا ۶ صندلی نیاز داشته باشند. 

اوبر

اوبر و لیفت هزینه‌های مشابهی برای خدمات خود از مشتری دریافت می‌کنند. هزینه‌های دریافتی براساس مسافت و دقیقه بسیار به‌هم نزدیک هستند ولی در مکان‌های متفاوت (شهرهای بزرگ و کوچک)، با هم فرق کمی دارند. به‌طور متوسط این دو شرکت یک دلار برای شروع سفر، سپس ۱.۵۰ دلار به ازای هر مایل، به‌علاوه‌ی ۲۵ سنت در هر دقیقه دریافت می‌کنند؛ این میزان را می‌توان حدود ۲ دلار به ازای هر مایل در نظر گرفت. باتوجه‌به اینکه دو شرکت در آمریکا رقابت درون‌شهری دارند، بنابراین سعی می‌کنند که قیمت‌ها را درمقایسه‌با رقیب پایین نگه‌ دارند. همین موضوع باعث می‌شود تا آن‌ها همیشه به‌دنبال قیمت‌های مقرون‌به‌صرفه برای مشتریان باشند. اما نمی‌توان شرکتی پیدا کرد که بتوان هنگام نیاز به پس‌پرداخت با آن مذاکره کرد. بااین‌حال لیفت خدمات بیشتری در دسترس مشتریان قرار می‌دهد که شاید به‌دلیل کوچک بودن و تمرکز بیشتر باشد. 

Lyft Ditch Your Car / لیفت

مسافران در هر دو سرویس تاکسی آنلاین در طول زمان‌های حضور در ترافیک، هزینه‌ی بیشتری خواهند پرداخت. به‌عنوان مثال برخی افراد که در کنفرانس‌های مهم شرکت می‌کنند، مجبور هستند که کرایه‌های سنگینی پرداخت کنند. این شیوه‌ی قیمت‌گذاری در اوبر با نام Surge شناخته می‌شود و در لیفت، Prime Time نام دارد؛ اوبر تمایل دارد که هزینه‌های بیشتری از مشتریان دریافت کند. به‌عنوان مثال گاهی اوقات کرایه اوبر بین هفت تا هشت‌برابر افزایش می‌یابد، درحالی‌که نهایت کرایه در لیفت حدود ۲ برابر می‌شود. 

مقاله‌های مرتبط:

رانندگان لیفت حقوق بیشتری نیز می‌گیرند؛ حقوق رانندگان اوبر ۱۳.۷۰ دلار در هر ساعت است، درحالی‌که این میزان برای رانندگان لیفت به ۱۷.۵ دلار می‌رسد. بااین‌حال اوبر پاداش‌های بیشتری به رانندگان خود می‌دهد که شاید به‌نوعی جبران حقوق کمتر باشد. 

هر دو شرکت، رانندگان دارای سوابق بد را اخراج خواهند کرد. اما این تضمین نمی‌کند که شما همیشه با افراد بدرفتار برخورد نخواهید کرد؛ مانند راننده‌ی اوبر که تلاش کرد زنی را که در ماشینش خوابیده بود، برباید.

Toyota Uber autonomous car / تویوتا اوبر خودروی خودران

خدمات تاکسی آنلاین و اشتراک سواری، خود را برای عصر آینده خودروهای خودران آماده می‌کند، که باید مشکلات را به‌نوعی حل کنند. بااین‌حال هنوز به آن نقطه نرسیده‌ایم و ممکن است که دردسرهای جدیدی در آینده ایجاد شوند. به‌عنوان مثال می‌توان به فیلمی در هالیوود اشاره کرد که به داستان آدم‌ربایی خودروی خودران می‌پردازد و سرنشین خود را حدود ۴۰۰۰ مایل از سیلیکون‌ولی دور می‌کند. هرچند که این داستان تخیلی است، اما می‌تواند روزی با پیشرفت علم محقق شود و دردسرهای زیادی برای نوع انسان به همراه آورد.

 


الگوریتم جدید یادگیری ماشینی، بسیار ساده‌تر از قبل می‌تواند کدهای امنیتی کپچا را حدس بزند. الگوریتم جدید روی ۳۳ وبسایت محبوب با موفقیت آزمایش شده است.

محققانی از انگلیس و چین، موفق به توسعه‌ی الگوریتم جدیدی مبتنی بر یادگیری ماشین شده‌اند که می‌تواند کدهای امنیتی کپچا (CAPTCHA)‌ را بسیار ساده‌تر، سریع‌تر و با دقت بالاتری نسبت‌به تمام روش‌های قبلی حدس بزند.  

الگوریتم جدید مبتنی بر شبکه‌ی رقابتی مولد (GAN)، توسط دانشمندانی از دانشگاه لنکستر انگلیس، دانشگاه نورت وسترن چین و دانشگاه پکینگ چین توسعه یافته است. GAN‌ها، کلاس ویژه‌ای از الگوریتم‌های هوش مصنوعی هستند که برای مواردی که به مقادیر زیادی از داده‌ برای آموزش دادن الگوریتم، دسترسی وجود ندارد، به‌کار برده می‌شوند. معمولا در الگوریتم‌های مبتنی بر یادگیری ماشین، برای آنکه الگوریتم بتواند کار خود را به‌درستی و با دقت بالاتری به‌انجام برساند، نیاز به میلیون‌ها داده برای آموزش الگوریتم وجود دارد.  

مقاله‌های مرتبط:

الگوریتم GAN دارای مزیت‌های قابل‌توجهی است. یکی از مزایای الگوریتم GAN آن است که می‌تواند با استفاده از داده‌های اولیه‌ی بسیار کمتری نسبت به سایر الگوریتم‌ها کار کند. علت آن است که الگوریتم GAN از مولفه‌ی موسوم به «مولد» یا‌ «generative»، برای تولید داده‌‌‌ی شبیه به‌یکدیگر استفاده می‌کند. سپس، داده‌های تولیدشده به الگوریتم «حل‌کننده‌» یا «solver» تغذیه می‌شوند. این الگوریتم تلاش می‌کند تا خروجی را حدس بزند.

وقتی دو عنصر GAN دربرابر یکدیگر قرار می‌گیرند، قسمت solver یا حل‌کننده‌ی الگوریتم، عملکرد بهتری از خودش نشان می‌دهد و شبیه به این است که با میلیون‌ها داده، آموزش دیده باشد. محققان انگلیسی و چینی، از این ایده برای شکستن کد CAPTCHA استفاده کردند. اکثر قریب به اتفاق مطالعات قبلی انجام‌شده در این زمینه، از الگوریتم‌های یادگیری ماشین کلاسیک استفاده می‌کردند که نیاز به مقادیر زیادی از داده‌های اولیه‌ی آموزش‌داده‌شده به سیستم بود. 

محققان معتقدند که در دنیای واقعی، کسی که قصد حمله به یک وبسایت را دارد، نمی‌تواند میلیون‌ها کد کپچا (CAPTCHA)‌ برای وبسایت یا API تولید کند و شناسایی نشود یا آن وبسایت ممنوعیتی برای ورود وی درنظر نگیرد. به‌همین دلیل، محققان در تحقیق خود، تنها از ۵۰۰ کد متنی کپچا از هر یک از ۱۱ سرویس کد متنی CAPTCHA برای ۳۲ وبسایت برتر از نظر الکسا استفاده کردند. محققان معتقدند:

برای جمع‌آوری ۵۰۰ کپچا، کمتر از ۲ ساعت زمان (کمتر از ۳۰ دقیقه برای بیشتر طرح‌ها)، و کمتر از ۲ ساعت برای برچسب‌گذاری آن‌ها برای یک کاربر زمان صرف شد. این بدان معنی است که تلاش و هزینه‌ی کمتری برای شکستن کد کپچا صرف شده است. 

در جدول ذیل، فهرستی از داده‌های آموزشی دیده می‌شود که شامل کد متنی CAPTCHA از سایت‌هایی همچون ویکی‌پدیا، مایکروسافت، eBay، بایدو، گوگل، Alipay، JD، Qihoo360، سینا، ویبو و Sohu است. 
کد کپچامحققان پس از جمع‌آوری و آموزش حل‌کننده‌های GAN با استفاده از ایجاد بیش از  ۲۰۰٫۰۰۰ کد متنی کپچای مصنوعی، توانستند الگوریتم‌های خود را در مقایسه با سایر سیستم‌های کد متنی کپچا که در اینترنت استفاده می‌شوند، مورد آزمایش قرار دهند که پیش از این توسط محققان دانشگاهی دیگری مورد آزمایش قرار گرفته بودند. محققان اعلام کردند: 

جدول، مقایسه‌ی خوبی بین روش‌های حمله قدیمی با روش الگوریتم جدید نشان می‌دهد. در این آزمایش، رویکرد جدید در مقایسه با تمام روش‌های قبلی، عملکرد بهتر و نتایج قابل‌توجه بهتری را نشان می‌دهد. 

کد کپچا

محققان اعلام کردند که روش پیشنهادی آن‌ها می‌تواند با دقت ۱۰۰ درصد،‌ کدمتنی کپچا را در سایت‌هایی مانند Megaupload، Blizzard و .NET حدس بزند. باتوجه به آزمایش‌های انجام‌شده روی ۳۰ سایت دیگر، مشخص شد که روش محققان از دقت بالاتری نسبت به تمام روش‌های قبلی برخوردار است. در این بررسی، سایت‌هایی همچون آمازون، Digg، Slashdot، PayPal، یاهو و QQ مورد بررسی قرار گرفتند. محققان اعلام کردند که الگوریتم جدید آن‌ها علاوه‌بر اینکه از دقت بالاتری نسبت به روش‌های قبلی برخوردار است، کارایی بهتر و قیمت پایین‌تری هم دارد. محققان اعلام کردند:

الگوریتم جدید می‌تواند با استفاده از یک کامپیوتر دسکتاپ، کد متنی کپچا را در کمتر از ۰.۰۵ ثانیه حدس بزند. 

کد کپچا

این بدان معنی است که مهاجمان نیازی به خرید و پرداخت هزینه‌ برای سرورهای رایانه‌ای گران‌قیمت ندارند تا بتوانند کدها‌ی متنی CAPTCHA را بلادرنگ در وبسایت‌های مورد نظرشان حدس بزنند. وقتی مهاجمی، الگوریتم کد متنی کپچا را آموزش داده است، می‌تواند از این الگوریتم روی دسکتاپ یا وب سرور معمولی استفاده کند و حملات DDoS یا حملات اسپم را روی وبسایت‌هایی که از سرویس کد متنی کپچا استفاده می‌کنند، به‌انجام برساند. از آنجایی که آموزش دادن الگوریتم بسیار ساده است، چنین افرادی می‌تونند به‌راحتی الگوریتم را آموزش بدهند. دکتر ژنگ وانگ، مدرس ارشد دانشکده محاسبات و ارتباطات دانشگاه لنکستر و همکارانش در این تحقیق اعلام کردند:

چنین وضعیتی واقعا ترسناک است. این بدان معنی است که اولین سد دفاع امنیتی بسیاری از وبسایت‌ها دیگر قابل اعتماد نیست.

دکتر ژنگ و تیم تحقیقاتی او توصیه می‌کنند که صاحبان وبسایت‌ها اقدامات دیگری را برای تشخیص روبات‌‌ها و ایجاد چندین لایه‌ی امنیتی مورد توجه قرار بدهند؛ مثلا می‌توانند از روش‌هایی نظیر استفاده از الگوها، موقعیت مکانی یا داده‌های بیومتریک استفاده کنند. در اوایل سال جاری میلادی، گوگل چنین سرویسی را تحت عنوان نسخه‌ی ۳ ابزار کپچا معرفی کرد. گوگل اعلام کرد که نسخه‌ی جدید سرویس کپچا با الگوریتم‌های مبتنی بر یادگیری ماشین کار می‌کند تا بتواند روبات‌ها را از کاربران واقعی تشخیص بدهد. 


بی‌ام‌و در حال تولید سیستم محرکه‌ی برقی جدیدی است که علاوه‌بر حجم و وزن پایین، پیچیدگی کمتر و سازگاری بیشتر با محیط زیست دارد.

بی‌ام‌و در آینده‌ی نزدیک از سیستم محرکه جدید نسل پنجم خود برای مدل‌های برقی و پلاگین هیبرید رونمایی خواهد کرد. خودروساز آلمانی معتقد است که تحقیقات این شرکت به نتایج خوبی نزدیک می‌شود و در آینده باید منتظر اخبار خوشی باشیم. این تحقیقات باعث حصول اطمینان از دستیابی به تمام جنبه‌های مورد نیاز خودروهای آینده خواهند شد، هرچند که ممکن است کمی با تأخیر همراه باشد. بااین‌حال چنین فناوری، بی‌ام‌و را قادر می‌سازد که سریع‌تر از سایر شرکت‌های رقیب در زمینه‌ی تولید خودروی الکتریکی (مانند تسلا) به قابلیت سازگاری با تقاضای بازار دست یابد. بنابراین اهمیت نسل پنجم سیستم محرکه‌ی در اینجا مشخص می‌شود که چرا این شرکت روی آن سرمایه‌گذاری می‌کند. 

نسل آینده موتورهای الکتریکی، حجم و وزن کمی دارند

این همان موردی است که اکثر مقامات این شرکت در مصاحبه‌های مختلف به آن اشاره می‌کنند. اخيراً استفان یوراشک، معاون توسعه سیستم محرکه برقی بی‌ام‌و ادعاهای جالبی درباره‌ی واحد تولید قدرت در خودروهايی مانند iX3 و i4 مطرح کرد. به‌گفته‌ی یوراشک، مزیت اساسی در سیستم محرکه‌ی نسل پنجم بی‌ام‌و این است که موتور الکتریکی، جعبه‌دنده و واحد کنترل الکترونیکی هم‌اکنون دستگاهی یکپارچه را تشکیل می‌دهند. این واحد بسیار جمع‌وجور، فضای بسیار کمتری نسبت به سه جزء جداگانه که در نسل‌های گذشته استفاده می‌شود، اشغال می‌کند.

bmw / بی ام و خودروی الکتریکی

مسئله‌ی فضا و وزن در خودروی الکتریکی ممکن است حتی مهم‌تر از مدل‌های معمولی باشد؛ زیرا باتری فضای بسیار زیادی را اشغال می‌کند و بخش عمده‌ای را به خود اختصاص می‌دهد. بی‌ام‌و قصد دارد محصولاتی تولید کند که تاحد ممکن جمع‌وجور و با حجم و وزن کم باشند. باتوجه‌به اینکه هنوز مشخص نیست چه زمانی خودروسازان به نتایج قطعی در این زمینه می‌رسند، آن‌ها فعلاً انعطاف‌پذیر هستند و خودروهای مجهز به پیشرانه‌های احتراق داخلی برای مشتریان تولید می‌کنند. 

بااین‌حال بی‌ام‌و باتوجه‌به سیستم محرکه‌ی برقی جدید خود که مقیاس‌پذیر است، تا حدودی با مشکل اغلب سازندگان درگیر نیست. سیستم جدید به این شرکت اجازه می‌دهد تا آن را طبق فضای نصب و الزامات قدرت خودروی برقی تغییر دهد. تلاش مداومی برای توسعه‌ی باتری در این شرکت انجام می‌شود و نسل پنجم سلول‌های باتری آن ماژولار هستند که به آن‌ها اجازه می‌دهد این باتری‌ها را درنهایت انعطاف‌پذیری روی هر نوع معماری خودرو سوار کنند. این توانایی‌ها را اگر درکنار واحد شارژ مستقیم/متناوب بی‌ام‌و که باعث کاهش زمان شارژ می‌شود، قرار دهیم، دست برتر خودروساز آلمانی را در رقابت برای تولید خودروی الکتریکی در آینده نشان می‌دهد. 

موتورهای الکتریکی بی‌‌ام‌و در مقایسه با رقبا متفاوت هستند

وقتی که قصد داشته باشیم موتورهای الکتریکی را توصیف کنیم، اطلاعات زیادی نمی‌توان ارائه داد. ساختار ساده و پیچیدگی کم آن‌ها باعث می‌شود تا تمام لحظات پشت فرمان خودروی برقی بسیار آرام باشد؛ هرچند که این خودروها گاهی اوقات بسیار سریع عمل می‌کنند و شتاب‌گیری فوق‌العاده‌ای دارند. گشتاور آنی و شتاب‌گیری سریع باعث می‌شود تا نظر بسیاری از افراد درباره‌ی آن‌ها تغییر کند. اما آیا بیشتر افراد تفاوت بین موتور احتراق داخلی و موتور الکتریکی را احساس می‌کنند؟ مطمئناً‌ بی‌ام‌و این موضوع را درک می‌کند و حتی اگر تفاوت کمی نیز وجود داشته باشد، از آن وجه افتراق بسیار خوب بهره می‌برد.

bmw / بی ام و خودروی الکتریکی

پیشرانه‌های احتراق داخلی باتوجه‌به معماری یا سازنده‌ی آن، احساس متفاوتی ایجاد می‌کنند. پیشرانه‌ی خورجینی ۸ سیلندر قطعاً با پیشرانه‌ی ۴ سیلندر متفاوت است؛ هر دو در صدا و احساس رانندگی تفاوت‌هایی دارند. حتی گاهی اوقات پیشرانه‌های ۶ سیلندر احساس بهتری از رانندگی به راننده القا می‌کنند که این تفاوت‌ها بیشتر به‌دلیل نحوه‌ی چیدمان و تعداد سیلندرها است. بی‌ام‌و در دنیای ساخت پیشرانه، خود را از سایر خودروسازان جدا کرده است و به‌عنوان یکی از بهترین سازندگان در دنیا شناخته می‌شود. پیشرانه‌هایی مانند S62 V8 همراه‌با S85 V10 و حتی M88 این تمایز را به خوبی ثابت می‌کنند. بنابراین موضوع سیستم محرکه اهمیت زیادی دارد و بی‌ام‌و به‌عنوان یکی از موفق‌ترین شرکت‌ها، این اهمیت را به خوبی درک می‌کند. 

bmw / بی ام و خودروی الکتریکی

اما اکنون که ما به‌آرامی وارد عصر خودروهای برقی می‌شویم، بحث طراحی و ساخت سیستم محرکه برقی بیشتر خودنمایی می‌کند. یوراشک، در این‌باره می‌گوید:

مشتری ممکن است قادر به شناسایی تمام ویژگی‌های موتور الکتریکی نباشد، اما تفاوت قابل‌توجه در مقایسه‌ی بین صدای آن‌ها را متوجه می‌شود. احتمالا واضح‌ترین موردی که مشتری متوجه خواهد شد این است که سرعت موتور می‌تواند عملکرد آن را حفظ کند. 

bmw / بی ام و خودروی الکتریکی

این مسئله درست است که موتورهای برقی به سرعت بالا در ابتدای حرکت توجه می‌کنند، اما آن‌ها پس از رسیدن به حد مجاز سرعت به منحنی مسطحی می‌رسند؛ یعنی سرعت آن‌ها بیش از آن افزایش نمی‌یابد. بااین‌حال مهندسان زمان زیادی را برای توسعه‌ی این موتورها صرف می‌کنند و سعی دارند که با هوشمند کردن تنظیمات، عملکرد آن‌ها را بهبود بخشند.  علاوه‌بر این در صورتی که عملکرد خودروی برقی در محدوده‌ی مناسب نباشد، شعاع حرکتی آن‌ها نیز به سرعت کاهش می‌یابد. این موضوع باعث می‌شود تا شعاع حرکتی کوتاه‌تر و دفعات شارژ باتری بیشتر شود. هنوز اکثریت قریب به اتفاق مشتریان این اختلافات کوچک را درباره‌ی سیستم محرکه متوجه نخواهند شد، اما برای ما بسیار واضح است که بی‌ام‌و به‌شدت تلاش می‌کند تا در عصر ورود به دنیای جدید خودروهای برقی، اصالت خود را زیر پا نگذارد. 

موتورهای الکتریکی آینده بی‌ام‌و عاری از عناصر کمیاب خاکی خواهند بود 

استدلال بزرگی که بعضی از افراد دربرابر خودروهای برقی مطرح می‌کنند این است که آن‌ها در ساختار خود از عناصر کمیاب خاکی استفاده می‌کنند، بنابراین بیشتر آلودگی ایجاد خواهند کرد. این موردی است که هر سازنده‌ی خودروی برقی برای توسعه نسل آینده باید به آن توجه کند. حذف گازهای خروجی آلاینده و اطمینان حاصل کردن از اینکه خودروهای تولیدی کاملاً دوستدار محیط‌زیست باشند، دو موضوع کاملا متفاوت هستند. به همین دلیل است که بی‌ام‌و تلاش می‌کند تا استفاده از عناصر کمیاب را کاهش دهد.

مقاله‌های مرتبط:

مدتی قبل درباره‌ی پروژه‌ای صحبت کردیم که در آن کبالت مورد نیاز برای باتری خودروهای برقی بی‌ام‌و از منابع پایدار خریداری شده است. این پروژه سعی خواهد کرد تا ببیند که تاثیر افزایش تقاضا برای مواد خام در مناطقی که در آن استخراج انجام می‌شود، چه تاثیری دارد. به‌گفته‌ی استفان یوراشک، به‌طور همزمان محققان در جستجوی روش‌هایی برای کمترین استفاده از این فلز کمیاب هستند.

bmw / بی ام و خودروی الکتریکی

یوراشک در آخرین مصاحبه‌ی خود گفت: «ما تلاش می‌کنیم تا به‌تدریج نسبت مواد اولیه بحرانی مورد استفاده را کاهش دهیم. به‌عنوان مثال یکی از اهداف کلیدی فعالیت‌های تحقیق و توسعه‌ی ما کاهش قابل‌توجه در نسبت کبالت مورد استفاده در سلول‌های باتری است. این خبر خوبی است؛ اما آلمانی‌ها می‌خواهند با سیستم محرکه‌ی برقی نسل پنجم و جدید خود، قدم بزرگ‌تری را دنبال کنند. موتور الکتریکی در نسل پنجم سیستم محرکه‌ی برقی ما تصویری دیگر از این تلاش است، زیرا استفاده از عناصر کمیاب خاکی در آن کاملاً به صفر می‌رسد. این گامی بزرگ برای هدف کلی ایجاد خودروهای سازگار با محیط‌زیست طی نسل جدید است. این موضوع نه‌تنها نشان می‌دهد که بی‌ام‌و نسبت‌به توسعه‌ی پایدار تعهد دارد، بلکه میزان سرمایه‌گذاری در تکنولوژی جدید را نیز که در خودروهایی مانند iX3، i4 و iNext عرضه می‌شود، نشان می‌دهد».


فولکس‌واگن از اولین ایستگاه شارژ سریع سیار برای خودروهای برقی رونمایی کرد که سال آینده راهی شهرهای آلمان خواهد شد.

امروزه اکثر ایستگاه‌های شارژ خودروی برقی پس از نصب ثابت هستند. فولکس‌واگن قصد دارد تا سال آینده به فهرست معدود شرکت‌هایی بپیوندد که مایل به تغییر این رویه هستند. چند روز پیش خودروساز آلمانی از یک ایستگاه شارژ سریع سیار برای خودروهای الکتریکی رونمایی کرد که قصد دارد تا سال ۲۰۱۹ آن را راه‌اندازی کند. این شرکت می‌تواند با سرمایه‌گذاری روی شارژرهای سریع، زمینه را برای ایجاد انقلابی در بخش خودروهای برقی فراهم کند. 

Volkswagen mobile fast-charging station / فولکس واگن

فولکس‌واگن اولین شرکتی نیست که شارژر سریع سیار را توسعه می‌دهد، اما در حقیقت اولین خودروسازی است که وارد این حوزه از فناوری می‌شود. شرکت فری‌وایر تکنالوجیز (Freewire Technologies) که توسط BP پشتیبانی می‌شود، شارژر سریع سیار خود را خودروهای برقی ارائه کرده است. مزایای اصلی موردنظر فولکس‌واگن این است که توانایی شهرها یا شرکت‌ها برای قرار دادن شارژر سریع سیار در هر کجا که می‌خواهند، فراهم شود. این توانایی می‌تواند به تصمیم‌گیرندگان کمک کند که پیش از نصب ایستگاه شارژ دائمی، با رانندگان مشورت کرده و بهترین مکان را انتخاب کنند. فناوری مورد نیاز برای شارژ سریع نیز نسبتاً ساده است.

Volkswagen mobile fast-charging station / فولکس واگن

شارژر سیار بسیار شبیه Power Bank برای گوشی هوشمند است و می‌تواند به هر جا که لازم باشد حرکت کند. ظرفیت این شارژر به ۳۶۰ کیلووات‌ساعت می‌رسد و قادر خواهد بود که به ۱۵ خودروی برقی به‌طور همزمان خدمات ارائه دهد. طبق گفته‌ی فولکس‌واگن، زمان شارژ تقریبا ۱۷ دقیقه در حالت شارژ سریع است.

Volkswagen  / فولکس واگن

مقاله‌های مرتبط:

هنگامی که مقدار انرژی کمتر از ۲۰ درصد باشد، اپراتور می‌تواند به‌راحتی آن را با ایستگاه کاملا شارژ مبادله کند. بااین‌حال ایستگاه شارژ سیار را می‌توان به‌طور دائم به منبع تغذیه تا ۳۰ کیلووات متصل کرد. در این حالت ایستگاه همچنین می‌تواند خود را شارژ کند و به خودروهای برقی نیز خدمات شاژ ارائه دهد. اگر اپراتورها آن را به منبع انرژی تجدیدپذیر متصل کنند، شارژر نیز می‌تواند موقتاً از منابع پاک، انرژی را ذخیره کند تا فرایند تولید دی‌اکسیدکربن را خنثی کند.

اولین ایستگاه شارژ سریع سیار فولکس‌واگن تا سال آینده در ولفسبورگ آلمان مستقر خواهد شد. در سال ۲۰۲۰ این خودروساز قصد دارد شارژر نوآورانه را به سایر شهرها گسترش دهد. حتی سناریوهای دیگری نیز برای آینده پیش‌بینی شده است که در آن می‌توان ایستگاه‌های متعددی را برای رویدادی بزرگ در مقیاس وسیع آماده کرد و پس از پایان آن رویداد، براساس تقاضا برای شارژ آن را به مکان دیگری انتقال داد. 

Volkswagen / فولکس واگن

یکی از اولین خودروهای الکتریکی فولکس‌واگن که از ایستگاه شارژ سریع سیار بهره می‌برد، هاچ‌بک ID Neo مدل ۲۰۲۰ است. اولین خودروی برقی این شرکت تا سال آینده رونمایی خواهد شد و آغاز حرکت فولکس‌واگن را به سمت دنیای محصولات برقی جشن می‌گیرد. انتظار می‌رود که ID Neo با قیمتی حدود بهای فعلی مدل دیزلی فولکس‌واگن به فروش برسد. 

دانلود آهنگ مجید خراطها چشمام

  • دسته‌بندی نشده
  • دسامبر 30, 2018
بدون دیدگاه

این مطلب از وب سایت دان موزیک • دانلود آهنگ. انتشار گردید.

دانلود آهنگ مجید خراطها چشمام

در این پست می توانید آهنگ مجید خراطها چشمام را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ مجید خراطها چشمام

download song | Singer: Majid Kharatha | Song name: Cheshmam  | With the text song Share To Majid Kharatha-Cheshmam Mo on your social network

خواننده نام آهنگ تنظیم دسته بندی
مجید خراطها چشمام حمید احدی ترانه غمگین

 

تکس موزیک مجید خراطها چشمام

 

🎵 یه وقتایی هرچی صداتو میبری 🎵

🎵 بالاتر کمتر صداتو میشنون 🎵

🎵 اما یه وقتا چشماته که داد میزنه … 🎵

🎵 الان چشمام باهات حرف داره 🎵

🎵 یه دقیقه تو چشام نگاه کن هیچی نگو 🎵

🎵 چشمامو میبینی میبینی داغونم 🎵

🎵 داغونه این خونه خونه دلتنگه 🎵

🎵 خونمون دلتنگه دلتنگ چشماتو چشماتو 🎵

🎵 میبینم میبینم سردی تو چه خونسردی 🎵

🎵 انگار اصلا نمیدونی با خودم گیرم 🎵

🎵 از چی دلگیرم تو خودم میرم 🎵

🎵 ولی چشمات که میدونه تو 🎵

🎵 یه بی اعصاب من یه دیوونه من بی تقصیرم 🎵

🎵 انگار اصلا نمیدونی با خودم گیرم 🎵

🎵 از چی دلگیرم هی تو خودم میرم 🎵

🎵 ولی چشمات که میدونه تو یه 🎵

🎵 بی اعصاب من یه دیوونه من بی تقصیرم 🎵

🎵 چشمامو میبینی میبینی داغونم 🎵

🎵 داغونه این خونه خونه دلتنگه 🎵

🎵 خونمون دلتنگه دلتنگ چشماتو چشماتو میبینم 🎵

🎵 میبینم سردی تو چه خونسردی 🎵

 

 

دانلود آهنگ مجید خراطها چشمام


داده، نیاز اصلی کسب‌وکارها امروزی خصوصا برای بهره‌برداری بهینه از فناوری‌های پیشرفته همچون هوش مصنوعی و یادگیری ماشین محسوب می‌شود.

سیستم‌های نرم‌افزاری تجاری همچون سرویس‌های ERP و CRM‌ به نقطه‌ای رسیده‌اند که سوددهی آن‌ها به‌مرور درحال کاهش است. به‌بیان دیگر، ورودی‌ این سیستم‌‌ها همچون ورودی‌های انسانی یا داده‌های استخراج‌شده براساس رخدادهای مشخص، به حداکثر رشد خود رسیده‌اند.

استفاده از سرویس‌های نرم‌افزاری مدیریت و اتوماسیون کسب‌وکارها، به نقطه‌ای از کارایی رسیده است که ارزش افزوده‌ی آن، وابسته به فرایندهای داخلی شرکت‌ها همچون تعامل گروه‌های کاری می‌شود. چنین روش کاری، درنهایت منجر به استفاده از نرم‌افزارها در داده‌های فوق‌حساس یا تأثیرگذار روی روندهای مالی و ارائه‌ی ارزش بیشتر به مشتری‌ها، نخواهد شد.

اکنون زمان آن رسیده است که داده را هرچه بیشتر به درآمدزایی مرتبط و متصل کنیم. مدل‌های کسب‌وکاری مدرن، پیرامون پلتفرم‌های هوشمندی شکل می‌گیرند که با استفاده از هوش مصنوعی، موانع مختلف را از سر راه بر می‌دارند، سیستم‌های متفاوت را به هم وصل کرده و ناممکن‌های پیشین یا داده‌های دشوار و پیچیده را رمزگشایی می‌کنند. چنین مدلی، منبعی صحیح برای کسب نتایج مالی و درآمدی محسوب می‌شود.

مقاله‌های مرتبط:

صنایع سنگین و سنتی درحال تغییر هستند. شرکت‌های موفق قدیمی همچون کاترپیلار و برکشایر هاتاوی، چرخه‌ی وابستگی به فناوری‌های اولیه را شکسته‌اند. درعوض، آن‌ها منابع داده‌ی اختصاصی خود را تولید می‌کنند. چنین رویکردی، پیش از این در میان کسب‌وکارها به‌ندرت دیده شده است.

به‌خاطر منافع کشف شده از به‌کارگیری بهینه‌ی فناوری، مدیران کسب‌وکارهای صنعتی به‌سرعت درحال تغییر تمرکز به انقلاب دیجیتال هستند. آن‌ها، فرصت‌های قابل‌توجه در بازار جدید را کشف کرده و با استفاده از آن‌ها، در زمان و هزینه‌های خود صرفه‌جویی می‌کنند. چنین صرفه‌جویی، با افزایش کارایی و بازدهی عملیاتی به‌دست می‌آید.

data science

اتصال داده به درآمد

مثال‌های متعددی در دنیای کسب‌وکار امروزی، در ارتباط با پیاده‌سازی فناوری در صنایع سنتی دیده می‌شود. نقطه‌ی مشترک، عدم توانایی اکثر فناوری‌ها در کمک به بهبود عملیات حیاتی همچون تعمیر و نگه‌داری، مهندسی، مالی و خدمات مشتری است. چنین کاربردهای ناموفقی در فناوری، موجب از بین رفتن تلاش‌های مدیران بخش اطلاعات شرکت‌ها و هزینه‌های صرف‌شده برای هماهنگی سیستم‌ها نیز می‌شود.

رهبران کسب‌وکارها، در به‌کارگیری فناوری‌های جدید اغلب در دام عدم تفکر کافی می‌افتند. آن‌ها بدون اینکه بدانند چه داده‌ای برای راه‌اندازی کسب‌وکار مناسب است، آن را به سیستم‌های فناوری اطلاعات متصل می‌کنند. در بهترین حالت، چنین رویکردی نتایج زیادی نخواهد داشت. در بدترین حالت نیز، بدون کسب هیچ نتیجه‌ای، تنها سرمایه و زمان شرکت از بین رفته است.

هوش مصنوعی بدون داده‌ی مناسب، تنها هدررفت سرمایه و زمان است

تیم‌های عملیاتی در کسب‌وکارهای مختلف، به تکه‌های متفاوتی از فناوری تکیه دارند که به‌ندرت با هم ارتباط برقرار می‌کنند. درواقع، اعضای گروه‌ها نمی‌توانند با یادگیری بیشتر اطلاعات یک حوزه، هیچ کمکی به پیشرفت حوزه‌های نزدیک یا مجاور آن، بکنند. چنین پیشرفت و کمکی، نیاز به داده‌های ماشینی با ارزش دارد که حقایق مالی و مزیت‌های دارایی‌ها و تجهیزات شرکت را روشن کنند.

به‌هرحال، روش‌های قدیمی در استفاده از فناوری‌ها، نمی‌توانند اهداف سازمانی کنونی را برآورده کنند و نتایج مالی قابل‌توجهی نیز ندارند. به‌علاوه، آن‌ها توانایی ایجاد انعطاف یا چابکی مورد نیاز برای پیروزی در بازارهای کنونی را نیز ندارند. درنهایت، کسب‌وکارها به‌وسیله‌ی خودشان محدود می‌شوند. محدودیت، به‌خاطر سرعت پایین نوآوری و کنجکاوی مفید ایجاد می‌شود و از همه مهم‌تر، یک مانع بر سر راه موفقیت است.

تحلیل داده

خبر خوب آن‌که روندهای سنتی را می‌توان با راهکارهایی خاص بهبود داد. البته، کسب‌وکارهای امروزی، داده‌های ارزشمندی که سیستم‌های سنتی‌شان قادر به جمع‌آوری یا استفاده نیستند، نادیده می‌گیرند. درواقع برای بهبود روند کنونی، در قدم اول نیاز به شناسایی داده‌های کاربردی داریم.

تفاوت داده‌ی کاربردی و غیرکاربردی

کلان‌داده در حالت اولیه‌ و خام خود، قابلیت استفاده برای اهداف کاربردی را ندارد. درواقع، برای به‌کارگیری داده باید یک نکته‌ی مهم را در مرحله‌ی جمع‌آوری در نظر داشته باشیم. هر داده‌ای که قابل شمارش و جمع‌آوری باشد، لزوما با ارزش نبوده و هر داده‌ی باارزش نیز، لزوما قابل اندازه‌گیری و شمارش نیست. به‌خاطر همین اصلی اولیه، انسان‌ها همیشه در سیستم‌های هوش مصنوعی نیز بازیگرانی حیاتی محسوب می‌شوند.

آماده‌سازی، پاک‌سازی و تشخیص داده‌ی کاربردی، برعهده‌ی هوش مصنوعی است

در دهه‌های گذشته، داده‌های کسب‌وکارها که هیچ استفاده‌ای از آن نمی‌شد، بحث اصلی دنیای داده بود. به‌هرحال این موارد موجب پیشرفت شرکت‌های عرضه‌کننده‌ی سرور، خدمات ابری و محصولات ذخیره‌سازی شد. البته، امروز می‌دانیم که برای بهره‌برداری هرچه بیشتر از آن منابع، باید داده‌های صحیح را در زمان صحیح و برای اهداف صحیح به‌کار بگیریم.

یک پلتفرم هوشمند، کارهای تکراری و وقت‌گیر را انجام می‌دهد. با استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین که با هدف مخصوص به هر کسب‌وکار طرحی می‌شود، وظایف پیچیده‌ی آماده‌سازی، پاک‌سازی و استخراج داده‌ی مفیدتر انجام می‌شود. درواقع، هوش مصنوعی داده‌ی کاربردی را از داده‌ی غیرکاربردی جدا می‌کند. روندی که شبیه به تشخیص سیگنال مفید از نویز است. با جداسازی داده‌ی کاربردی، فاکتورهای مهم برای شرکت (KPI)، به داده‌های متصل می‌شوند و اقتصاد شرکت، بهبود می‌یابد.

data

هوش مصنوعی، با روند فوق، داده را به دانش، پیش‌بینی و پیشنهاد برای انسان‌ها تبدیل می‌کند. مواردی که برای انجام تصمیم‌گیری‌های برنامه‌ریزی‌شده استفاده می‌شوند و درنهایت، روی فاکتورهای مالی، تأثیر می‌گذارند.

به‌هرحال، با گذر زمان، هوش مصنوعی صنعتی، با تزریق هر مجموعه‌ی داده‌ی جدید، پیشرفت می‌کند. به‌علاوه، با گذر زمان دقت این هوش نیز افزایش می‌یابد. درنهایت، چرخه‌ای ایجاد می‌شود که در آن، سیستم‌ها به‌صورت پیوسته از ارزش افزوده‌ی کسب‌وکارها، نکاتی را می‌آموزند.

نقطه‌ی بزرگ بعدی در تاریخ فناوری

در دهه‌ی ۱۹۹۰، سیستم‌های ERP و CRM از اهمیت بالایی در جهان برخوردار بودند. این فناوری‌ها، با خودکار کردن فرایندهای متعدد مالی و کاری، بازدهی کسب‌وکار را افزایش می‌دادند. به‌عنوان مثال، کسب‌وکارها با استفاده از اطلاعات گذشته‌ی سیستم‌های اتوماسیون، تصمیم‌گیری‌های آتی و حتی خرید و انبارداری خود را انجام می‌دادند.

امروزه دیگر جنگ بر سر پیاده‌سازی سیستم‌های اتوماسیون نیست

به‌هرحال، استفاده از سیستم‌های اتوماسیون اداری، فرصت را برای بهبودهای بیشتر و سریع‌تر فرایندها در دنیای تجارت، فراهم کرد. امروز و پس از به بلوغ رسیدن فناوری‌های فوق، در نقطه‌ی مهم دیگری از تاریخ قرار داریم. هوش مصنوعی صنعتی، به کسب‌وکارها امکان می‌دهد تا هزینه‌های خود را کاهش داده،‌ درآمد را افزایش دهند و فاکتورهای جدید برای بررسی موفقیت را نیز، تدوین کنند.

به‌عنوان مثالی از کاربرد هوش مصنوعی صنعتی، می‌توان شبیه‌سازی ماشین‌آلات را نام برد. هوش مصنوعی، کپی‌های داده‌ای از دستگاه‌ها، قطعات و ماشین‌های فیزیکی ایجاد می‌کند و با استفاده از این کپی‌های دیجیتالی، بهترین زمان‌های تعمیر و نگه‌داری را برای آن‌ها پیشنهاد می‌دهد.

هوش مصنوعی

کسب‌وکارها با استفاده از روند فوق در پیاده‌سازی هوش مصنوعی، سؤال‌های اساسی را در فرایندهای خود پاسخ خواهند داد: چگونه باتوجه‌به عمر باقی‌مانده از دارایی ماشینی خود،‌ فرایند تولید را بهینه‌سازی کنیم؟ چگونه براساس سطح کنونی و آتی تولید، قطعات و نیروی انسانی مورد نیاز را فراهم کنیم؟ به‌علاوه، با به‌کارگیری صحیح هوش مصنوعی، می‌توان حداکثر کارایی را از دارایی‌های حیاتی کسب‌وکار به‌دست آورد و درنهایت، درآمد را نیز به حداکثر رساند.

کسب‌وکارها با بهبود به‌کارگیری فناوری‌های مدرن، می‌توانند داده‌های واقعی را با پیش‌بینی‌های خود مقایسه کنند. با بررسی فوق، می‌توان تجهیزات با کارایی پایین و دلایل ریشه‌ای کاهش کارایی را شناسایی کرد. همین داده‌ها را می‌توان با نتایج بررسی عمومی‌تر مقایسه و تنظیماتی برای بهبود کارایی ایجاد کرد.

با پیش‌بینی، تعمیر و جلوگیری از خرابی‌های آتی دستگاه‌ها، می‌توان عمر مفید آن‌ها را افزایش داد. درنتیجه، ارزش بیشتری در کسب‌وکار تولید می‌شود و هزینه‌های مصرفی نیز کاهش می‌یابد. درنهایت کسب‌وکارها با داشتن تجهیزات و دارایی‌های بهتر و سالم‌تر و همچنین محیط کار بهینه، ریسک کار نیز کاهش یافته و عمر مفید نیروی انسانی افزایش خواهد یافت.


سال ۲۰۱۹ میلادی، ساعت هوشمند گران‌قیمت لویی ویتون با تراشه‌ی جدید کوالکام و طراحی جدیدتری به بازار عرضه می‌شود. 

سال گذشته لویی ویتون ساعت هوشمند ۳۰۰۰ دلاری خود را معرفی کرد. انتظار می‌رود در سال ۲۰۱۹ میلادی شاهد معرفی مدل به‌روزرسانی‌شده‌ی ساعت هوشمند لویی ویتون با تراشه‌ی جدید کوالکام مخصوص گجت‌‌های پوشیدنی با سیستم‌عامل Wear OS باشیم. 

ساعت هوشمند جدید LV Tambour Horizon از تراشه‌ی اسنپدراگون Wear 3100 بهره خواهد برد. شهریورماه سال جاری، کوالکام از پردازنده‌ اسنپدراگون ویر ۳۱۰۰ برای ساعت‌های هوشمند رونمایی کرد؛ گوگل نیز پیشتر از این تراشه برای محصولات خود استفاده کرده است.

لویی ویتون / ساعت هوشمند

مقاله‌های مرتبط:

از آنجایی که یکی از ویژگی‌های تراشه‌ی جدید کوالکام، بهبود عمر باتری است؛ ساعت هوشمند ارتقایافته‌ی Tambour می‌تواند با کمک این تراشه، به‌مدت یک روز کامل شارژ داشته باشد. البته اگر از ساعت هوشمند جز برای دیدن ساعت روی نمایشگر استفاده‌ی دیگری نشود، می‌تواند به‌مدت پنج روز دیگر هم شارژ داشته باشد. در طراحی ساعت هوشمند جدید، نمایشگر آن نیز نسبت‌به مدل قبلی ارتقا پیدا کرده است. به‌علاوه، در مدل جدید شاهد طراحی ۲۴ ساعت شبانه‌روز در حلقه‌ی دور نمایشگر ساعت هوشمند خواهیم بود که تمام ساعات شبانه‌روز را نشان می‌دهد. ساعت‌های نمایش‌داده‌شده در این حلقه، در حالت Ambient Mode قابل‌مشاهده هستند. یکی از ویژگی‌های تراشه‌ی اسنپدراگون ۳۱۰۰ کوالکام حالت Ambient Mode است. در این حالت، اطلاعاتی همچون ساعت، تعداد ضربان قلب و تعداد گام‌های مربوط به عملکرد گام‌شمار، در حالتی روی نمایشگر نشان داده می‌شوند که پاور کمتری نسبت‌به زمانی‌که ساعت کاملا فعال است، مصرف می‌کنند. 

علاوه‌بر اینکه ساعت هوشمند Horizon Tambour قدیمی با طراحی، رنگ و تراشه‌ی جدیدی به‌روزرسانی شده است؛ شاهد معرفی نسخه‌ی سرامیکی ساعت هوشمند لوئی‌ویتون جدید به بازار هستیم. متاسفانه، هنوز اطلاعات رسمی در مورد در دسترس بودن و قیمت این ساعت هوشمند جدید از سوی شرکت سازنده منتشر نشده است؛ البته انتظار نمی‌رود شاهد معرفی ساعت هوشمندی ارزان‌قیمت به بازار باشیم. از آنجایی که مدل قبلی ساعت هوشمند لویی‌ویتون، حداقل قیمتی برابر ۲۴۹۰ دلار داشت، انتظار می‌رود که مدل جدید گران‌قیمت‌تر هم باشد. باید منتظر باشیم ببینیم مدل جدید ساعت هوشمند لویی‌ویتون با چه قیمتی و در چه تاریخی به بازار عرضه خواهد شد. 


همه‌ی فریلنسرها مثل هم نیستند و واقعا هیچ‌کس به این واقعیت بهتر از کارفرما واقف نیست. علائم هشدار زیادی هستند که هنگام استخدام آزادکارها باید به آن‌ها توجه کرد.

اگر قصد استخدام یک آزادکار دارید یا می‌خواهید کسی را که قبلا به‌عنوان آزادکار استخدام کرده بودید، حفظ کنید، پرهیز از این علائم خطر بسیار مهم است زیرا می‌تواند همکاری فیمابین را با مشکل مواجه کند.

هنگامی که آن‌ها هیچ شواهدی از عملکرد خوب گذشته ندارند

داشتن ادعاهای بزرگ در اینترنت آسان است (به همین دلیل است که متاسفانه خیل عظیمی از «مربیان زندگی» بیکار را شاهد هستیم). به منظور اجتناب از به‌کارگیری پیمانکارانی که فاقد مهارت‌های اظهارشده هستند، مراقب کسانی باشید که نمی‌توانند شواهدی از کارفرمایان راضی خود ارائه دهند.

گاهی اوقات آزادکارها توافق‌نامه‌ی عدم افشای اطلاعات را امضا می‌کنند و به‌عنوان مشاوران ناشناس کار می‌کنند، بنابراین ممکن است همیشه قادر به نشان‌دادن همه‌ی مواردی که تاکنون ارائه کرده‌اند و آمار دقیق عملکرد خود نباشند. به این ترتیب به‌دنبال نمونه‌های کار یا حتی بررسی‌های مثبت در لینکدین باشید. اگر فردی که می‌خواهید استخدام کنید، نمی‌تواند مدرکی را ارائه کند که ثابت کند که کار شایان توجهی را در زمینه‌ی خاصی انجام داده‌است، آن را به‌عنوان یک علامت هشدار درنظر بگیرید.

freelancer

وقتی به‌نظر می‌رسد آن‌ها سوالات درستی نمی‌پرسند

اکثر افرادی که استخدام می‌کنید سؤالاتی را مطرح می‌کنند (مگر اینکه فرایندی فوق‌العاده دقیق برای آشناسازی با سازمان داشته باشید)، حتی کسانی که آن‌قدرباره‌ی اعتماد بوده تا یک کار به آن‌ها واگذار شود و خیلی سریع و با موفقیت آنرا به انجام برسانند. این افراد نیز باید سؤال‌های هوشمندانه‌ای را مطرح کنند. طراحان گرافیک ممکن است از شما بپرسند که آیا نمونه یا سبک خاصی از لوگوها هست که علاقه داشته باشید؟ گزارش‌نویس‌ها می‌توانند درباره‌ی راهنماهای سبک زبان بپرسند و نویسندگان آزادکار ممکن است بجای نوشتن بدون فهم موضوع، در مورد اهداف محتوا و مخاطبان شما سوال کنند.

نپرسیدن سؤالات درست، نشان‌دهنده‌ی استقلال نیست، بلکه معمولا بی‌تجربگی را نشان می‌دهد؛ زیرا به این معنی است که حتی سوالات درست را نمی‎دانند.

وقتی ادعا می‌کنند که می‌توانند هر کاری را انجام دهند

درحالی‌که ممکن است آژانسی را پیدا کنید که از عهده‌ی هر کاری برآید؛ اما معمولا ترجیح می‌دهید با به‌کارگیری فریلنسرها از این کار پرهیز کنید. فردی که مشتاقانه تأکید می‌کند که می‌تواند کار سئو، تهیه‌ی محتوا، کپی‌رایت و عکاسی شما را انجام دهد، قطع به یقین کسی نیست که به‌دنبال آن هستید.

درحالی‌که این امر راحت خواهد بود؛ اما یک فرد با انجام سرویس‌های بسیار، در هیچ‌یک از آن‌ها تخصص عمیق نخواهد داشت. هنگامی که یک آزادکار را استخدام می‌کنید، به‌دنبال تخصص حرفه‌ای هستید.

freelancer

وقتی به خوبی ارتباط برقرار نمی‎کنند

ارتباطات در هر رابطه‌ی حرفه‌ای مهم است و به‌خصوص هنگامی‌که با کسی بیرون از تیم خود و احتمالا در خارج از دفتر خود کار می‌کنید، مهم‌تر هم می‌شود.

به‌دنبال نشانه‌هایی از مهارت‌های ارتباطی ضعیف باشید؛ زیرا آن‌ها زندگی را برای شما دشوار می‌کنند. آیا ایمیل‌های آن‌ها ضعیف نوشته شده است، یا شما به چهار بار پیگیری برای دریافت پاسخ نیاز دارید؟ آیا آن‌ها از پاسخ به سوالات شما طفره می‌روند یا اینکه احساس می‌کنید در چرخه‌ی تکرار با آن‌ها گیر افتاده‌اید؟ شاید مهم‌تر از همه، زمانی‌که آن‌ها پایبند به موعدهای تحویل مشخص نیستند و با «در ادامه‌ی کار فکری برایش خواهیم کرد» کار را پیش می‌برند، می‌توان با اطمینان گفت که از استخدام این قبیل افراد پشیمان خواهید شد.

وقتی آن‌ها با کار مانند یک سرگرمی برخورد می‌کنند

بعضی از آزادکارها برای سرگرمی و به‌عنوان منبع جانبی درآمد به این کار می‌پردازند. هیچ نکته‌ی ذاتا اشتباهی با این رویکرد وجود ندارد ولی درعین‌حال ممکن است شما مایل به استخدام این افراد برای کارهای بزرگ نباشید.

مقاله‌های مرتبط:

این قبیل پیمانکاران ممکن است محل اقامت مشخصی نداشته باشند یا فرم‌های مالی و صورتحساب قانونی تنظیم نکنند. آن‌ها در بهترین حالت بی‌نظم و در بدترین حالت بی‌تجربه هستند. اگر آزادکار دارای شغلی تمام وقت است که اغلب وقت خود را صرف آن می‌کند، دیگر کسی نیست که شما بخواهید استخدام کنید؛ زیرا به این معنی است که شما هرگز اولویت آن‌ها نخواهید بود یا قادر به دسترسی به آن‌ها در طول ساعات کاری نیستید.

اگر یک آزادکار به کار خود به‌عنوان یک کسب‌وکار نگاه نمی‌کند، ممکن است آن را جدی نگیرد؛ و اگر چنین فردی کار خود را جدی نمی‌گیرد، شما هم نباید بگیرید.

freelance

وقتی آن‌ها نظری ندارند یا به نظرات شما احترام نمی‌گذارند

نظرات برای آزادکارها مانند یک شمشیر دولبه است. درنهایت، آن‌ها در حوزه‌ی خود متخصص هستند. آن‌ها باید برخی دانش‌هایی را ارائه دهند که شما از آن‌ها بی‌بهره هستید. این به این معنی است که بر چیزی اصرار داشته باشید که ممکن است به نفع شما نباشد، آن‌ها باید بگویند: «من فکر می‌کنم یک گزینه‌ی خوب می‌تواند بهینه‌سازی استراتژی X به‌دلیل Y باشد.»

به این ترتیب، آن‌ها هنوز هم باید به این واقعیت احترام بگزارند که شما کارفرما هستید و شما هستید که صورتحساب آن‌ها را پرداخت می‌کنید. در پایان روز، آنچه شما بگویید، انجام می‌شود. اگر بعد از یک بحث اولیه مقاومت زیادی را از آن‌ها شاهد بودید، احتمال خوبی وجود دارد که آن‌ها برای پروژه‌ی شما مناسب نباشند.

استخدام آزادکارها صرف‌نظر از نوع پروژه یا نقش موردنظر در آن می‌تواند کاری پیچیده باشد. اگر شما در تلاش برای پیدا کردن یکی از آن هستید، از شبکه‌ی خود درخواست معرف کنید و در سایت‌هایی مانند لینکدین به‌دنبال آزادکارهایی با رزومه‌ی گسترده و توصیه‌نامه بگردید. شما ممکن است درنهایت بیشتر هزینه کنید ولی مطمئن باشید که ارزش آن را دارد.

دوستان ما

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها