مطالعه‌ی جدید مؤسسه جی‌دی پاور نشان می‌دهد که خودروهای لوکس نسبت به مدل‌های معمولی بیشتر دچار عیب می‌شوند.

ممکن است فکر کنید که هزینه کردن بیشتر برای خرید خودرو لوکس نسبت به استفاده از مدل‌های متوسط قابلیت اطمینان بیشتری در بلندمدت برای شما فراهم می‌کند و باعث آسایش بیشتری می‌شود. اگرچه ممکن است این حقیقت در برخی موارد درست باشد، اما مطالعه‌ی جدید نشان می‌دهد که خودروهای لوکس به‌طور متوسط عیوب بیشتری نسبت به مدل‌های معمولی دارند. بررسی مرکز جی‌دی پاور (j.D. Power) در سال ۲۰۱۹ نشان می‌دهد که برای اولین‌بار برندهای تجاری با تولید انبوه، بهتر از برندهای لوکس ظاهر شده‌اند. 

لکسوس UX

این مطالعه نشان می‌دهد که به‌طور متوسط ​​۱۴۱ مشکل در هر ۱۰۰ خودروی لوکس مورد بررسی قرار گرفتند درحالی‌که خودروهای معمولی و متوسط تنها ۱۳۵ مورد عیب را تجربه کردند. این مطالعه بین اکتبر و دسامبر ۲۰۱۸ (مهر تا دی ۹۷) براساس پاسخ‌های ۳۲۹۵۲ مالک خودرو مدل ۲۰۱۶ انجام شد.

برای هشتمین سال متوالی لکسوس به‌عنوان برند تجاری لوکس تویوتا، بالاترین میزان اعتماد به وسایل نقلیه را در بین تمام برندهای جهان به خود اختصاص داده است و تنها ۱۰۶ عیب گزارش‌شده در هر ۱۰۰ خودرو دارد. یکی دیگر از برندهای لوکس، پورشه است که همراه‌با تویوتا دارای ۱۰۸ عیب به ازای ۱۰۰ خودرو هستند.

مقاله‌های مرتبط:

نسخه ۲۰۱۹ بررسی سالیانه جی‌دی پاور جایزه‌ی جدیدی نیز برای قابل اعتمادترین مدل در نظر گرفتهداست که یکی از آن‌ها به پورشه ۹۱۱ می‌رسد. به‌طور کلی قابلیت اطمینان این خودرو به‌طور متوسط ​​در مقایسه با سال قبل ۴ درصد افزایش یافته و تجزیه‌وتحلیل نشان می‌دهد که ۶ عیب کمتر در هر ۱۰۰ خودرو برای پورشه ۹۱۱ ثبت شده و هم‌اکنون به ۱۳۶ مورد رسیده است. همچنین لازم به ذکر است که برای اولین‌بار طی ۳۰ سال مطالعه، همه‌ی برندهای آلمانی بهتر از متوسط ​​صنعت خودرو بودند. 

در پایین‌ترین جایگاه نیز مالکان فیات بیشتر وقت خود را در تعمیرگاه‌ها صرف کردند؛ این مطالعه نشان‌دهنده ۲۴۹ عیب در هر ۱۰۰ خودرو برای فیات است. داستان مشابهی نیز برای لندرور وجود دارد و محققان J.D. Power اعلام کردند که به‌طور متوسط ​​۲۲۱ عیب برای محصولات لندرور ثبت شده است. محصولات مدل ۲۰۱۶ ولوو در این مطالعه عملکرد بدی از خود به نمایش گذاشتند و با ۲۰۴ عیب به ازای هر ۱۰۰ خودرو در رده‌های پایین قرار گرفت. 

کلاس بالاترین رتبه سایر رتبه‌ها
خودروی کوچک شورولت سونیک هیوندای اکسنت، نیسان ورسا
خودرو کامپکت بیوک ورانو تویوتا کرولا، شورولت کروز
خودرو اسپرت کامپکت مینی کوپر مزدا MX-5 میاتا
خودرو چندمنظوره کامپکت کیا سول تویوتا پریوس v
خودرو لوکس کامپکت لکسوس ES آئودی A5، آئودی A4
خودرو متوسط تویوتا کمری بیوک رگال، فولکس‌واگن پاسات
خودروی اسپرت متوسط دوج چلنجر
خودروی لوکس متوسط بی‌ام‌و سری 5 آئودی A7، مرسدس بنز کلاس E
خودرو بزرگ بیوک لاکروز شورولت ایمپالا، تویوتا آوالون
شاسی‌بلند کوچک فولکس‌واگن تیگوان بیوک انکور، کیا اسپورتیج
شاسی‌بلند لوکس کوچک آئودی Q3 بی‌ام‌و X1
شاسی‌بلند کامپکت شورولت Equinox GMC ترین، تویوتا راو4
شاسی‌بلند لوکس کامپکت بی‌ام‌و X3 پورشه ماکان، اینفینیتی QX50
وانت متوسط نیسان فرانتیر شورولت کلرادو، GMC کانیون
شاسی‌بلند متوسط هیوندای سانتافه شورولت تراورس، تویوتا هایلندر
شاسی‌بلند لوکس متوسط لکسوس GX لکسوس RX، مرسدس بنز GLE
مینی‌ون کرایسلر Town & Country تویوتا سیه‌نا
شاسی‌بلند بزرگ فورد اکسپدیشن شورولت تاهو، شورولت ساب‌اروبان
وانت سبک بزرگ تویوتا تندرا شورولت سیلورادو
وانت سنگین بزرگ شورولت سیلورادو HD فورد سوپردیوتی


یکی از شاخصه‌های مهم در دوربین‌های عکاسی قابلیت‌های مرتبط با فوکوس خودکار آن‌ها است. یک دوربین عکاسی با توانایی فوکوس سریع و دقیق، شما را در ثبت هرچه باکیفیت‌تر لحظات مدنظرتان کمک خواهد کرد.

سابقه‌ی استفاده از سیستم‌های اتوفوکوس به دهه‌ی هشتاد میلادی برمی‌گردد. اولین بار لایکا در نمایشگاه فوتوکینا ۱۹۷۶، دوربینی با نام Correfot را رونمایی کرد و پس از آن شرکت‌های کونیکا و پنتاکس، نیکون و مینولتا دست به این کار زدند. مینولتا ۷۰۰۰ که در سال ۱۹۸۵ عرضه شد اولین دوربینی بود که سیستم کامل فوکوس خودکار و موتور حرکت لنز را در داخل بدنه‌ی خود داشت. استانداردی که بعدها کانن با انتقال موتور فوکوس به لنز آن را تغییر داد؛ هرچند در سال ۱۹۹۲ مجددا در دوربین‌های سری AF-I و AF-S به سیستم قبلی بازگشت.

تمامی برندها در تمامی ادوار سعی کرده‌اند سیستم‌های فوکوس خودکار را به عنوان یکی از کارآمدترین گزینه‌های دوربین بهبود ببخشند یا با تلفیق آن‌ها سیستم فوکوس منحصربه‌فرد خود را ارائه دهند. امروزه سیستم‌های فوکوس انواع متنوعی دارند که بسته به نوع دوربین و لنزی که در آن به کار می‌روند و فاکتورهایی همچون گشودگی دیافراگم و فاصله‌ی کانونی و… عملکرد متفاوتی ارائه می‌کنند؛ اما به اعتبار نوع سیستم‌های فوکوس باید گفت به‌طور کلی، شیوه‌های فوکوس به دو نوع عمده تقسیم می‌شوند: اکتیو و پسیو.

سیستم‌های فوکوس اکتیو و پسیو

فوکوس خودکار اکتیو از طریق تاباندن نور یا اشعه به سوژه و بازتاب آن به دوربین فاصله‌ی بین سوژه و دوربین را محاسبه می‌کند. وقتی دوربین میزان فاصله را تشخیص داد، بر اساس همین اطلاعات لنز را برای انجام فوکوس تنظیم می‌کند. نکته‌ی مثبت در مورد فوکوس خودکار اکتیو این است که این سیستم می‌تواند در شرایط نور بسیار ضعیف نیز عمل کند؛ کاری که معمولا فوکوس خودکار پسیو از عهده‌ی آن برنمی‌آید. نکته‌ی منفی این سیستم محدودیت کارایی آن به سوژه‌های ثابت است. به‌علاوه، سوژه نمی‌تواند بیش از ۵ تا ۷ متر از شما فاصله داشته باشد؛ در غیر این صورت نور یا اشعه به سوژه نرسیده و بازتاب به دوربین انجام نخواهد شد و در نتیجه عملکرد سیستم مختل می‌شود.

برای درک بهتر عکس دارای فوکوس و عکس فاقد آن می‌توانید به مقایسه‌ی مبالغه‌آمیز زیر نگاه کنید. به‌طور کلی سوژه در عکس فوکوس‌شده واضح‌تر و شفاف‌تر است. در دوربین‌ها، فوکوس خودکار در برابر فوکوس دستی قرار می‌گیرد.

در مقابل، سیستم فوکوس خودکار پسیو قرار دارد که کاملا متفاوت عمل می‌کند. در این سیستم به جای اتکا به نور فلش یا لیزر برای تشخیص فاصله بین دوربین و سوژه، از سنسورهای مخصوص داخل دوربین برای تشخیص کنتراست به کمک تحلیل نور ورودی به لنز استفاده می‌شود که در این حالت به آن تشخیص فاز می‌گویند. حالت پسیو دیگری نیز وجود دارد که در آن از خود سنسور برای تشخیص کنتراست تصویر استفاده می‌شود که این شیوه به تشخیص کنتراست شهرت دارد.

گونه‌های رایج فوکوس خودکار

در فوکوس دستی، عمق میدان لنز به‌صورت دستی تنظیم می‌شود تا تصویر واضح حاصل شود. در سیستم‌های فوکوس خودکار، ما به سیستم‌های الکترونیکی و مکانیکی برای تنظیم عمق میدان تکیه می‌کنیم. برای درک بهتر این اتفاق می‌توانید طرز کار با ذره‌بین را تصور کنید. برای این‌که با ذره‌بین به تصویر شفافی برسید باید آن را روی سوژه جلو و عقب ببرید تا این اتفاق بیفتد. با این عمل شما درواقع به‌صورت غیر مستقیم در حال فوکوس خودکار هستید؛ با این تفاوت که چشم شما نقش سنسور و مغز شما نقش کنترلر را بازی می‌کند و به شما می‌گوید که فاصله‌ی ذره‌بین را کم و زیاد کنید.

فوکوس

رایج‌ترین سیستم‌های فوکس خودکار عبارتند از:

  • فوکوس خودکار تشخیص کنتراست موسوم به CDAF
  • فوکوس خودکار تشخیص فاز موسوم به PDAF
  • فوکوس خودکار دوال پیکسل
  • فوکوس خودکار لیزری موسوم به LAF
  • فوکوس خودکار ترکیبی یا هیبریدی موسوم به HAF

فوکوس خودکار تشخیص کنتراست (CDAF)

بیشتر دوربین‌ها امروزه از روش فوکوس خودکار بر پایه‌ی تشخیص کنتراست استفاده می‌کنند. این روش ماهیتا بر اساس آزمون و خطا عمل می‌کند؛ یعنی لنز دوربین شما به جلو و عقب حرکت می‌کند تا بهترین فوکوس روی سوژه انجام بگیرد. برای تشخیص این‌که چه زمان سوژه در نقطه‌ی کانونی یا فوکوس قرار دارد، دوربین از الگوریتمی بر پایه‌ی اندازه‌گیری کنتراست استفاده می‌کند. به‌طور کلی، زمانی که سطح کنتراست تصویر سوژه در نقطه‌ی کانونی قرار بگیرد در بالاترین حد خود است؛ یعنی تصویر واضح و رنگ‌ها زنده هستند. اگر تصویر خارج از فوکوس باشد، رنگ‌ها مات و درهم‌آمیخته می‌شوند که به معنای کاهش سطح کنتراست کلی سوژه است.

فوکوس CDAF

مشکل اصلی در استفاده از این روش این است که دوربین نمی‌داند که چه زمان به بیشینه‌ی کنتراست رسیده است. به همین دلیل، همیشه ابتدا نقطه‌ی کانونی را رد می‌کند و سپس مجددا به آن بازمی‌گردد. احتمالا این موضوع را هنگام عکاسی با گوشی خود شاهد بوده‌اید. در این روش بعد از فعال کردن دوربین تصویر قبل از این‌که شفاف‌تر شود ابتدا مات‌تر می‌شود. البته در فناوری‌های نوین تشخیص کنتراست، سرعت فناوری فوکوس به شکل قابل توجهی افزایش یافته است و تنها در چند دهم ثانیه تشخیص و عملیات فوکوس روی آن انجام می‌شود.

نقاط مثبت CDAF

  • به سخت‌افزار جداگانه نیاز ندارد و به همین دلیل نسبتا ارزان و به‌سادگی قابل به‌کارگیری است.
  • سرعت بالایی دارد.
  • به‌دلیل عدم استفاده از پیکسل‌های مخصوص تشخیص فاز، تاثیری بر کیفیت نهایی تصویر ندارد.
  • به‌طور کلی نتایج نسبتا خوبی می‌دهد.

نقاط منفی CDAF

  • در شرایط نوری ضعیف به‌خوبی کار نمی‌کند؛ زیرا این روش بر سنجش کنتراست تصویر تکیه دارد. به همین دلیل وقتی کنتراست کافی برای شروع در تصویر وجود نداشته باشد کار نخواهد کرد.
  • فناوری تشخیص کنتراست بهترین نمونه‌ی موجود برای استفاده در دوربین‌های فیلمبرداری نیست؛ سیستم فوکوس خودکار مبتنی بر کنتراست به شما نمی‌گوید که سوژه نزدیک یا دور شده؛ بنابراین دستگاه مجبور است جستجوی جدیدی برای پیدا کردن نقطه‌ی کانونی آغاز کند.

سیستم فوکوس خودکار DFD

پاناسونیک با سال‌های تحقیق توسعه بر سیستم فوکوس خودکار تشخیص کنتراست، موفق به بهبود قابل توجه این فناوری شده است تا جایی که به ادعای مدیران این شرکت، دوربین جدید پاناسونیک لومیکس G9 یا لومیکس S1 برای تشخیص سوژه و فوکوس روی آن به تنها ۰.۰۳ ثانیه زمان نیاز دارد. سیستم فوکوس جدید شرکت پاناسونیک DFD یا Depth From Defocus نام دارد. مهندسان پاناسونیک با محاسبه‌ی میزان خارج شدن سوژه از نقطه‌ی فوکوس در صورت تغییر جزئی فوکوس، توانستند دریابند که میزان ازفوکوس خارج بودن لنز چقدر است؛ اما اینکه دوربین بداند چه میزان باید لنز را جابجا کند مستلزم هماهنگی فوق‌العاده بالا بین دوربین و لنز بود. اساسا، دوربین می‌بایست فهم دقیقی از بوکه‌ی لنز در تمامی شرایط فوکوس از قبیل فواصل کانونی مختلف (در لنزهای زوم) و گشودگی‌های دیافراگم مختلف می‌داشت.

dfd

این مسئله کمی کار را دشوار می‌کرد؛ اما از آن‌جایی که پاناسونیک خود لنز دوربین‌هایش را تولید می‌کند، توانست این لنزها را با قابلیت DFD سازگار کند. آن‌ها برای اولین بار دیتابیس کاملی از عملکرد بوکه‌ی لنزهای موجود خود را در حافظه‌ی GH4 جای دادند. در نتیجه‌، فرقی نمی‌کرد فاصله‌ی کانونی، گشودگی دیافراگم یا فاصله‌ی کانونی چقدر باشد، GH4 توانست به‌سرعت تشخیص دهد که هر لنز چقدر و در چه جهت از فوکوس خارج است. دوربین این کار را با مقایسه‌ی دو عکس متوالی و با حرکت جزئی لنز بین دو عکس انجام داد. با تحلیل تغییر بوکه از عکس اول به عکس دوم، GH4 می‌تواند تشخیص دهد که چقدر لازم است لنز را حرکت دهد تا به فوکوس اولیه‌ی مطلوب دست یابد. پس از این حرکت، برای تنظیم دقیق فوکوس، یک یا دو مرحله تشخیص فاز نیز جهت بالا بردن دقت فوکوس قبل از عکاسی صورت می‌پذیرد.

نکته‌ای که باید مدنظر قرار داد این است که پاناسونیک پس از رونمایی از DFD اطلاعات بوکه را به لنزها منتقل کرد تا با هربار عرضه‌ی لنز جدید نیاز به به‌روزرسانی فریم‌ور نباشد. این کار هرچند مشکل تمام لنزهای لومیکس را حل کرد؛ اما راهکاری برای لنزهای متفرقه به حساب نمی‌آمد. در مورد لنزهای سایر شرکت‌ها، چنان‌چه بخواهید از آن‌ها روی دوربین‌های پاناسونیک استفاده کنید، امکان بهره‌مندی از فوکوس خودکار DFD را نخواهید داشت و سیستم فوکوس خودکار به سیستم سنتی تشخیص کنتراست تغییر پیدا خواهد کرد.

فوکوس خودکار تشخیص فاز (PDAF)

فوکوس خودکار مرحله‌ای یا تشخیص فاز، روشی جدید و پیشرفته‌تری در فناوری‌های فوکوس به شمار می‌آید. این روش که پیش‌تر فقط در دوربین‌های DSLR استفاده می‌شد، چند سالی است به گوشی‌های هوشمند و دوربین‌های کامپکت نیز راه پیدا کرده است. 

PDAF

در روش فوکوس تشخیص فاز، به بیان ساده، دوربین نوری را که از دو دریچه‌ی مقابل دیافراگم عبور می‌گذرد، تحلیل و مقایسه می‌کند. چنان‌چه تصویر به‌درستی در نقطه‌ی کانونی قرار گرفته باشد، امواج نوری در مشخصات شدت خود هم‌پوشانی خواهند داشت. در غیر این‌صورت، سیستم تشخیص خواهد داد که دقیقا فوکوس چقدر نیاز به تنظیم دارد. پس از این تشخیص، دوربین به‌سرعت بدون نیاز به عقب و جلو راندن‌ زمانبر سیستم CDAF، به مسیر درست حرکت می‌کند و عملیات فوکوس را انجام می‌دهد.

به بیانی دقیق‌تر، در سیستم تشخیص فاز، آینه‌ی داخل دوربین، بخش کوچکی از نور ورودی را به سنسور مجزای اتوفوکوس که معمولا در کف جعبه آینه قرار دارد منتقل می‌کند. در این قسمت یک منشور، نوری را که از جهت‌های مخالف لنز می‌آید تجزیه کرده و آن را به گروه‌های دوتایی از پیکسل‌های سنسور هدایت می‌کند تا نقطه‌ی اتوفوکوس تشکیل شود.

بسته به فوکوس لنز، نوری که روی گروه‌های دوتایی پیکسل‌ها می‌افتد یا با هم تطابق پیدا می‌کنند که در این حالت فوکوس انجام می‌شود، یا کمی نسبت به هم فاصله دارند که این حالت به معنی عدم فوکوس است.

بنابراین، سیستم تشخیص فاز نه تنها می‌داند که سوژه در فوکوس قرار دارد یا نه؛ بلکه جهت و مقدار خارج بودن سوژه از فوکوس را نیز تشخیص می‌دهد. این یعنی دوربین می‌تواند به لنز دستور دهد که مستقیما تنظیماتی را اعمال کند که فوکوس تصحیح شود.

شایان ذکر است که تعداد نقاط فوکوس می‌تواند در عملکرد سیستم تشخیص فاز نقش به‌سزایی داشته باشد. برای مثال، وقتی دوربینی ۴۲۵ نقطه‌ی تشخیص فاز دارد یعنی ۴۲۵ نقطه روی سنسور وجود دارد که سیستم می‌تواند تصویر تجزیه‌شده را روی آن‌ها مقایسه کند. البته در دوربین‌های بدون آینه و با حذف این قطعه، نقطه‌های تشخیص فاز درون سنسور تعبیه شده‌اند.

سونی، المپوس فوجی‌فیلم و نیکون از فناوری تشخیص فاز در سیستم فوکوس خودکار دوربین‌های خود بهره می‌برند.

نقاط مثبت فوکوس خودکار تشخیص فاز

  • سریع و دقیق است و در زمان بسیار کوتاهی فوکوس می‌کند به همین دلیل سرعت شما در ثبت لحظات افزایش خواهد یافت که این مورد در ثبت تصاویر ورزشی و سوژه‌های متحرک بسیار کارآمد است‌.
  • قابلیت فوکوس مداوم وجود دارد. به همین جهت، سوژه‌ی متحرک همواره در نقطه‌ی کانونی قرار خواهد داشت. این موضوع در ضبط ویدیو اهمیت ویژه‌ای دارد.

نقاط منفی فوکوس خودکار تشخیص فاز

  • عملکرد در نور ضعیف همچنان راضی‌کننده نیست.
  • از آن‌جایی که فوکوس به کمک تجزیه تحلیل نور واردشده به لنز انجام می‌گیرد، در نور کم بعضی اوقات تحلیل تصویر سخت خواهد شد.

فوکوس خودکار دوال پیکسل (Dual Pixel)

فوکوس خودکار دوال پیکسل را باید به‌نوعی نسخه‌ی دوم فوکوس تشخیص فاز دانست. این سیستم که اولین بار توسط کانن در سال ۲۰۱۳ در دوربین 70D به کار رفت، به طرز قابل‌توجهی دقت و سرعت فوکوس خودکار را در حالت Live View افزایش داد و دوربین‌های جدید کانن به دلیل داشتن همین قابلیت، به گزینه‌های مطلوبی برای فیلمبرداری تبدیل شده‌اند؛ چرا که دوربین مجهز به این سیستم می‌تواند به‌سرعت روی هر سوژه‌ای در هر فاصله‌ای فوکوس کند.

دوال پیکسل

فوکوس تشخیص فاز به تعدادی فوتودیود یا دیود حساس به نور که داخل پیکسل‌های سنسور تعبیه شده‌اند وابسته است؛ اما این دیودهای نوری در سیستم فوکوس تشخیص فاز به تعداد کم و به‌صورت پراکنده در سطح سنسور وجود دارند و تنها ۵ تا ۱۰ درصد از پیکسل‌ها را پوشش می‌دهند. در سیستم فوکوس خودکار دوال پیکسل دیودهای نوری یادشده در تمام سطح سنسور قرار گرفته‌اند و تمامی پیکسل‌ها را پوشش می‌دهند.

در این سیستم، هر پیکسل روی حسگر تصویر CMOS دو فوتودیود حساس به نور مجزا دارد. این فوتودیودها نور را به سیگنال‌های الکترونیکی تبدیل می‌کنند و هر یک از قسمت‌های پیکسل نور را به کمک میکرو لنزهای مجزا تشخیص می‌دهند.

در فرآیند فوکوس خودکار دوال پیکسل، دو فوتودیود یا همان نیمه‌های یک پیکسل، سیگنال‌های جداگانه‌ای را ارسال می‌کنند که برای انجام فوکوس مورد تحلیل قرار می‌گیرند. سپس، وقتی تصویر یا فریمی از ویدیو ضبط می‌شود، سیگنال‌های جداگانه‌ای که از هر پیکسل دریافت شده است برای ثبت تصویر با هم ترکیب می‌شوند. این کار به طرز قابل‌توجهی سرعت فوکوس روی بخش اعظمی از نقطه‌ای که قصد فوکوس روی آن دارید، را افزایش می‌دهد. نتیجه‌ی کار فوکوس خودکار تشخیص فازی است که به سرعت صحنه را تجزیه تحلیل می‌کند و قرارگیری یا عدم قرارگیری سوژه در فوکوس را در کنار مقدار و جهت خارج بودن سوژه از فوکوس محاسبه می‌کند.

نقاط مثبت فوکوس دوال پیکسل

  • دوربین، فارغ از این‌که سوژه در چه فاصله‌ای از آن قرار دارد، می‌تواند فوکوس را به‌سرعت انجام دهد.
  • عملیات فوکوس نسبت به فوکوس مرحله‌ای ۸۰ درصد سریع‌تر انجام می‌گیرد.
  • ضبط ویدیو نرم و روان‌ صورت می‌گیرد.
  • عملکرد ردیابی سوژه برای فوکوس بهتر انجام می‌پذیرد.

نقاط منفی فوکوس دوال پیکسل

  • از آن‌جایی که دیودهای نوری افزایش یافته‌اند در نور کم عملکرد بهبود یافته است اما در حد فوکوس لیزری نیست.
  • گران‌قیمت است و صرفا در گوشی‌های رده‌بالا به کار می‌رود.

فوکوس خودکار هیبریدی

در یک سیستم فوکوس خودکار هیبریدی، فوکوس از طریق تلفیق دو یا چند شیوه صورت می‌پذیرد.

در رایج‌ترین نوع این سیستم با به‌کارگیری هر دو شیوه‌ی تشخیص فاز و تشخیص کنتراست، سعی می‌شود نقاط ضعف هر یک از دو سیستم توسط سیستم دیگر پوشش داده شود تا در نهایت دقت و سرعت فوکوس افزایش یابد.

فوکوس هیبریدی

در این سیستم، دوربین ابتدا فوکوس سریع را به کمک سیستم PDAF یا تشخیص فاز انجام می‌دهد. این قسمت کار بسیار سریع صورت می‌گیرد؛ زیرا رنج‌فایندر همواره به دوربین می‌گوید که سوژه در چه فاصله‌ای قرار دارد و چه میزان نیاز به حرکت به جلو و عقب است؛ بنابراین، جستجو برای نقطه‌ی فوکوس به سبکی که در تشخیص کنتراست صورت می‌گیرد در کار نیست و به همین جهت فوکوس اولیه به سرعت انجام می‌شود.

به محض اینکه PDAF کار خود را انجام داد، تشخیص کنتراست وارد عمل می‌شود تا از سیستم دقیق‌تر خود برای تنطیم ایده‌آل‌تر بهره بگیرد. بنابراین، شما همزمان از دو شیوه‌ی فوکوس با نقاط قوت منحصر به‌فرد بهره‌مند می‌شوید؛ ابتدا فوکوس اولیه که خیلی سریع توسط تشخیص فاز انجام می‌شود و پس از آن سیستم به نسبت کندتر اما دقیق‌تر تشخیص کنتراست که تنظیم نهایی را انجام می‌دهد تا خروجی کار ایده‌آل باشد.

فوکوس خودکار لیزری

فوکوس لیزری

در روش‌های ردیابی کنتراست و مرحله‌ای، نور راه‌یافته به دوربین تجزیه تحلیل می‌شود. به همین جهت، در مجموع هر دو روش در گروه فناوری‌های غیر فعال (Passive) قرار می‌گیرند. در مقابل، فوکوس خودکار لیزری سیستمی کاملا متفاوت دارد. این فناوری که به سیستم فوکوس فعال نیز شهرت دارد، برای فوکوس کردن هیچ گونه وابستگی به نور ورودی ندارد. دوربین یا گوشی امواج مادون قرمزی را به سمت سوژه ساطع می‌کند تا زمان انعکاس نور را محاسبه کند. سپس با استفاده از این زمان، فاصله تا سوژه را به دست می‌آورد.

  • مسافت طی‌شده توسط اشعه‌ی لیزر = سرعت نور × زمان رسیدن بازتاب
  • فاصله تا سوژه = نصف مسافت طی‌شده توسط اشعه‌ی لیزر

در این روش اساسا از سیستم رادار استفاده می‌شود. پس از محاسبه‌ی فاصله‌ی دوربین تا سوژه، لنز متعاقبا در وضعیت مناسب قرار می‌گیرد و فوکوس انجام می‌شود.

نقاط مثبت فوکوس لیزری

  • سریع است.
  • در نور کم کار می‌کند و وابستگی به نور ندارد. این سیستم به کمک اشعه‌ی مادون قرمز کار می‌کند و با محاسبه‌ی فاصله تا سوژه فوکوس را انجام می‌دهد. به همین دلیل برای عکاسی در محیط کم‌نور ایده‌آل است.

نقاط منفی فوکوس لیزری

  • تنها برای عکاسی از سوژه‌های نزدیک مفید است. اگر سوژه خیلی دور باشد بازتابی دریافت نخواهید کرد و لذا فوکوسی شکل نخواهد گرفت. بازه‌ی کلی کارآمدی سیستم لیزری تنها در حدود ۵ متر است. چنان‌چه فاصله از این مقدار بیشتر باشد، گوشی به ناچار از PDAF برای فوکوس استفاده خواهد کرد.
  • بعضی اوقات سیستم به دلیل وجود بازتاب‌های مختلف سردرگم می‌شود. مثلا، اگر بخواهید از سوژه‌ای که در پشت پنجره وجود دارد عکس بگیرید، اشعه‌ی لیزر ممکن است توسط پنجره بازتاب داده شود. این موضوع باعث محاسبه‌ی اشتباه فاصله تا سوژه خواهد شد و دوربین به‌جای سوژه روی پنجره فوکوس خواهد کرد.
  • هزینه‌بر است و به سخت‌افزار اضافه نیاز دارد. قابلیت فوکوس لیزری اکنون تنها در برخی گوشی‌های رده‌بالا وجود دارد.

نظر شما کاربر محترم زومیت در مورد سیستم‌های مختلف فوکوس خودکار چیست؟ دیدگاه‌ها و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.


با اعمال محدودیت‌‌های شدیدتر در انجام آزمایش‌‌های علمی هنجارشکنانه، پدیده‌‌ای شوم در تحقیقات علمی جهان شکل گرفته که اخلاق را در علم زیر سؤال می‌‌برد.

اگر اخبار مربوط‌به علم ژنتیک را اخیرا دنبال کرده باشید، پس احتمالا پیش‌‌تر در آذرماه امسال خبر تولد اولین نوزدان اصلاح‌‌شده ی ژنتیکی در چین به گوشتان خورده است. گفتنی است دانشمند مسئول این پروژه، هی جییانکوی، متخصص تعیین توالی DNA معرفی شد که کمی بعد در کنفرانس بین‌‌المللی اصلاح ژنتیک در هنگ‌‌کنگ نیز از عملکرد خود باجدیت دفاع کرد؛ اما گویا واکنش جامعه‌‌ی جهانی به این خبر بیشتر بر محور خشم و انزجار بود تا تشویق و تحسین.

با انتشار این خبر شوکه‌کننده، فریاد بسیاری از گوشه‌‌وکنار جهان به آسمان رفت که چرا اهمال‌‌کاری دولت چین در نظارت بر اجرای قوانین این کشور، چنین وضعیت بغرنجی را رقم زده است؛ قوانینی که البته به‌‌نظر می‌‌رسد بیشتر روی کاغذ اعتبار داشته‌اند تا در مقام عمل.

 با کندوکاو بیشتر و ردگیری مسیر تأمین تجهیزات تا شرکت‌‌های بزرگ و نام‌‌آور زیست‌‌فناوری در ایالات متحده، کم‌‌کم نشانه‌‌هایی نمایان شد که بر سازمان‌‌دهی یک اقدام ازپیش‌‌برنامه‌‌ریزی‌‌شده دلالت داشت تا ماجراجویی جاه‌‌طلبانه یک دانشمند خودسر. اینجا بود که برخی از احتمال سربرآوردن پدیده‌‌ای شوم با‌‌ نام «دامپینگ اخلاقی» سخن به میان آوردند.

دامپینگ اخلاقی / Ethics Dumping

دامپینگ اخلاقی چیست؟

دامپینگ اخلاقی به‌‌معنای انجام برخی از آزمایش‌‌‌‌های غیرقانونی یا خارج‌‌ازعرف یک کشور در کشوری دیگر با قوانین آسان‌‌تر یا نظارت ضعیف‌‌تر است. این پدیده بیشتر در میان پژوهشگران مقیم کشورهایی ثروتمند و با سطح فناوری بالاتر ولی گرفتار در قوانینی سخت‌‌گیرانه‌‌ موضوعیت دارد. دراین‌‌میان، بیشترین محدودیت‌‌ها نیز درمورد قوانین پزشکی دیده می‌‌شود که ارتباط مستقیم با سلامت و جان افراد جامعه دارد. بااین‌حال، موارد دیگری نیز مانند مطالعات انسان‌شناسی نیز دیده شده است که برای حساسیت‌‌زدایی در کشورهای دیگر انجام می‌‌شود. همان‌‌طور که علم به‌‌سرعت درحال درنوردیدن مرزهای سیاسی کشورهاست، نگرانی‌‌ها درمورد خطر وقوع دامپینگ اخلاقی (چه به‌‌صورت عامدانه و چه به‌صورت غیرعمدی) در حال افزایش است. یکی از دلایل افزایش گمانه‌‌زنی‌‌‌ها درمورد ردپای دامپینگ اخلاقی در پرونده‌‌ی دکتر هی، کشف شواهدی مبتنی‌‌‌‌بر تشویق و همکاری یک پژوهشگر آمریکایی در پیشبرد این پروژه‌‌ی جنجالی بوده است.

هدف از دامپینگ اخلاقی، پیاده‌سازی آزمایش‌های غیرقانونی در بستر قوانین ضعیف کشورهای فقیرتر است

این دانشمند خاطی، مایکل دیم از دانشگاه رایس در هوستون تگزاس است. دکتر دیم، استاد راهنمای دکتر هی در مقطع PHD در خلال سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ بوده‌ و از آن زمان، به هم‌کاری با او ادامه داده ‌است. این دو دانشمند، نویسنده‌‌ی حداقل هشت مقاله منتشرشده و نیز چندین نسخه‌‌ی درشرف انتشار هستند. همچنین نام دکتر دیم به‌‌همراه ۹ دانشمند چینی دیگر (ازجمله خود دکتر هی) در فهرست نویسندگان مقاله‌‌ای با نام «تولد دوقلوها پس از ویرایش ژنتیکی باهدف ایجاد مقاومت دربرابر HIV» آمده است. این همان مقاله‌‌ای است که دکتر هی پیش از اعلام رسمی فعالیت‌‌های خود در اجلاس هنگ‌‌کنگ، به ژورنال علمی نیچر تسلیم کرده بود و البته ویراستاران نیچر نیز این مقاله را رد کردند (و برخلاف روال مرسوم در مورد رد مقالات، حتی دریافت چنین مقاله‌‌ای را نیز تأیید نکردند).

در این پروژه از تکنیکی به نام CRISPR-Cas9 برای غیرفعال کردن ژن ccr5 (پروتئینی که ویروس HIV با اتصال به آن، خود را وارد سلول می‌‌کند) استفاده شده است. یکی از دانشمندان چینی دخیل در این پروژه می‌‌گوید دکتر دیم ‌‌به‌‌عنوان عضوی از تیم پروژه بوده که طی آن از داوطلبان برای انجام چنین آزمایشی رضایت کتبی گرفته شده است. دکتر دیم در این رابطه اظهارنظری نکرده است؛ اما پس از مدتی، بیانیه‌ای از سوی وکلای وی بدین مضمون منتشر شد:

مایکل دیم در گذشته فعالیت‌‌های نظری در ارتباط‌‌با اجرای تکنیک کریسپر در مورد باکتری‌‌ها داشته و همچنین مقاله‌ای را درمورد فیزیک crispr-Cas نوشته ‌است؛ بااین‌حال، دکتر دیم در جریان طراحی، اجرا، مطالعات یا آزمایش‌های مرتبط با ویرایش ژن با تکنیک crispr-Cas9 نقشی نداشته است. او اجازه‌‌ی ارسال دست‌‌نوشته‌‌های مربوط‌به ccr5 یا pcsk9  [یک پروتیین غیرمرتبط که در حمل کلسترول دخیل است) را به هیچ نشریه‌‌ای نداده است و نیز نویسنده‌‌ی اصلی یا همکار در هیچ‌‌یک از این دست‌نوشته‌‌ها نبوده است. دکتر دیم در چین نبوده و به‌‌تبع آن در زمان اخذ رضایت‌‌نامه مربوط‌به این آزمایش از والدین نوزادان حاضر نبوده است.

دامپینگ اخلاقی / Ethics Dumping

مقاله‌های مرتبط:

در آمریکا، کاشت جنین اصلاح‌شده‌‌ی ژنتیکی درون رحم زن ممنوع است. انجام این اقدام پزشکی نیاز به اخذ مجوز از اداره‌‌ی غذا و داروی این کشور خواهد داشت و چنین مجوزی نیز فعلا قابل‌‌صدور نیست. نادیده‌‌گرفتن این قانون، یک جرم فدرال محسوب می‌‌شود که ممکن است جریمه‌ای بالغ بر ۱۰۰ هزار دلار و یک سال حبس به همراه داشته باشد.

بااین‌حال، حمایت از اجرای چنین تحقیقاتی در یک کشور دیگر، موضوعی کاملا متفاوت است. چنین اقدامی براساس قانون ایالات متحده، امری غیرقانونی محسوب نمی‌‌شود (هرچند اگر دکتر دیم بدون تأیید دانشگاه خود در این پروژه شرکت کرده باشد، همچنان اقدام او خلاف قوانین این کشور تلقی خواهد شد). دانشگاه رایس نیز اعلام کرده که هیچ‌‌گونه اطلاعاتی در مورد این قضیه ندارد؛ ولی تا آنجا که می‌‌داند هیچ‌‌یک از مراحل بالینی این آزمایش در ایالات‌متحده انجام نشده است. این دانشگاه درمورد جریان تحقیقات فعلی اظهارنظری نکرده و نه دکتر دیم و نه هیچیک از وکلای او درمورد اتهام ارتکاب دامپینگ اخلاقی نیز واکنشی نداشته‌‌اند.

پروژه‌‌ Trust

تا چندی پیش، آمریکا و کمیسیون اتحادیه‌‌ی اروپا، حمایت مالی از یک پژوهش سه‌ساله باارزش ۲.۷ میلیون یورو در زمینه‌‌ی دامپینگ اخلاقی را برعهده داشتند. پروژه‌‌ی Trust، حاصل هم‌کاری میان پژوهشگرانی از اروپا، آفریقا و آسیا بود که در سال گذشته به پایان رسید. این پروژه، نمونه‌های سابق کشف‌شده از وقوع دامپینگ اخلاقی را مورد بررسی قرار داده و به‌دنبال معرفی راهکارهایی برای پیشگیری از اتفاقات مشابه در آینده بود.

دامپینگ اخلاقی / Ethics Dumping

دوریس شرودر از دانشگاه سنترال لنکشیر در انگلستان که رهبری پروژه‌‌ی Trust را به‌‌عهده داشت، می‌‌گوید:

گاهی‌‌اوقات این امر به‌‌خاطر فقدان آگاهی [از قوانین کشورهای دیگر] روی می‌‌دهد. گاهی نیز ریشه در استانداردهای دوگانه دارد. ما قطعا مواردی را نیز شاهد بوده‌‌ایم که در آن‌ها تلاشی آشکار برای دورزدن قانون در کشورهای اروپایی دیده شده است.

پیش‌ازاین هم سابقه‌ی مهاجرت پژوهشگران به چین باهدف پیشبرد پژوهش‌های غیرقانونی دیده شده است

ژای ژائومی، مدیر اجرایی مرکز اخلاق زیستی در آکادمی علوم پزشکی چین در پکن (که معاون رئیس کمیته‌‌ی اخلاق در وزارت بهداشت نیز است)، از آنچه که پروژه‌‌ی Trust انجام داده‌ است، استقبال می‌کند. او می‌گوید: «مدیریت ضعیف اخلاقی در چین، این کشور را به مقصدی جذاب برای صادرات آزمایش‌‌های غیراخلاقی از جهان توسعه‌‌یافته تبدیل کرده است.» یکی از این موارد پرسروصدا در چین، پرونده‌‌ی سرجیو کاناورو، متخصص جراحی اعصاب از ایتالیا است که به‌‌دلیل مخالفت شدید با طرح‌های خود برای انجام پیوند سر انسان از دانشگاه خود در تورین ایتالیا استعفا داد. دکتر کاناورو با آگاهی از اینکه هیچ کشوری در اروپا یا آمریکای شمالی مجوز چنین پیوندی را نخواهد داد، به چین رفت و اکنون بر این باور است که این کشور به‌‌کلی با دنیای غرب متفاوت است و اخلاقیات در آن مفهومی متفاوت دارد.

در آنجا وی با همکاری رن ژیائوپینگ از دانشگاه پزشکی هاربین در عمل جراحی ارتوپدیک روی سگ‌‌ها، میمون‌‌ها و اجساد انسانی مشارکت کرد. وی حتی در سال گذشته قصد داشت که عمل پیوند سر یک بیمار فلج از گردن را به بدن یک جسد اهدایی انجام دهد که انجام آن، درست در لحظات آخر ازسوی وزارت بهداشت چین متوقف گردید. دکتر ژای می‌گوید:

روش پیشنهادی براساس شواهد بسیار ضعیف علمی بود. این امر نه‌‌تنها به‌‌لحاظ اخلاقی غیرقابل‌قبول است؛ بلکه برخلاف قوانین چین نیز محسوب می‌‌شود.

دکتر کاناورو نیز معتقد است که آن‌‌ها نمی‌‌بایست پیش از انتشار مقالات مربوط‌به پژوهش‌های انجام‌شده روی سگ‌‌ها و اجساد انسانی، درمورد این برنامه اطلاع‌‌رسانی می‌‌کردند. چندین مورد مشابه از پدیده‌‌ی دامپینگ اخلاقی در آسیا و آفریقا گزارش شده است: چندین مطالعه‌‌ی موردی از این تخلفات در کتاب «هم‌کاری تحقیقاتی شمالی-جنوبی» (منتشر شده ازسوی Trust) آمده است. سه نمونه‌‌ی قابل‌توجه از موارد گزارش‌‌شده شامل آزمایش‌های بالینی موردحمایت مالی آمریکا است که بین سال‌‌های ۱۹۸۸ الی ۲۰۱۵ در هند رخ داده است. این اقدامات باهدف آزمایش کم‌‌هزینه‌‌ی روش‌‌های غربالگری سرویکال طراحی شده بودند. چنین آزمایشاتی به گروه‌های کنترل نیاز داشتند که این گروه در آمریکا متشکل از زنانی بود که تحت یک آزمایش غربالگری قرار گرفته بودند. بااین‌حال، طی آزمایش‌‌های انجام‌‌شده در هند، هیچ‌‌گونه آزمایش پاپ‌‌اسمیری درمورد گروه کنترل که متشکل از ۱۴۱ هزار زن بود، انجام نگرفت؛ این در حالی بود که رویه‌‌ی استاندارد کشور هند، انجام چنینی آزمایش‌هایی را الزامی دانسته بود (هرچند که رعایت عملی آن هم چندان مقدور نبود).

مورد دیگری که به‌واسطه‌‌ی تحقیقات پروژه‌‌ی Trust افشا گردید، پرونده‌ی مربوط‌‌به گروهی از مردم آفریقای جنوبی با نام «سان» است که به‌‌دلیل شیوه‌‌ی زندگی مبتنی بر شکار، زبان‌ عجیب و هنر باستانی صخره‌‌نگاری خود بسیار شناخته شده‌ا‌‌اند. مقاله‌‌ای که در سال ۲۰۱۰ در ژورنال علمی نیچر درمورد اولین توالی ژنوم به‌‌دست‌‌آمده از این قوم منتشر شد، اعتراض بسیاری از این افراد این گروه را برانگیخت. به‌‌گفته‌‌ی راجر چتلز، وکیل حقوق بشر در دانشگاه استلنبوش از  آفریقای جنوبی، روش‌های رضایت‌‌سنجی پیش از انجام پژوهش، نامناسب تشخیص داده شده و برخی از عبارات مورداستفاده در این مقاله نیز (نظیر Bushmen به‌‌معنای مردمان بوته‌‌ای) توهین‌‌آمیز قلمداد شده است.

دامپینگ اخلاقی / Ethics Dumping

عجیب آنکه دانشمند مورداتهام آمریکایی این ماه قرار است ریاست دانشکده‌ی مهندسی دانشگاه شهر هنک‌کنگ را بپذیرد

به‌‌عنوان بخشی از پروژه‌‌ی Trust، آقای چنلز و همکارانش به گروه‌هایی از مردم سان کمک کردند تا اولین آیین‌نامه‌ی اخلاقی ایجادشده توسط یک گروه بومی در آفریقا را توسعه دهند. این امر نیازمند مطالعه‌‌ی فرهنگ‌‌ سان‌‌ها، ژن‌ها و میراث آن‌‌ها برای ارائه‌‌ی پیشنهادها به هیئت بازبینی تعیین‌شده توسط جوامع سان است. همچنین در پایان این پروژه از پژوهشگران خواسته شده که با احترام با افراد رفتار کنند و بررسی کنند که چگونه پژوهش‌‌های آن‌ها می‌تواند درجهت منافع عمومی نظیر بهداشت محلی، آموزش و اشتغال قرار گیرند.

با تحلیل تخلفات روی‌‌داده در گذشته، پژوهشگران پروژه‌‌ی Trust توانسته‌‌اند مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها را با نام« آیین‌نامه‌‌ی جهانی رفتار برای تحقیق در محیط‌هایی با منابع ضعیف» تدوین کنند. هدف از این دستورالعمل، افزایش آگاهی درباره‌‌ی شیوه‌های بد و شناسایی جرائم بالقوه است. اساس این آیین‌‌نامه آن است که بررسی‌های اخلاقی در تمامی کشورهای عضو انجام گیرد. به‌‌گفته‌‌ی دکتر شرودر، دو آژانس سرمایه‌گذاری اروپایی (متشکل از کمیسیون اتحادیه‌‌ی اروپا و مجمع آزمایش‌‌های بالینی کشورهای اروپایی و در حال توسعه) هم‌اکنون این آیین‌‌نامه را پذیرفته‌‌اند. در همین حال، در آمریکا نیز یک متخصص ویرایش ژنتیک با نام کیران ماسورونو از دانشگاه پنسیلوانیا پیشنهاد تشکیل یک دفتر ثبت بین‌المللی را داده تا کلیه‌ی تحقیقات مربوط‌به اصلاح ژنتیکی جنین‌های انسانی در آن ثبت‌وضبط شود؛ به‌‌‌‌شیوه‌‌ای که انتشار هرگونه مطالعه‌‌ای منوط به ثبت اولیه‌ی در این دفتر باشد.

شاید آخرین مورد غافلگیرکننده در مورد ماجرای کودکان اصلاح‌‌شده‌‌ی ژنتیکی این باشد که گویا قرار است دکتر دیم در ماه جاری، سمت جدید خود را به‌‌عنوان رئیس دانشکده‌‌ی مهندسی دانشگاه شهر هنگ‌کنگ بپذیرد. این پیشنهاد پیش از انتشار اخبار مربوط‌‌به تولد نوزادان اصلاح‌‌شده به وی ارائه شده بود. شایعات مرتبط‌‌با دخالت احتمالی دکتر دیم در این قضیه باعث شده ‌است که این دانشگاه حداقل تا زمان بسته‌‌شدن پرونده‌‌ی تحقیقات دانشگاه رایس، روند این انتقال را متوقف کند. بااین‌حال، دفتر روابط عمومی دانشگاه شهر هنگ‌‌کنگ هنوز اعلام نکرده که درصورت محرزشدن نقش دکتر دیم در این پروژه،  آیا این دانشگاه قرارداد خود با این دانشمند لغو خواهد کرد یا خیر. حتی دکتر دیم و وکلای او نیز در این رابطه اظهارنظری نداشته‌‌اند. اما یکی از اعضای هیات‌علمی این دانشگاه (که نخواست نامش فاش شود) می‌‌گوید درصورت اثبات اتهامات وارده‌‌بر دکتر دیم، وی قطعا با عواقب سنگین ناشی از خطایی نابخشودنی و نقض هنجارهای بین‌‌المللی مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، وی قطعا جایی به‌‌عنوان عضو هیئت علمی این دانشگاه نخواهد داشت.

اگر بپذیریم ادعاهای مطرح‌شده درمورد وقوع دامپینگ اخلاقی در این پرونده‌های عمومی صحت دارد، پس اوضاع جاری در پژوهش‌های کمی محرمانه‌تر چگونه خواهد بود؟ آیا هنوز هم فکر می‌کنید «قانون» همچنان می‌تواند افساری مطمئن برای مهار پژوهش‌های علمی در دایره‌ی اخلاقیات باشد؟


پس از مرسدس و ردبول، سرانجام تیم فرمول یک فراری نیز، خودروی فصل ۲۰۱۹ و حامی مالی جدید خود را در مارانلو معرفی کرد. 

تیم فرمول یک پرافتخار و محبوب فراری در مقر اصلی خود، شهر مارانلو ایتالیا، خودرو جدید خود را که SF90 نام دارد، به نمایش گذاشت. پیش از این اکثر تیم‌های فرمول یک، مثل مرسدس بنز و ردبول، خودرو فصل ۲۰۱۹ رونمایی کرده بودند.

Ferrari 2019 Formula 1 car / خودرو فرمول یک فراری

فراری در فصل ۲۰۱۹ با تغییر در ترکیب رانندگان خود روبه‌رو می‌شود و چارلز لکلرک جوان جای کیمی رایکونن در این تیم را پر خواهد کرد تا درکنار سباستین فتل باتجربه، ترکیب قرمزها در سال ۲۰۱۹ را تشکیل دهد. از تغییرات خودرو فرمول یک جدید فراری نسبت به سال قبل می‌توان به افزایش وزن آن اشاره کرد. وزن خودروی فراری در فصل جدید ۷۴۳ کیلوگرم خواهد بود که نسبت به خودروی فصل ۲۰۱۸ افزایشی ۱۰ کیلوگرمی داشته است.

Ferrari 2019 Formula 1 car / خودرو فرمول یک فراری

آخرین قهرمانی‌ فراری در رقابت‌های فرمول یک به سال ۲۰۰۸ بازمی‌گردد، و این تیم امیدوار است بتواند با خودروی جدید به یک دهه ناکامی در کسب عنوان قهرمانی رقابت‌های اتومبیلرانی فرمول یک پایان دهد. فراری فصل گذشته تا آستانه کسب عنوان قهرمانی پیش رفت، اما به خاطر چند اشتباه از سوی سباستین فتل و تیم فراری، درنهایت رقابت برای کسب عنوان قهرمانی را به تیم مرسدس AMG پتروناس و مهارت کم‌نظیر لوئیس همیلتون واگذار کرد تا خود به‌عنوان نایب‌ قهرمانی بسنده کند.

Ferrari 2019 Formula 1 car / خودرو فرمول یک فراری

خودروی جدید SF90 فراری برای یادبود ۹۰ سالگی خودروساز ایتالیایی به رنگ قرمز و سیاه تزئین شده است. در بیشتر نقاط بدنه از جمله بال‌های جلو و عقب، پوشش پیشرانه و دماغه خودرو نام برند میشن وینو (Mission Winnow) به چشم می‌خورد تا سال‌ها حضور فیلیپ موریس (Philip Morris) به‌عنوان حامی مالی اصلی فراری خاتمه یابد. تفاوت دیگر، مربوط به استفاده از رنگ سیاه به‌جای رنگ سفید در فصل پیش است.

Ferrari 2019 Formula 1 car / خودرو فرمول یک فراری

مقاله‌های مرتبط:

تغییر دیگر فراری جایگزینی ماتیا بینوتو، مدیر فنی سابق به‌جای مائوریسیو آریوابنه مدیر سابق تیم است. بینوتو در این‌باره گفت:

کار بسیار سختی در پیش داریم و اکنون برای شروع فصل آماده می‌شویم. همه روی مسابقات تمرکز کرده‌ایم و از شروع دوباره فرمول یک بسیار هیجان‌زده هستیم. درباره نقش جدید به‌عنوان مدیر تیم باید بگویم که برایم بسیار عادی و به‌سادگی پیش می‌رود و چندان درباره آن فکر نمی‌کنم. کافی است که کار خود را به خوبی انجام دهیم و در این راه تلاش کنیم، تا همه چیز به خوبی پیش برود. 

Ferrari 2019 Formula 1 car / خودرو فرمول یک فراری

در مراسم رونمایی از خودرو جدید فراری، بینوتو به همراه سباستین فتل و چارلز لکلرک، جان الکان، پیرو فراری و لوئیس کاملیری حضور داشتند. کاملیری با اشاره به شرکت‌کنندگان در مراسم و افرادی که به‌طور آنلاین مراسم را مشاهده می‌کردند،‌گفت:

امسال برای ما بسیار پراهمیت است و ما ۹۰ سالگی فراری را جشن می‌گیریم، چون اسکودریا فراری در سال ۲۹۲۹ در مودنا متولد شد. این نقطه عطفی در تاریخ فراری به شمار می‌رود، زیرا ما ما همچنان از دیدگاه‌ها و چشم‌اندازهای انزو فراری الهام می‌گیریم. فصل ۲۰۱۸ طی ۱۰ سال گذشته یکی از بهترین سال‌های حضور ما در فرمول یک بود. بااین‌حال ما به اهداف خود نرسیدیم و امیدواریم که با تعهد و عزم قوی به جلو حرکت کنیم. من اطمینان می‌دهم که با استفاده از این موارد به آسانی می‌توانیم به اهداف خود برسیم. 


پژوهشگران در حفاری‌های اخیر خود در جبل‌الطارق، موفق به کشف ردپای ۲۹ هزار ساله‌ای شده‌اند که تصور می‌شود متعلق به یک نئاندرتال باشد.

در مقاله‌ای که به‌تازگی در ژورنال علمی Science Quaternary Review منتشر شده، تیم بین‌المللی از موزه ملی جبل‌الطارق درکنار همکارانی از اسپانیا، پرتغال و ژاپن، کشف ردپای مهره‌داران باستانی را در این منطقه گزارش کرده‌اند. پژوهشگرانی که طی یک دهه گذشته مشغول حفاری تپه‌های شنی منطقه‌ای موسوم به خلیج کاتالان در جبل‌الطارق بوده‌اند، موفق به کشف ردپای برخی حیوانات و همچنین نزدیک‌ترین خویشاوندان ما، نئاندرتال‌ها شده‌اند که قدمت آن به ۲۹ هزار سال قبل باز می‌گردد.

تصور می‌شود نئاندرتال‌ها حدود ۴۰ هزار سال قبل شروع به منقرض شدن کرده باشند، هر چند برخی پژوهش‌ها پیشنهاد کرده‌اند که انقراض عموزاده‌های باستانی ما تا ۲۸ هزار قبل نیز ادامه داشته است. پژوهشگران گفته‌اند که این کشف با یافته‌های قبلی از دوران حضور آخرین نئاندرتال‌ها‌ در غار گورهام در نزدیکی همین محل همخوانی دارد.

دولت جبل‌الطارق در بیانیه‌ای گفت:

کشف اخیر با شواهدی که قبلا از دوره آخرین نئاندرتال‌ها در غار گورهام پیدا شده بود، همخوانی دارد. اگر تأیید شود که این ردپاها متعلق به یک نئاندرتال است، این تپه‌ها به دومین محل در جهان تبدیل می‌شوند که ردپای نئاندرتال‌ها در آن پیدا می‌شود؛ قبلا فقط در رومانی چنین کشفی انجام شده بود.

مقاله‌های مرتبط:

دیگر ردپای شناخته‌شده نئاندرتال‌ها در غار وارتوپ در رومانی کشف شده بود. به‌گفته‌ی این تیم پژوهشی، تپه‌های شنی ناحیه خلیج کاتالان، یادگاری از آخرین عصر یخبندان است و شواهدی از دوره‌ای را نشان می‌دهد که سطح دریا ۱۲۰۰ متر از امروز پایین‌تر بود. در آن زمان، این تپه‌ها بسیار وسیع‌تر بودند. پژوهشگران ردپای حیواناتی مانند گوزن قرمز، بز کوهی، اروخص، پلنگ و فیل راست‌عاج را در این محل شناسایی کرده‌اند.

پژوهشگران همچنین متوجه‌ی ردپای یکی از اعضای جوان اجداد ما شده‌اند که تنها ۱۰۶ تا ۱۲۶ سانتی‌متر قامت داشته است. پژوهشگران این ردپا را حدود ۲۹ هزار سال تاریخ‌گذاری کرده‌اند. به‌گفته‌ی پژوهشگران، این شواهد همراه‌با کشف‌های فسیلی در غار گورهام، احتمالا متعلق به یک گروه از نئاندرتال‌ها باشد.

نئاندرتال‌ها

نئاندرتال‌ها حدود ۴۰ هزار قبل شروع به منقرض شدن کردند، هر چند برخی پژوهش‌ها پیشنهاد کرده‌اند که انقراض عموزاده‌های باستانی ما تا ۲۸ هزار قبل نیز ادامه داشته است

پژوهشگران طی ۱۰ سال گذشته مشغول حفاری این محل باستان‌شناسی بوده‌اند و با فروپاشی تدریجی تپه بر اثر فرایندهای طبیعی، به تدریج شواهد بیشتر و بیشتری را به دست آورده‌اند.

جان کورتز، نماینده پارلمان و وزیر میراث فرهنگی تاریخی جبل‌الطارق، گفت:

پژوهشی که انجام گرفت، فوق‌العاده بود و بینش باورنکردنی از حیات وحش جبل‌الطارق در گذشته پیش‌ روی ما گذاشت. همه‌ی ما باید روزگار و صحنه‌ای را مجسم کنیم که این حیوانات در سرتاسر این منطقه زندگی می‌کردند. این امر به ما کمک می‌کند تا اهمیت مراقبت از میراث خود را بهتر درک کنیم. من به این تیم پژوهشی بابت کشف شواهد شگفت‌انگیز از گذشته صخره‌هایمان تبریک می‌گویم.

گفتنی است که یافته‌های اخیر به ارزش بین‌المللی میراث دوره پلیستوسن در جبل‌الطارق افزودند. این محل باستان‌شناسی قبلا در سال ۲۰۱۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده بود.


پژوهشی در دانشگاه ایالتی آیووا انجام شده است که نشان می‌دهد تغییرات اقلیمی می‌توانند به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به افزایش خشونت و درگیری در کشورها بینجامند.

تصاویر سیل‌های گسترده یا مخروبه‌های به‌جامانده از آتش‌سوزی‌ها به ما نشان می‌دهند که تغییرات اقلیمی منجر به افزایش شدت بلایای طبیعی شده است. پژوهشگران به تأثیرات غیرمستقیم این فجایع و افزایش سرعت تغییرات آب‌و‌هوایی بر خشونت و درگیری‌ها اشاره دارند. آن‌ها سه راهی را که تغییرات اقلیمی منجر به افزایش احتمال خشونت می‌شود،‌ شناسایی کرده‌اند.

کریگ اندرسون پروفسور دانشگاه ایالتی آیووا و آندریاس مایلز نولو از دانشجویان این دانشگاه، سه راهی را شناسایی کرده‌اند که در اثر آن‌ها تغییرات اقلیمی می‌تواند منجر به بروز خشونت شود. پژوهش این دو نفر در ژورنال «گزارش‌های تغییرات اقلیمی کنونی» منتشر شده است. اندرسون می‌گوید اولین و مستقیم‌ترین راه، افزایش دمای هوا است که به افزایش کج‌خلقی و عصبانیت می‌انجامد و می‌تواند منجر به خشونت شود. مورد بعدی غیرمستقیم‌تر است و به تأثیر تغییرات اقلیمی بر بلایای طبیعی،‌ خسارت محصولات کشاورزی و بی‌ثباتی اقتصادی برمی‌گردد. بلایای طبیعی نظیر طوفان یا آتش‌سوزی در جنگل به‌طور مستقیم خشونت را افزایش نمی‌دهند؛ اما مشکلات اقتصادی، آواره‌شدن خانواده‌ها و محدودیت منابع طبیعی می‌تواند نتایج خشونت‌باری به‌همراه داشته باشند.

مقاله‌های مرتبط

یکی مواردی که بلایای طبیعی به‌صورت غیرمستقیم منجر به افزایش خشونت می‌شود، پرورش کودکان و نوجوانان به افراد بالغی که مستعد خشونت هستند. به‌عنوان مثال شرایط بد و فقرآمیز زندگی، خانواده‌های ازهم‌پاشیده و سوء‌تغذیه‌ی جنین و نوزاد می‌تواند از عوامل خطرآفرین در داشتن بزرگسالانی با رفتارهای خشونت‌آمیز محسوب شود. اندرسون و مایلز نولو اشاره می‌کنند که درنتیجه‌ی بلایای طبیعی ناشی از تغییرات اقلیمی نظیر طوفان، خشکسالی،‌ سیل و کمبود آب و تغییر شیوه‌های کشاورزی برای تولید بهتر مواد غذایی، این عوامل خطرناک رایج‌تر می‌شوند.

تغییرات اقلیمی

برخی بلایای طبیعی به‌حدی شدید و بلندمدت هستند که بخش زیادی از مردم را مجبور به مهاجرت از محل سکونت‌شان می‌کنند و یکی دیگر از تأثیرات غیرمستقیم تغییرات آب‌و‌هوایی به‌شمار می‌روند. درواقع مهاجرت زیست‌محیطی منجر به درگیری‌هایی برسر منابع می‌شود و می‌تواند خشونت‌های سیاسی، جنگ‌های داخلی یا جنگ بین کشورها را رقم بزند. اندرسون می‌گوید:

تغییرات اقلیمی، موضوعی جهانی با پیامدهای بسیار جدی است. ما به‌دنبال راهی برای کاهش اثرات منفی آن هستیم. تأمین ناکافی موادغذایی و نابرابری اقتصادی مانع از زندگی سالم و مولد مردم می‌شود و با تمرکز بر آن می‌توان خشونت بلندمدت را کاهش داد. علاوه‌براین باید با برنامه‌ریزی و اختصاص منابع برای مهاجران زیست‌محیطی به آن‌ها در جابه‌جایی به کشورها و مناطق جدید کمک کنیم.

اندرسون اشاره می‌کند، هیچ داده و روشی وجود ندارد که بتواند مشخص کند کدامیک از این سه عامل مخرب‌تر هستند. رابطه‌ی بین گرما و خشونت می‌تواند بیشترین تأثیر را روی مردم بگذارد و پژهش‌های موجود و همچنین پژوهش اندرسون نشان می‌دهند که مناطق گرم‌تر با جرایم خشونت‌بار، فقر و بیکاری بیشتر مواجه هستند. بااین‌حال، اندرسون نگران است که سومین عامل در فهرست آن‌ها یعنی مهاجرت زیست‌محیطی و درگیری، بسیار مخرب‌تر باشند. او می‌گوید:

هم‌اکنون شاهد مهاجرت جمعیت زیادی از مردم به‌خاطر بی‌ثباتی سیاسی، اقتصادی یا محیطی ناشی از فجایع زیست‌محیطی هستیم. جنگ و درگیری در سوریه یکی از این موارد است. اختلافات بین مهاجران و مردم مناطقی که مهاجرپذیر هستند، می‌تواند عامل بروز تنش و خشونت شود. با افزایش این اختلافات و به‌واسطه‌ی دسترسی به سلاح‌های کشتار جمعی، نتایج فاجعه‌باری رقم خواهد خورد.

بااینکه وقوع وقایع وحشتناکی نظیر جنگ‌های تمام‌عیار تقریباً بعید به‌نظر می‌رسد، اما پیامدهای آن به‌حدی شدید است که نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم. به‌همین دلیل ایالات متحده و سایر کشورها نباید اجازه دهند که درگیری‌های منطقه‌ای و مهاجرت زیست‌محیطی از کنترل خارج شود. دراختیار قراردادن کمک‌های کافی به پناهندگان و راحت‌ترکردن امکان مهاجرت به مناطقی که مردم بتوانند زندگی مولد،‌ شاد و سالمی داشته باشند،‌ می‌تواند از راه‌های پیش روی این کشورها محسوب ‌شود.

اقدام عملی

تغییرات اقلیمی

اندرسون و مایلز نولو عنوان می‌کنند که هدف پژوهش آن‌ها افزایش آگاهی جامعه‌ی علمی است تا به‌دنبال تلاش‌های پیشگیرانه یا روشی برای کاهش پیامدهای مخرب تغییرات اقلیمی باشند. هدف بلندمدت‌شان را نیز به آموزش مردم درباره‌ی احتمال افزایش خشونت در اثر تغییرات اقلیمی اختصاص داده‌اند. مایلز نولو می‌گوید:

باتوجه به تجربه‌ای که از بلایای طبیعی گذشته به‌دست آورده‌ایم،‌ باید با کنارگذاشتن منابع و بودجه‌ی اضطراری برای مشکلات آینده آماده باشیم. علاوه‌براین لازم است که کلیشه‌ها و تعصب‌های منفی نسبت به کسانی که به کمک نیاز دارند را درهم بشکنیم و از روی انسانیت به پناهندگان و آوارگان کمک کنیم. با انجام این اقدام‌ها می‌توانیم میزان خشونت و خصومت را کاهش دهیم.

اندرسون به واکنش بسیار بد کشورهای اروپایی به پناهندگان اشاره می‌کند و می‌گوید که تغییر نگرش و سیاست‌های مرتبط با مهاجرت می‌تواند احتمال بروز خشونت را کم کند.


تویوتا سوپرای تیونینگ‌شده با قدرت ۷۲۰ اسب‌بخاری‌اش، سریع‌ترین تویوتا سوپرایی است که در پیست نوربرگ‌رینگ آلمان زمان ثبت کرده است.

نسل جدید تویوتا سوپرا این روزها توجه زیادی را جلب کرده و در صدر اخبار خودرویی جهان قرار دارد و هیچ‌کس منکر قابلیت‌های حرکتی قدرتمند این خودروِ اسپرت نیست.

مقاله‌های مرتبط:

تویوتا سوپرایی که در این مطلب درباره‌اش صحبت می‌کنیم، توانایی‌هایی فراتر از خودروِ اسپرت دارد. این سوپرای قدیمی پیشرانه‌ی ۳ لیتری ۶ سیلندر خطی توربو دارد؛ اما این، خودرویی معمولی نیست و با تیونینگ انجام‌شده می‌تواند ۷۲۰ اسب‌بخار قدرت را روانه چرخ‌های عقب کند.

رانندگی با چنین هیولایی قطعا کار آسانی نیست؛ اما اگر بتوانید از پس مهارکردنش برآیید، خودروِ واقعا سریعی است؛ چون توانسته در پیست نوربرگ‌رینگ آلمان زمان ۷ دقیقه و ۲۸ ثانیه را ثبت کند. ویدئویی نیز از این تویوتا سوپرا موجود است که آن را در‌حال سبقت‌گرفتن از خودرویی رادیکال در نوربرگ‌رینگ نشان می‌دهد.

Totota Supra  / تویوتا سوپرا

پیشرانه‌ی 2JZ موجود در این سوپرای قدیمی، یکی از پیشرانه‌های برتر جهان برای تیونینگ است. درحقیقت، مهم‌ترین مشکل درباره‌ی سوپرا افزایش قدرت موتور آن نیست؛ بلکه توانایی رانندگی لازم برای کنترل این هیولای ۷۲۰ اسب‌بخاری است.


در CES امسال، جن‌سن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، در مراسمِ معرفی کارت گرافیک میان‌رده‌ی Geforce RTX 2060، آغاز نسل جدیدی از گیمینگ را به میلیون‌ها گیمر در سراسر جهان نوید داد. وی گفت:

گیمرهای دسکتاپ تقاضای فزاینده‌ای دارند؛ به‌همین‌دلیل، RTX 2060 استاندارد جدیدی تعریف می‌کند. این پردازنده‌ی گرافیکی با قیمتی بی‌همتا و عملکردی خارق‌العاده و تجهیز به هوش مصنوعی و رهگیری آنی پرتو، بر آن است تا مرز میان فیلم‌های واقعی و بازی‌ها را محو کند. این لحظه‌ای بزرگ و فراموش‌نشدنی برای گیمرهاست.

این پردازنده‌ی گرافیکی خوش‌قیمت از سری Geforce RTX 2000 انویدیا چه چیزی در چنته دارد که این‌چنین لایق تمجید است؟ در این مقاله، می‌خواهیم نگاهی جامع به ارزان‌ترین کارت گرافیک از سری 2000 RTX انویدیا بیندازیم و ببینیم پولی که برای به‌دست‌آوردنش باید بپردازیم، واقعا با سطح کارایی آن تناسب دارد یا نه و اینکه چقدر درمقایسه‌با برادرهای بزرگ‌ترش از خانواده‌ی GTX 1000 پیشرفت داشته است. افزون‌براین، در این مقاله سعی می‌کنیم به دور از پیچیدگی‌ها، فناوری‌های ارائه‌شده در آخرین نسل پردازنده‌های گرافیکی انویدیا، مانند Ray Tracing و DLSS را بررسی کنیم و بفهمیم این فناوری‌ها چقدر بر تجربه‌ی ما از گیمینگ تأثیر خواهد گذارد.

rtx 2060

کارت گرافیک Geforce RTX 2060 اگرچه ضغیف‌ترین کارت سری RTX 2000 است، همچنان با بهره‌مندی از معماری تراشه‌ی تورینگ، توانایی کافی برای اجرای Ray Tracing یا رهگیری آنی پرتو را دارد و از همه مهم‌تر، درمقایسه‌با GTX 1060، برادر بزرگ‌ترش، ۶۰ درصد عملکرد گرافیکی بهتری دارد. این کارت به‌عنوان عضو میان‌رده‌ی خانواده‌ی سری 20  جی‌فورس، از ۱،۹۲۰ هسته‌ی CUDA و ۶ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی از نوع GDDR6 با سرعت عالی ۱۴ گیگابیت‌برثانیه برخوردار است و از همان تراشه‌ی گرافیکی به‌کاررفته در مدل پیشرفته‌تر RTX 2070، یعنی تراشه‌ی TU106 انویدیا، استفاده می‌کند. با‌این‌حال در RTX 2070، تعداد هسته‌های CUDA بیشتر است و ۸ گیگابایت حافظه‌‌ی گرافیکی از نوع GDDR6 تراشه‌ی پردازنده را همراهی می‌کند.

عملکرد گرافیکی کارت RTX 2060 به میزان ۶۰ درصد بهتر از GTX 1060 است

انویدیا در مراسم معرفی این کارت میان‌رده، در ویدئویی نشان داد امکان اجرای بازی Battlefield V در رزولوشن 1440p و فعال‌بودن حالت رهگیری پرتو، با خروجی ۶۰ فریم‌برثانیه وجود دارد. این شرکت در همان مراسم، قیمت رسمی کارت را ۳۴۹ دلار اعلام کرد که ۱۵۰ دلار از نسخه‌ی پیشرفته‌تر RTX 2070 ارزان‌تر است.

rtx 2060

مقاله‌های مرتبط:

 بنابر گفته‌های مدیران انویدیا، RTX 2060 تقریبا ۶۰ درصد از برادر بزرگ‌تر، یعنی GTX 1060، در بازی‌ها سریع‌تر ظاهر خواهد شد. افزون‌براین، انویدیا تصریح کرده این کارت حتی در‌مقایسه‌با GTX 1070 Ti نتایج بهتری ثبت می‌کند. قیمت پیشنهادی این کارت برای مصرف‌کننده‌ ۱۰۰ دلار گران‌تر از کارت بررسی‌شده‌ی ما است و همچنان خیلی از خُرده‌فروشی‌ها مشغول فروشش با همان قیمت هستند. علاوه‌براین، کارت RTX 2060 حدود ۱۵۰ دلار گران‌تر از GTX 1060 است؛ اما ۶۰ درصد قدرت اثبات‌شده‌ی بیشتر در گیمینگ و برخورداری از آخرین فناوری‌ پردازنده‌های گرافیکی انویدیا به این میزان هزینه‌کردن می‌ارزد. برای بسیاری از افراد بازهم این ۳۴۹ دلار پول هنگفتی است؛ ولی قدرتی که RTX 2060 در خلق صحنه‌های گرافیکی از خود نشان می‌دهد و خروجی فریم عالی آن در رزولوشن‌های معمولی، خرید ارزشمندی به ذهن متبادر می‌سازد. با‌توجه‌به اینکه نتایج عملکرد این کارت در شرایط واقعی و در بازی‌‌ها، بسیار شبیه به نتایج کارت GTX 1070 بوده است، به‌نظر می‌رسد این کارت بیشتر از آنکه جانشینی برای GTX 1060 باشد، جایگزینی برای GTX 1070 است.

rtx 2060

ظاهرا نسخه‌ی مرجع این کارت مشابه کارت‌های رده‌بالای RTX 2080 و RTX 2070 و RTX 2080 Ti است. گرمای برد اصلی با دو فن خنک‌کننده دفع می‌شود و بدنه‌ی یکدست و زیبای کارت از محصولی تمام عیار حکایت می‌کند. در جدول زیر، مشخصات این کارت درکنار کارت‌های دیگر برای مقایسه گردآوری شده است.

مشخصات  GTX 1060 6Gb  AMD RX 590  GTX 1070 RTX 2060 RTX 2070  RTX 2080 RTX 2080 Ti
هسته‌های پردازشی ۱۵۵۲ ۲۳۰۴ ۱۹۲۰ ۱۹۲۰ ۲۳۰۴ ۲۹۴۴ ۴۳۵۲
گیگا پرتو بر ثانیه N/A N/A N/A ۵ ۶ ۸ ۱۰
کلاک‌بوست (Mhz) ۱۷۰۸ ۱۵۴۵ ۱۶۸۳ ۱۶۸۰ ۱۶۲۰ ۱۷۱۰ ۱۶۳۵
حافظه‌ی گرافیکی ۶ ۸ ۸ ۶ ۸ ۸ ۱۱
پهنای باند حافظه (Gbps) ۱۹۲.۱ ۴۱۰ ۲۵۶ ۳۳۶ ۴۴۸ ۴۴۸ ۶۱۶
توان طراحی حرارتی (وات) ۱۲۰ ۲۲۵ ۲۵۰ ۱۶۰ ۱۸۵ ۲۱۵ ۲۵۰
قیمت (دلار) ۲۴۹ ۲۷۹ ۴۴۹ ۳۴۹ ۴۹۹ ۷۹۹ ۱۱۹۹

همان‌طورکه مشاهده می‌کنید، در این کارت از ۳۰ هسته‌ی RT با توان پردازشی ۵ گیگا ری‌بر‌ثانیه برای ایجاد صحنه‌هایی با رهگیری پرتو آنی استفاده شده است. انویدیا در تعریف واحد سرعت این هسته‌ها می‌گوید این رقم مساوی با میزان پرتوهای نور لازم برای روشن‌کردن و نورپردازی اکثر محیط‌های گیمینگ است؛ یعنی باید این میزان پرتو در آن واحد و به‌صورت Real-Time تولید یا رهگیری شود تا خواص نوری جهان واقعی شبیه‌سازی شود. برای خلق صحنه‌هایی با فناوری رهگیری پرتو آنی و پوشش میزان چشمگیری از بازتاب و پراکنش نور از روی سطوح و ایجاد سایه‌های واقع‌گرایانه ناشی از برخورد همان پرتوها به اجسام به‌شکلی که نتیجه‌ی کار با واقعیت هم‌خوانی داشته باشد، به حجم سنگینی از پردازش و فعالیت هسته‌های RT و محاسبات هسته‌های CUDA نیاز است. پس، این حجم پردازش می‌تواند تأثیر منفی بر سرعت رندر صحنه‌ها بگذارد. در اینجا، انویدیا با ۲۴۰ هسته‌‌ی Tensor با توان محاسباتی ۵۲ ترافلاپس با تکیه بر قابلیت‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین این افت عملکرد را جبران می‌کند و قسمتی از فشار کار پردازنده را با قابلیت Deep Learning Supersampling یا DLSS کاهش می‌دهد. در ادامه‌ی این مقاله، بیشتر درباره‌ی DLSS توضیح خواهم داد. 

یکی از دلایل بهبود سطح عملکرد RTX 2060 درمقایسه‌با GTX 1060 علاوه‌بر تغییر معماری از پاسکال به تورینگ، افزایش تعداد هسته‌های CUDA از ۱،۵۵۲ هسته در GTX 1060 (نسخه‌ی ۶ گیگابایت) به ۱،۹۲۰ هسته در RTX 2060 است که البته، پیشرفتی چشمگیر محسوب می‌شود. همان‌طورکه می‌دانیم، هسته‌های CUDA درواقع مغز پردازنده‌ی اصلی کارت‌های انویدیا است. به‌بیان ساده، وظایف اصلی محاسباتی نظیر ایجاد رنگ، نور، سایه‌زنی و خروجی پیکسلی برعهده‌ی این هسته‌ها است و نقش پیاده‌نظام را در این پردازنده‌های گرافیکی بازی می‌کند. تغییر فناوری ساخت تراشه از ۱۶ نانومتر در معماری پاسکال به ۱۲ نانومتر در معماری تورینگ باعث افزایش چگالی ترانزیستور در سطح تراشه و امکان افزایش تعداد هسته‌ها و بهبود فرایند پردازش در معماری جدید شده است. در تراشه‌‌‌ی TU106 انویدیا ۱۰،۸۰۰ میلیون ترانزیستور در سطحی به مساحت ۴۴۵ میلی‌مترمربع قرار گرفته‌اند. این، یعنی در هر میلی‌مترمربع از این تراشه ۲۴.۳ میلیون ترانزیستور تعبیه شده است.

rtx 2060

کاهش تعداد هسته‌های CUDA همراه‌با میزان کمتر حافظه‌ی گرافیکی و پهنای باند کمتر حافظه در این کارت، درمقایسه‌با دیگر اعضای این خانواده، یعنی RTX 2080 و RTX 2070 و RTX 2080 Ti، تفاوت واضحی در سطح عملکرد و نرخ فریم خروجی ایجاد می‌کند. بااین‌حال در‌مقایسه‌با کارت هم‌قیمت GTX 1070 که همچنان انتخابی پایدار در میان گیمرها برای گیمینگ در رزولوشن 1440p است، به‌ویژه با داشتن قابلیت‌های رهگیری پرتو آنی و هوش مصنوعی، مسلما کارت بررسی‌شده‌ی ما گزینه‌ای ارزشمندتر است. این کارت همان ویژگی‌هایی را دارد که انویدیا از آن به‌عنوان «آینده‌ی گیمینگ» یاد می‌کند.

توان طراحی حرارتی کارت گرافیک RTX 2060 انویدیا ۱۶۰ وات اعلام شده که روی کاغذ عدد نسبتا مناسبی است. باوجوداین، باید در عمل هم میزان توان مصرفی آن سنجیده شود. به‌طور پیش‌فرض، تراشه‌ی TU106 درحدود ۱۴۴ واحد نگاشت بافت (Texture Mapping) و ۶۴ واحد ایجاد خروجی پیکسلی است. کارت گرافیک RTX 2070 هم از همان تراشه‌ی TU106 استفاده می‌کند؛ اما تعداد هسته‌های CUDA در این کارت ۲،۳۰۴ و تعداد هسته‌های RT آن ۳۶ تاست که قدرت پردازش ۶ گیگا ری‌برثانیه را فراهم می‌کند. روی کاغذ نمی‌توان انتظار تفاوت زیادی میان عملکرد این دو کارت با‌توجه‌به استفاده از تراشه‌ی واحد داشت؛ اما باید میزان این تفاوت را عملا و در گیمینگ سنجید. ناگفته نماند کارت RTX 2070 دو گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی بیشتر درمقایسه‌با 2060 RTX دارد که با همان سرعت کلاک، اما با رابط ۲۵۶ بیتی درمقابل رابط ۱۹۲ بیتی 2060 RTX کار می‌کند. به‌هرحال، برای داشتن کارت RTX 2070 باید ۱۵۰ دلار بیشتر سر کیسه را شل کرد.

rtx 2060

مدیرعامل انویدیا در مراسم رونمایی این کارت، نموداری برای مقایسه میزان بهبود خروجی بازی RTX 2060 در رزولوشن 1440p و تنظیمات High درمقایسه‌با نسل قبل از آن به حضار نشان داد. روی این نمودار میزان بهبود عملکرد 2060 درمقایسه‌با GTX 1060 در برخی عناوین مثل Wolfenstein II و Middle-Earth: Shadow of War تا دوبرابر بیشتر بود. انویدیا می‌گوید در رزولوشن ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ در هر عنوانی می‌توان به خروجی ۶۰ فریم با حداکثر تنظیمات دست یافت. البته با‌توجه‌به محدودیت حافظه‌ی گرافیکی این کارت به ۶ گیگابایت، چندان نمی‌توان روی این ادعا حساب بازکرد. همین الآن روی DirectX 12 در برخی عناوین مانند Resident Evil 2 اجرای بازی با رزولوشن فول اچ‌دی و حداکثر تنظیمات به حداقل ۸ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی نیاز دارد. باوجوداین، روی بقیه‌ی سخت‌افزار این کارت برای رسیدن به این رقم می‌توان کاملا حساب بازکرد.

rtx 2060

فرکانس کلاک پایه در RTX 2060 معادل ۱،۳۶۵ مگاهرتز و فرکانس بوست کارت مرجع که انویدیا سرعت را به‌طور پیش‌فرض روی آن تنظیم کرده، ۱،۶۸۰ مگاهرتز است. انویدیا می‌گوید در آزمایشگاه‌های این شرکت امکان اورکلاک این پردازنده گرافیکی تا ۲ گیگاهرتز وجود داشته است. در ادامه‌ی همین مقاله، نگاهی به ظرفیت اورکلاک واقعی این کارت می‌اندازیم که کارشناسان آن را به‌دست آورده‌اند.

استاندارد حافظه‌ی GDDR6 یک گام جلوتر از GDDR5 است. این نوع حافظه‌ی گرافیکی همزمان سطح عملکرد بهتر و مصرف توان کمتری درمقایسه‌با نسل قبلی خود دارد. همان‌طورکه گفته شد، کارت RTX 2060 به ۶ گیگابایت از این نوع حافظه مجهز شده که البته برای آخرین عناوین بازی عدد متوسطی است.

برای افرادی که می‌خواهند اطلاعات بیشتری درباره‌ی فناوری‌های بدیع سری RTX 2000 داشته باشند، باید اضافه کرد Real-time Ray Tracing یا رهگیری پرتو آنی نوعی رندرینگ سه‌بُعدی است که به سیستم اجازه می‌دهد جلوه‌های نور و سایه‌ی واقعی‌تری را به خروجی تصاویر الحاق کند. آنچه این فناوری را ارزشمند می‌سازد، بازتاب و پراکنش نوری بسیار شبیه به جهان واقعی است. در این خروجی، روی هر سطح آینه‌ای مثل آب و فلزات صیقل‌خورده و حتی روی تیغه‌ی درخشنده‌ی شمشیری فولادی بازتاب جهان اطرافتان را با تمام ویژگی‌های آن خواهید داد. عبور پرتو‌های نور منبعی از درونِ اشیای شفاف و شیشه‌ای، جلوه‌های بی‌نظیری ایجاد خواهد کرد که قبلا مشابه آن را ندیده‌اید. ممکن است قسمتی از ساختمانی بلند را در خروجی مانیتور خود نبینید؛ ولی تصویر آینه‌ای آن را با حداکثر جزئیات در برکه‌‌‌ی آب مشرف به آن مشاهده خواهید کرد. بازی نور و سایه با پویایی و واقع‌گرایی هرچه‌بیشتر اجرا خواهد شد.

rtx 2060

البته، اصل رهگیری پرتو فناوری است که قدمتش در فیلم‌های سینمایی به‌حدود ۳۰ سال می‌رسد و در بسیاری از فیلم‌ها، از چنین جلوه‌هایی استفاده می‌شود. خلق چنین تصاویری در فیلم نیازمند رندرکردن فریم‌های آن فیلم روی ده‌ها و حتی صدها کامپیوتر است و رندر هریک از این قاب‌ها به چند دقیقه تا چند ساعت زمان نیاز دارد. حالا تصور کنید قرار است چنین نورپردازی و جلوه‌های درخشانی به‌صورت آنی و در جریان بازی خلق شود که همه‌چیز در لحظه انجام می‌‌شود؛ یعنی تمام حجم نور محیط، حرکت، عبور و برخورد پرتوهای نور با اشیائی با سطوح مختلف، جذب و دفع نور و سایه‌پردازی، همه‌و‌همه هم‌زمان و در آنِ واحد پردازش و رندرشده، بر خروجی مانیتور شما ظاهر شود.

رهگیری پرتو، جلوه‌های بی‌نظیری از عبور و بازتاب و پراکنش نور از سطوح شفاف و آینه‌ای خلق می‌کند که شبیه‌سازی کاملی از جهان واقعی است

پس با فرایندی بسیار پیچیده و نیازمند تکنولوژی پیشرفته طرف هستیم و سری کار‌ت‌های RTX 2000 اولین پردازنده‌های گرافیکی جهان هستند که پای این فناوری‌ها را به بازی‌ها بازمی‌کند. RTX 2060 می‌خواهد پای این فناوری را با قیمت ارزان‌تری به سیستم شما بازکند؛ پس در‌مجموع، کارت درخوراحترامی است. اینکه چقدر در این کار موفق خواهد بود، به زمان و عرضه‌ی بازی‌های بیشتر با پشتیبانی از رهگیری پرتو نیاز دارد. فعلا فقط عنوان موجود Battlefield 5 است و باید با آن بسازیم تا بقیه‌ی عناوین منتشر شود.

فناوری بعدی که درباره‌ی آن باید بیشتر صحبت کنیم، Deep Learning Supersampling یا DLSS است. همان‌طورکه گفتیم DLSS تکنیک آنتی‌آلیاسینگ با استفاده از هوش مصنوعی است که فشار عناوین جدید بازی‌ها بر پردازنده برای پاسخ‌گویی به تقاضای فزاینده‌ی منابع را کاهش می‌دهد. درواقع، این تکنیک خروجی فریم مناسبی با تنظیمات گرافیکی سطح بالا در بازی به‌دست خواهد داد؛ بی‌آنکه بخواهید بهای این خروجی مناسب را با کاهش کیفیت تصویری بازی بپردازید. انویدیا درباره‌ی جزئیات این تکنیک اطلاعات زیادی ارائه نداده؛ ولی به‌طور کلی، در این شیوه با اهرم قراردادن برخی بهینه‌سازی‌های رازآلود و تکنیک‌های Up-Scaling ویژه به‌مثابه‌ی ترفندهای شعبده‌بازی معماری تورینگ طرف هستیم. درحال‌حاضر، به‌جز عنوان Final Fantasy XV آن‌هم فقط در رزولوشن 4K، هیچ‌یک از عناوین دیگر از DLSS پشتیبانی نمی‌کند.

آزمایش عملی روشن‌کردن قابلیت RTX در بازی Battlefield 5 اگرچه جلوه‌های تصویری بازی را به‌خوبی ارتقا می‌دهد و تصاویر فریبنده‌ای به‌نمایش در‌می‌آورد، باعث افتِ میانگین فریم در رزولوشن 1080p و تنظیمات Ultra از ۸۵ به ۵۰ فریم می‌شود.

rtx 2060

افزودن قابلیت DLSS به این بازی احتمالا از تأثیر بار پردازشی رهگیری پرتو بر پردازنده‌ی اصلی می‌کاهد و باعث بازگشت نرخ فریم به همان میزان مطلوب می‌شود؛ ولی هنوز این امکان در بازی فراهم نشده است.

کارت‌های سری RTX 2000 انویدیا اگرچه کارت‌های خیلی سریعی هستند، در‌مقایسه‌با کارت‌های هم‌رده از نسل قبلی، آن‌طورکه انتظار می‌رفت سریع‌تر نیستند یا حداقل درقبال بازی‌های فعلی این‌طور است. انویدیا می‌گوید فناوری این کارت‌ها برای بازی‌های نسل بعدی است. خوب است بدانیم در قیمت‌گذاری سری RTX 20، جهشی در هر کلاس از پردازنده‌ها درمقایسه‌با نسل قبل رخ داده است. RTX 2060 در رده‌ی قیمتی ۳۵۰ دلار قرار است جایگزینی برای GTX 1070 باشد. 2070 در رده‌ی قیمت ۵۰۰ دلار جایگزین 1080 خواهد شد و 2080 جای GTX 1080 Ti را در محدوده‌ی قیمت ۸۰۰ دلار خواهد گرفت. کارت RTX 2080 Ti در رده‌ی قیمتی ۱،۲۰۰ دلاری خود بر Titan XP غلبه خواهد کرد و رقیبی برای کارت ۲،۵۰۰ دلاری Titan RTX از نسل قبل وجود ندارد.

اورکلاک و سنجش کارایی RTX 2060

فرکانس بوست کارت مرجع RTX 2060 بر عدد ۱،۶۸۰ مگاهرتز تنظیم شده  که انویدیا در تنظیم آن بسیار محافظه‌کار بوده است. باوجوداین، آزمایش‌ها نشان می‌دهد سرعت کلاک پردازنده‌ی گرافیکی RTX 2060 در اکثر عناوین جدید بازی، عموما بین ۱،۸۰۰ تا ۱،۸۵۰ مگاهرتز متغیر است. کارشناسان سخت‌افزار توانسته‌اند پردازنده‌ی این کارت را تا سقف ۱۳۰ مگاهرتز بیشتر اورکلاک کنند؛ ولی افزایش نرخ کلاک به ۱۵۰ مگاهرتز باعث ناپایداری می‌شود. درمجموع، باید حداکثر ظرفیت کلاک این کارت را رقمی درحدود ۲،۰۰۰ مگاهرتز دانست. برعکس، حافظه‌ی GDDR6 ظرفیت اورکلاک بیشتری از خود نشان می‌دهد و کارشناسان و اورکلاکرها آن را از ۵۰۰ تا ۷۵۰ مگاهرتز اورکلاک کرده‌اند و نرخ انتقال داده‌ی حافظه‌ی این کارت را تا ۱۵.۵Gbps افزایش داده‌اند.

نتایج بنچمارک این پردازنده‌ی گرافیکی در نرم‌افزار 3Dmark در آزمایش Firestrike در شکل‌های زیر دیده می‌شود. Firestrike آزمایشی ترکیبی از انواع شرایط مختلفی است که ممکن است به پردازنده‌ی گرافیکی حین بازی تحمیل شود و محک خوبی برای سنجش کارت در فشارهای زیاد بازی ازنظر سطح کلی عملکرد و دما و توان مصرفی پردازنده است.

درپایان، پردازنده‌ی گرافیکی RTX 2060 با کسب امتیاز 4262 بسیار بهتر از برادر بزرگ‌ترش GTX 1060 و تقریبا در سطحی برابر با GTX 1070 ظاهر شده است. بااین‌حال، همچنان اختلاف فاحشی با کارت قوی‌تر هم‌خانواده‌‌اش، یعنی RTX 2070 دارد.

در آزمایش توان مصرفی در شرایط فشار کاری حداکثری، این کارت عدد مصرف انرژی ۲۲۰ وات را ثبت کرده که کمی بیشتر از GTX 1070 بوده؛ اما با‌توجه‌به سطح کارایی این کارت عددی پذیرفتنی است. با چنین عددی که در فشار کاری حداکثری روی این کارت به‌دست آمده، بهتر است به منبعی دستِ‌کم ۶۰۰ واتی برای تغذیه‌ی آن فکر کنیم. دمای این پردازنده در سخت‌ترین شرایط کاری به بیش از ۶۶ درجه‌ی سانتی‌گراد نمی‌رسد که از عملکرد قدرتمند فن‌های فوق‌العاده ساکت کارت بررسی‌شده‌‌ی ما حکایت می‌کند.

نتایج زیر در آزمایشگاه‌های PCGamer حین اجرای عناوین متعدد بازی در رزولوشن 1080p و با تنظیمات متوسط به‌دست آمده است. روی یکی از تصاویر گالری کلیک کنید و تصاویر را در اندازه‌ی بزرگ و بزرگ‌نمایی کامل مرورگرتان تماشا کنید.

نتایج اجرای همان عناوین در رزولوشن 1080p و با حداکثر تنظیمات گرافیکی vh در گالری تصاویر زیر مشاهده می‌کنید.

نرخ فریم همان عناوین این‌بار حین اجرا با رزولوشن 1440p و با حداکثر تنظیمات با کارت‌های مختلف در گالری تصاویر زیر دیده می‌شود.

درنهایت& نرخ فریم همین عناوین در رزولوشن 4K با حداکثر تنظیمات گرافیکی در گالری تصاویر زیر ثبت شده است.

در رزولوشن 1080p و سطح متوسط تنظیمات، کارت RTX 2060 با نرخ فریم متوسط ۱۴۴ کمی جلوتر از GTX 1070 Ti و AMD Vega 64 است. بااین‌حال، تفاوت فاحش نتایج با سایر پردازنده‌های گرافیکی رده‌‌بالا مثل 2070 و 2080 و RTX 2080 Ti چشم‌پوشیدنی نیست. 

با حرکت به‌سمت حداکثر تنظیمات گرافیکی در این رزولوشن، متوسط امتیاز کارت تفاوت چندانی نمی‌کند و بازهم عملکرد این کارت درحدود کارت GTX 1070 Ti و Vega 64 است. باوجوداین، همچنان ۱۰ تا ۱۵ درصد عملکرد بهتر آن درمقایسه‌با GTX 1070 را شاهد هستیم؛ کارتی که RTX 2060 قرار است درواقع جایگزین آن شود. در تمام موارد، ۶۰ درصد بهبود عملکرد درمقایسه‌با GTX 1060 دیده می‌شود که به‌لطف افزایش تعداد هسته‌های CUDA و استفاده از حافظه‌های سریع‌تر GDDR6 ممکن شده است.  

در رزولوشن 1440p، یعنی همان رزولوشنی که انویدیا می‌گوید این کارت برای چنین وضوحی ساخته شده، نتایج به‌دست‌آمده‌ی کارت بررسی‌شده‌ی ما نوساناتی دارد. در برخی عناوین، مثل Assassin’s Creed: Odyssey و Assassin‌’s Creed: Origins و نیز Battlefield V، این کارت با پشت‌سر گذاشتن GTX 1070 رقابت تنگاتنگی با کارتی مثل GTX 1070 Ti دارد. در اکثر عناوین، کارت ۶۰۰ دلاری AMD Vega 64 عملکرد نسبتا برابری با کارت بررسی‌شده‌ی ما دارد. متوسط نرخ فریم در این رزولوشن در ۱۷ بازی به‌روز و قدرتمند ۶۳ فریم‌‌برثانیه است که بازهم در سطح عملکرد برابری با GTX 1070 Ti و Vega 64 ای‌ام‌دی قرار دارد. نکته‌ی مهم دیگر این است که در برخی عناوین همچون Assassin’s Creed: Odyssey و Rise of Tomb Raider رسیدن به متوسط نرخ فریم ۶۰ با این سطح تنظیمات ممکن نیست. باوجوداین، شاید بهینه‌سازی‌های کوچک در سیستم‌عامل و تنظیمات گرافیکی این بازی‌ها نتایج را بهبود بخشد. علاوه‌براین، داشتن مانیتورهای مجهز به G-sync و freesync از بُروز اشکالاتی مانند بریدگی تصویر و نابه‌هنجاری‌های گرافیکی دیگر جلوگیری خواهد کرد. 

در رزولوشن 4K با حداکثر تنظیمات این کارت گرافیک در اکثر عناوین، کارت دلخواه گیمرها نیست و اگر منصف باشیم، نباید هم چنین باشد. این کارت بنابر گفته‌ی شرکت سازنده، حین اجرای عناوین بازی با رزولوشن 1440p و با صفحه‌نمایش‌هایی با نرخ تازه‌سازی درخورتوجه، تجربه‌ی بسیار بهتری ایجاد خواهد کرد. به‌طور متوسط، نرخ‌فریم در رزولوشن 4K و حداکثر تنظیمات گرافیکی ۴۰ فریم‌بر‌ثانیه است که در حالت اورکلاک تا ۴۴ فریم افزایش می‌یابد. 

البته کسانی که مانیتور 4K با نرخ تازه‌سازی ۱۴۴ هرتز مجهز به G-sync دارند، قاعدتا نباید به‌دنبال کارت ۳۵۰ دلاری بگردند و انتخاب‌های بهتری مدنظر قرار خواهند داد. GTX 1080 Ti و RTX 2080 و RTX 2080 Ti در این حالت انتخاب‌های مناسب‌تری هستند. گرچه شاید امکان بازی با تنظیمات متوسط رو‌به‌پایین در این رزولوشن با نرخ فریم منطقی‌تری وجود داشته باشد، اصلا راهکار مناسب توصیه‌ای نیست. برای اکثر افراد بازی‌کردن در رزولوشن 4K هدف نیست؛ چون عمدتا برای داشتن نرخ فریم متناسب، به‌ویژه اگر رهگیری پرتو فعال باشد، باید قید خیلی از جزئیات گرافیکی را زد.



خشم عمومی می‌تواند نتایج سازنده‌ای داشته باشد؟

از دیدگاه شما، اعتراض‌ها و خشم مردم علیه بی‌‌عدالتی و ظلم ممکن است شرایط بد جامعه و زندگی اجتماعی را بهتر کند یا فقط به ایجاد وضعیتی آشفته منجر می‌شود؟


بابک ثقفی متولد ۱۳۴۷ در قزوین و فارغ‌التحصیل مهندسی الکترونیک از دانشگاه صنعتی شریف است. وی از سال ۱۳۸۴ فعالیتش را در مجموعه‌ی مادیران با سِمَت مدیرکارخانه آغاز کرد و سپس، به سِمَت قائم‌مقام مدیرعامل و درادامه در سال ۱۳۹۴، به سِمَت مدیرعاملی صنایع ماشین‌های اداری ایران و مهم‌ترین شرکت از مجموعه‌ شرکت‌های گروه مادیران رسید.

بر هیچ‌کس پوشیده نیست که تولیدکنندگان بنابر دلایل مختلف که مهم‌ترینشان مشکلات مربوط‌به انتقال پول و واردات مواداولیه و قطعات است با مشکلات جدی روبه‌رو هستند. برخی از کارخانه‌ها تعطیل و برخی دیگر بسیار کوچک شده‌اند و با حداقل توان مشغول به تولید هستند؛ اما در این وضعیت هم برخی از تولیدکنندگان داخلی هستند که همچنان به تولید ادامه می‌دهند و با دید مثبت به آینده نگاه می‌کنند. در گفت‌وگوی هفته‌ی گذشته با بابک ثقفی، مدیرعامل شرکت صنایع ماشین‌های اداری ایران (مادیران)، به مسائل مختلف ازجمله مشکلات و موانع تولید در کشور و نیز وضعیت فعلی محصولات برندهای مادیران پرداختیم. این مصاحبه زومیت را از دست ندهید.

مدتی بود که از برند ایکس‌ویژن خبری نبود؛ اما اخیرا تبلیغات محیطی زیادی از ایکس‌ویژن در سطح شهر دیده می‌شود. دلیل غیبت ایکس‌ویژن چه بود؟

ما آگاهانه سه سال تبلیغات را صفر کردیم؛ چراکه از یک‌ سو، مادیران را با نام ال‌جی و مانیتور و از سوی دیگر، ایکس‌ویژن را هم در بازار با ست‌تاپ‌باکس می‌شناختند. نمی‌خواستیم ایکس‌ویژن به این شکل در بین کاربران شناخته شود. در زمان ورود ایکس‌ویژن به بازار تلویزیون نیز، اکثر فروش روی تلویزیون‌های کوچک متمرکز بود؛ اما می‌خواستیم ایکس‌ویژن تلویزیون اصلی خانه‌ها باشد. پس، ایکس‌ویژن به‌درستی جایگاه درست و مدنظر ما را نیافته بود. ما دو را پیش رو داشتیم: یا باید نام برند را تغییر می‌دادیم یا تبلیغات برند ایکس‌ویژن را متوقف می‌کردیم تا سبد محصولات ایکس‌ویژن کامل شود و تبلیغات گسترده را از نو شروع کنیم. ما راه دوم را انتخاب کردیم. ما عملا از سال گذشته، به‌آرامی تبلیغات عمومی روی برند ایکس‌ویژن را شروع کردیم. زمانی‌که دو برند نام‌آشنای ایکس‌ویژن و تی‌سی‌ال را دراختیار گرفتیم، موجودی کالای کافی داشتیم و حضورش را در رسانه‌ها افزایش دادیم. مادیران قصد دارد با برند ایکس‌ویژن طیف متنوعی از محصولات لوازم‌خانگی را عرضه کند و شعارش «کالای باارزش نسبت به هزینه‌ی پرداختی» است. در تلویزیون، بیشترین فروش را داریم و در‌حال‌حاضر، اکثر تلویزیون‌های فروخته‌شده‌ی ما ۴۳ اینچ به بالا هستند. این اندازه‌ی تلویزیون نشان می‌دهند که موفق شده‌ایم به سالن پذیرایی مردم راه یافته‌ایم.

بابک ثقفیبابک ثقفی، مدیرعامل شرکت صنایع ماشین‌های اداری ایران

ظاهرا مادیران مشغول ساخت کارخانه‌ای جدید برای تولید لوازم‌خانگی است. در‌این‌باره توضیح می‌دهید؟

ما در‌حال‌ساخت مجتمع تولیدی بسیار بهینه‌ای برای تولید لوازم‌خانگی هستیم و اولین محصولات تولیدی ما به امید خدا در سال ۱۳۹۸ وارد بازار خواهد شد. این مجتمع تولیدی ۸۳،۰۰۰ مترمربع زمین و ۴۲،۰۰۰ مترمربع فضای تولید و ۴،۰۰۰ مترمربع فضای اداری است و مرحله‌ی اول این کارخانه خرداد سال آینده آماده می‌شود. خطوط تولید برای مرحله‌ی اول به ایران رسیده و منتظریم بناها آماده و به‌کار گرفته شوند.

کدام‌یک از لوازم‌خانگی در این کارخانه تولید خواهند شد؟

در مرحله‌ی اول، CKD ماشین لباس‌شویی و SKD یخچال و در مرحله‌ی دوم، CKD یخچال را تولید خواهیم کرد. خطوط تولید مرحله‌ی دوم پاییز سال آینده به ایران خواهد رسید. تکنولوژی مدنظر ما برای تولید یخچال کاملا اروپایی و مدرن است. تولید یخچال پیچیده است و به ماشین‌آلات بسیار وابسته است.

تلویزیون‌های تی‌سی‌ال را نیز در ایران تولید می‌کنید؟

بله، در‌حال‌حاضر هم تلویزیون‌های تی‌سی‌ال را در کارخانه‌ی خودمان تولید می‌کنیم و با وضعیت موجود، به‌زودی لوازم‌خانگی تی‌سی‌ال را نیز در ایران تولید خواهیم کرد.

تحریم‌ها از ورود خطوط تولید و ماشین‌آلات مانع نمی‌شوند؟

تحریم‌ها کار را سخت کرده است؛ اما ما راه عبور از آن را پیدا و مشکلات را حل کرده‌ایم و خطوط تولید به‌موقع وارد کشور خواهند شد. ما خرداد یا تیر سال آینده، کارخانه را بهره‌برداری خواهیم کرد. 

تولید کارخانه را چه زمانی شروع خواهید کرد و چقدر ظرفیت تولید خواهید داشت؟

از همان تیر، تولید آزمایشی در تعداد محدود را شروع می‌کنیم؛ اما نهایتا ظرفیت تولید در هر نوبت را به ۱۵۰،۰۰۰ دستگاه یخچال و ۱۵۰،۰۰۰ دستگاه ماشین لباس‌شویی خواهیم رساند. در مرحله‌ی دوم نیز، تلویزیون‌های ایکس‌ویژن و تی‌سی‌ال را تولید خواهیم کرد. در این کارخانه، صرف‌نظر از نیروهایی که در بخش خدمات و کانال فروش خواهیم داشت، برای ۶۰۰ نفر به‌صورت مستقیم شغل ایجاد خواهیم کرد. 

طی هفته‌های اخیر، با بسیاری از تولیدکنندگان در حوزه‌های مختلف صحبت کردم و اکثر آن‌ها ناراحت و ناامید به‌نظر می‌رسند؛ اما شما این‌طور به‌نظر نمی‌رسید. دلیل این امیدواری چیست؟

من شکافی بین شرکت‌ها می‌بینیم. برخی از شرکت‌ها به‌هم‌ریخته هستند و برخی دیگر با انرژی در‌حال‌کار. این موضوع به این وابسته است که شرکت‌ها چقدر برای شرایط فعلی آماده بودند. آذر۱۳۹۶ و هنگام برنامه‌ریزی برای سال ۱۳۹۷، دو اتفاق مهم را در نظر گرفتیم: جام جهانی و تحریم‌های احتمالی. برای انجام هر کاری، حداقل از ۶ ماه قبل باید برنامه‌ریزی کنیم. هر دوِ این اتفاق‌ها به این معنی بودند که باید حجم تولید و سفارش‌های خود را افزایش دهیم و این کار را کردیم و نتیجه‌ی آن باعث شد از ابتدای امسال، هیچ‌وقت تولید و عرضه را متوقف نکنیم. ازنظر میزان فروش نیز ۴۰ درصد افزایش داشتیم. یکی از دلایل افزایش فروش ما هم شاید کمبود کالای شرکت‌های دیگر در بازار باشد؛ اما این، یعنی ما برنامه‌ریزی بهتری کرده‌ایم. 

بابک ثقفی مدیرعامل مادیران

درواقع شما باور داریدبه‌هم‌ریختگی و مشکلاتی که برخی از تولیدکنندگان با آن مواجهه شده‌اند، بیشتر به تصمیم‌های نابجای آن‌ها بستگی دارد؟

این که گفته می‌شود شرکت‌ها به‌هم‌ریخته هستند، هم درست است و هم نادرست. این موضوع به این بستگی دارد که چطور برنامه‌ریزی کرده باشند. این موضوع برای سال آینده هم صادق است. تصور می‌کنم سال آینده هم سال موفقی برای مادیران خواهد بود.

چه زمانی تصمیم گرفتید کارخانه راه‌اندازی کنید؟ شروع تحریم شما را از این تصمیم منصرف نکرد؟

خط‌تولید را قبل از تحریم‌ها برنامه‌ریزی کردیم و زمین را قبل از تحریم‌ها تحویل گرفتیم. وقتی ترامپ تحریم‌ها را آغاز کرد، مشغول خاک‌برداری بودیم؛ اما می‌گویند آب می‌گردد و مسیرش را پیدا می‌کند. ما هم راه‌های عبور از تحریم‌ها را پیدا می‌کنیم. 

شما اشاره کردید در‌حال‌حاضر، مشکلی بابت تولید ندارید؛ اما نمی‌توان منکر مشکلات موجود در زمینه‌ی تولید، بحث تأمین مواداولیه، واردات و انتقال پول شد. این‌ها چقدر روی تولید مادیران در آینده تاثیر خواهند گذاشت؟

باید واقعیت فضای کسب‌وکار ایران را پذیرفت و با برنامه‌ریزی صحیح در همین وضعیت هم می‌توان موفق شد

قطعا به مشکل برخواهیم خورد؛ اما نه مشکلاتی که نتوانیم حل کنیم! از ابتدای سال تاکنون، وزارت صنایع ۳۰ تا ۴۰ بخشنامه صادر کرده است: این کالا ممنوع است و دیگری آزاد و مدام این‌ تصمیم‌ها تغییر کردند. برایم مثال، اخیرا اعلام کردند ثبت سفارش از تهران به استان‌ها تغییر کرد؛ اما استان‌ها اصلا آمادگی پذیرش این موضوع را نداشتند و همه‌ی این‌ها برایمان مشکل ایجاد می‌کنند. درواقع، علاوه‌بر مشکلات خارجی، مشکلات داخلی هم داریم. حالا این پرسش مطرح می‌شود: «چگونه باید با این مشکلات روبه‌رو شویم؟» این واقعیتِ فضای کسب‌وکار ایران است و باید هر شرکتی براساس نوع تجارتش راه‌حل‌های خود را داشته باشد. مادیران تا‌به‌امروز، راه‌حل‌های خود را داشته و این راه‌حل‌ها کار کرده‌اند. اگر مسائلی درحد کلان پیش بیاید که خارج از اختیارات ما باشد، دیگر از کسی کاری برنخواهد آمد. بااین‌حال، وقتی در جلسه‌ها می‌بینیم نمایندگان برخی از شرکت‌ها بسیار غمگین و برخی باانرژی به‌نظر می‌رسند، همان شکاف اشاره‌شده را می‌بینیم. مادیران، تنها شرکتی نیست که این وضعیت را دارد و خیلی از شرکت‌ها وضعیتی بهتر از مادیران دارند و این، یعنی در همین وضعیت هم می‌توان موفق بود.

در این وضعیت، دولت باید چه کار کند؟

شرکت‌هایی که با یک تأمین‌کننده کار می‌کردند، امروز غمگین هستند

طبیعتا دولت باید ببینید برای تولیدکنندگانی که چندصد کارمند دارند، باید چه کار کند؟ خوشبختانه تابه‌حال، این اتفاق برای خیلی از شرکت‌های تولیدکننده‌ی ایرانی افتاده است. برای نمونه، ارز را واردکننده نتوانسته دریافت کند؛ اما دولت از تولیدکننده برای واردات قطعات یا مواداولیه حمایت کرده و ارز را به آن‌ها تعلق داده است. باوجوداین، اینکه با تأمین‌کننده‌ی قطعات یا مواداولیه‌ی خود در خارج به مشکل برخورد کرده‌اید، تقصیر دولت نیست و به این بستگی دارد که با چند شرکت تأمین‌کننده درارتباط بوده‌اید. اگر یک شرکت تأمین‌کننده داشته باشید و آن‌هم به‌دلیل تحریم‌ها قطعات موردنیازتان را تأمین نکند، به‌مشکل برمی‌خورید. ما همیشه با چند شرکت تأمین‌کننده کار می‌کنیم تا مثلا اگر از ۵ تأمین‌کننده، ۳ شرکت هم با ما کار نکنند، بازهم دو شرکت تأمین‌کننده باقی بماند. اگر ما هم با یک شرکت تأمین‌کننده کار می‌کردیم، طبیعتا باید الآن هم غمگین می‌بودیم.

مسعود یوسف نژاد

دولت مدتی است از چتر حمایتی بر تولید صحبت می‌کند. این موضوع تا چه حد عملی شده است؟

در اکثر شرایط، دولت از تولیدکننده حمایت کرده است

دولت مجموعه‌ای از افراد و تصمیم‌گیرندگان هستند که باید تصمیمی بگیرند که از ۱۰۰ به آن‌ها نمره‌ی میانگین ۶۰ می‌دهم. من رفتار دولت را خیلی‌‌وقت‌ها حمایتی دیدم. اتفاقاتی هم افتاده است؛ مثلا زمانی‌که بحث خروج ارز مطرح شد، چندین شرکت را صدا زدند تا توضیح دهند ارز را چه کرده‌اند. برخی ارز را دریافت کرده‌ بودند و کالا وارد نکردند یا گران‌ فروخته بودند. خب، آن‌ها به‌مشکل برخوردند؛ اما ما توضیح دادیم و نشان دادیم که ارز دریافتی را به محصول تبدیل و به بازار عرضه کرده‌‌ایم و هرروز فروش داشته‌ایم. گفتند شما مشکل ندارید و ادامه دهید. فروش ما همچنان تا شهریور سال آینده ادامه خواهد داشت. فکر می‌کنم ۸ ماه فروش بی‌وقفه در وضعیت فعلی بازار ایران عالی باشد.

حالا، فکر می‌کنید دولت باید چه کار کند وضعیت فعلی برای تولیدکننده بهتر شود؟

فکر می‌کنم وضعیت فعلی بازار ایران به‌شکلی است که باید مسکّن دریافت کند و وقت جراحی نیست و وقت تصمیم‌گیری‌های خیلی بزرگ نیست. در فضای تثبیت‌شده، ما باید تصمیم بزرگ بگیریم؛ اما در‌حال‌حاضر، فکر می‌کنم دولت حداکثر توانش را به‌کار گرفته است. در همین وضعیت، برخی از تولیدکنندگان دچار مشکلات جدی شده‌اند؛ مثلا تنها تأمین‌کننده‌ی آن‌ها قطع همکاری کرده و مقصر این موضوع را دولت می‌دانند. بااین‌حال، باید بدانید در ایران کار می‌کنیم و نباید به یک تأمین‌کننده وابسته باشیم. همیشه ممکن است بنابر دلایل مختلفی تأمین‌کننده با ما قطع همکاری کند و باید برای چنین وضعیتی آماده باشیم. دولت در این مشکلات نقش دارد؛ اما مقصر اصلی نیست. 

دولت به افراد لایه‌ی میانی خود بیشتر اعتماد کند و در تصمیم‌گیری‌ها از آن‌ها مشورت بگیرد

از دیدگاه من، دولت باید به افراد لایه‌ی میانی‌اش بیشتر اعتماد کند. در رفت‌و‌آمدهایم در سازمان‌های دولتی، متوجه شدم افراد توانمند بسیاری در لایه‌ی میانی این سازمان‌ها مشغول‌به‌کار هستند و فکر می‌کنم دولت باید از این افراد در تصمیم‌گیری‌هایش بیشتر کمک بگیرد. مخصوصا در وضعیتی که شخص جدیدی وارد یکی از این بخش‌ها می‌شود، هرچقدر هم توانا باشد، ممکن است تصمیم‌های اشتباه بگیرد. به‌همین‌دلیل، باید از این افراد لایه‌ی میانی در تصمیم‌گیری‌ها استفاده کنیم. 

برگردیم عقب. مادیران در بازه‌ی طولانی، بر تولید مانیتور و محصولات پی‌سی تمرکز داشت؛ اما رفته‌رفته بازار پی‌سی کوچک شد و بسیاری از شرکت‌های داخلی و حتی خارجی به‌دلیل مهاجرت‌نکردن به بازارهای دیگر، یا از بین رفتند یا بسیار کوچک شدند. مادیران چگونه توانست این انتقال را مدیریت کند؟

شرکت‌هایی که در زمان درست تصمیم صحیح نگیرند، دچار مشکل می‌شوند

سال ۱۳۸۵ یا ۱۳۸۶، ایکس‌ویژن را با کالای تلویزیون معرفی کردیم. تا وقتی منحنی یادگیری خود را سپری کنیم، تأمین‌کنندگان را بشناسیم، مشکلات تولید را متوجه شویم و به‌طور کلی محصول در شرکت جا بیفتد، سه‌چهار سال طول کشید و این موضوع طبیعی بود. سال ۱۳۸۶، حداکثر فروش مانیتور را داشتیم و سهم درخورتوجهی از بازار را نیز دراختیارمان داشتیم. منتظر نماندیم تا فروش مانیتور به ۱۰۰،۰۰۰ دستگاه برسد و آن‌وقت به فکر محصول دیگر باشیم. اگر ما هم دیر اقدام می‌کردیم، قطعا به‌مشکل برمی‌خوردیم. برای ما تلویزیون انتخاب طبیعی بود و همه‌ی فناوری‌های تولید تلویزیون را دراختیار داشتیم و فقط برند آن را نداشتیم. تصمیمی که آن زمان به‌درستی گرفته شد تا برند خود را داشته باشیم و وابسته نباشیم. این تصمیم بسیار درست بود. شرکت‌هایی که در زمان درست تصمیم صحیح نگیریند، دچار مشکل می‌شوند. ما یک نظریه در شرکت داریم که می‌گوید: «باید حداقل سه محصول مطمئن داشته باشیم». شرکت نباید روی یک محصول سوار باشد. الآن لباس‌شویی و یخچال و تلویزیون داریم. اگر می‌خواستیم چند سال آینده را نیز فقط روی تلویزیون متمرکز باشیم، حتما به‌مشکل برمی‌خوردیم. این روندی است که همه‌ی شرکت‌ها به‌سمت آن حرکت می‌کنند. به‌عنوان مثال، TCL قبلا فقط تلویزیون تولید می‌کرده؛ اما حالا وارد حوزه‌ی لوازم‌خانگی هم شده است. بعضی از شرکت‌ها، مانند هایر نیز قبلا لوازم‌خانگی تولید می‌کرد و حالا تلویزیون هم تولید می‌کند. سه‌پایه اگر یک پایه کم داشته باشد، نمی‌توانید روی آن بنشینید. باید حداقل سه پایه داشته باشد، اگر چهار پایه داشته باشد، چه بهتر!

مادیران

چند سال پیش، تغییراتی در بخش خدمات داشتید. مادیران درزمینه‌ی خدمات خوش‌نام است. تغییر و تحولات در چه راستایی اعمال شدند؟

 تصمیم گرفتیم خدمات را براساس شرکت‌ها تقسیم کنیم؛ یعنی مرکز و صنایع هرکدام خدمات مستقلش را داشته باشند. پیش‌تر، شرکت خدمات محصولات هر دو مجموعه را فارغ از این مسئله برعهده داشت که محصول کدام شرکت است. البته در‌حال‌حاضر، مشتریان این تفاوت را هیچ‌وقت احساس نمی‌کنند؛ چراکه مکان یکسانی برای خدمات داریم؛ اما هرکدام مدیرعامل خود را دارند. همچنین، ۷۶۰ نماینده‌ی خدمات داریم و خود ما بیشتر آموزش و تأمین قطعه را برعهده داریم. خوشبختانه هنوزهم خدمات در گزارش‌های داخلی‌مان، سطح کیفی خدمات همچنان راضی‌کننده‌ای است.

در وب‌سایت شما، محصولی به‌نام «کی‌سبز» وجود دارد که ظاهرا مربوط به محیط‌زیست است؟ دراین‌باره توضیح می‌دهید؟

ما یک کارخانه‌ی تولید پلاستیک داریم که مستقل عمل می‌کند. چند وقت پیش، تصمیم گرفتیم محصولات جدید با رویکرد محیط‌زیستی تولید کنیم. همچنین در دو سه ماه آینده، محصول دیگری عرضه می‌شود. «کی‌سبز» در‌واقع کیسه‌های تجزیه‌پذیری هستند که با ترکیب پلیمرهای مرسوم و نشاسته تولید می‌شوند. فناوری تولید این کیسه‌ها نیز کاملا ایرانی است و این فناوری را از یکی از شرکت‌های ایرانی خریده‌ایم.

شرکت‌های بزرگ دنیا روی استارتاپ‌های مرتبط‌با حوزه‌ی فعالیتشان سرمایه‌گذاری می‌کنند. آیا مادیران نیز چنین رویکردی دارد؟

درحال‌حاضر، فضا و زمان درستی برای چنین سرمایه‌گذاری نیست. همیشه به چنین فعالیت‌های نگاه می‌کنیم؛ اما فعلا فضا را مناسب سرمایه‌گذاری این‌چنینی نمی‌بینیم. افزون‌براین، ترجیح می‌دهیم در جایی سرمایه‌گذاری کنیم که کنترل کامل روی آن داشته باشیم. الآن زمان مناسبی برای تکه‌تکه‌کردن سرمایه و سرمایه‌گذاری روی بخش‌های مختلف نیست. 

پس، ترجیح می‌دهید به‌جای سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌ها، روی کسب‌وکار خودتان سرمایه‌گذاری کنید؟

سرمایه‌گذاری اخیر ما روی تولید لوازم‌خانگی ۱۵۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان است. با این مبلغ می‌توانستیم روی چندین استارتاپ ۳،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تا ۵،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ سرمایه‌گذاری کنیم؛ اما ترجیح می‌دهیم هسته‌ی شرکتمان را بزرگ‌تر کنیم و کنترل کامل سرمایه‌گذاری‌مان را داشته باشیم. 

درباره‌ی ورود به بورس و تأثیرش روی کسب‌وکار مادیران کمی صحبت کنیم.

آماری بین شرکت‌های دنیا، مخصوصا در خاورمیانه، درباره‌ی شرکت‌های خانوادگی وجود دارد. این آمار می‌گوید اکثر شرکت‌هایی که خانوادگی مدیریت می‌شوند، پس از یکی دو نسل، از بین می‌روند. بااین‌حال، شرکت‌هایی از بین نمی‌روند که وارد بورس شده‌اند و مدیریت از سهام‌داران مستقل شود. ازآنجاکه بنیان‌گذاران مادیران مایل‌اند برندشان باقی بماند، تصمیم گرفتند وارد بورس شوند. این اولین دلیلی بود که وارد بورس شدیم. از دو سال پیش که جایگاه مناسب‌تری در بازار پیدا کردیم و دیدیم تنوع محصولاتمان بیشتر شده، تصمیم گرفتیم هم‌زمان وارد بورس شویم تا سرمایه‌ی بیشتری به‌دست آوریم. 

چقدر تأثیر آن را مثبت می‌دانید و چقدر راضی هستید؟

بسیار راضی هستیم. روز اول ۳۰۲،۳۰۰ نفر سهام مادیران را خریدند. جدای از سرمایه‌ای که جمع شد، بیش از ۳۰۰،۰۰۰ نفر حالا سهام‌دار مادیران بودند و شاید به‌تازگی با مادیران آشنا شدند و شرکت را به دوستان خود معرفی کردند. این خود تبلیغ هم به‌حساب می‌آید، مگر نه!

مدیرعامل مادیران

درکنار ایکس‌ویژن، تی‌سی‌ال را نیز خواهید داشت؟

تصور می‌کنم فروش تلویزیون‌های تی‌سی‌ال از ال‌جی سبقت خواهد گرفت

همیشه دو برند تلویزیون را کنارهم داشته‌ایم. پیش از این، شارپ بود؛ ولی با پستی‌و‌بلندی‌هایی که تجربه کرد و نهایتا، فاکس‌کان آن را تصاحب کرد. به‌همین‌دلیل، ۴ سال پیش متوجه شدیم نمی‌توانیم با شارپ موفق شویم و خرید از شارپ را متوقف کردیم. ازآنجاکه استراتژی ما بود که همیشه درکنار ایکس‌ویژن، برند معتبر خارجی نیز در سبد کالاهایمان داشته باشیم، به‌سراغ TCL رفتیم. تی‌سی‌ال بعد از سامسونگ و ال‌جی، سومین تولیدکننده‌ی بزرگ تلویزیون در دنیا است. تصور می‌کنم سال آینده، تی‌سی‌ال ازنظر تعداد فروش از ال‌جی سبقت خواهد گرفت. قرارداد با چنین شرکتی برایمان بسیار مهم بود؛ چرا که دسترسی به تکنولوژی روز دنیا را فراهم می‌کرد.

ال‌جی و سامسونگ نمایندگان خود را در ایران داشتند؛ بنابراین، طبیعتا باید به‌دنبال شرکت سوم می‌رفتیم. خودِ تی‌سی‌ال نیز از سه سال پیش، تولید لوازم‌خانگی را آزمایشی شروع کرد و با استقبال مشتریان مواجه شد. ورود تی‌سی‌ال به حوزه‌ی لوازم‌خانگی برایمان خیلی مهم است؛ چراکه ما و تی‌سی‌ال هم‌مسیر هستیم و هر دو از تولید تلویزیون شروع کردیم و درادامه، وارد حوزه‌ی تولید لوازم‌خانگی شدیم.

تولید ایران بیشتر CKD است و اکثر بخش‌های محصول وارد می‌شود. این درحالی است که برخی باور دارند باید کل محصول در ایران تولید شود. در‌این‌باره چه فکر می‌کنید؟

من کالاها را دو دسته می‌کنم: کالاهای های‌تک و کالاهایی که های‌تک کمتر در آن‌ها دخیل است. برای مثال، تلویزیون کالایی های‌تک است و در دنیا، فقط ۵ شرکت بزرگ پنل تلویزیون تولید می‌کنند و باقی تولیدکنندگان تلویزیون، پنل موردنیاز خود را از این شرکت‌ها تأمین می‌کنند. به‌عنوان مثال، شرکتی ترکیه‌ای می‌شناسم و از نزدیک از شرکت آن‌ها بازدید کرده‌ام. این شرکت در ماه ۱۲،۰۰۰،۰۰۰ دستگاه تلویزیون تولید می‌کند. این‌ها دقیقا فرایند تولیدشان شبیه به ما است. پنل را از یکی از این پنج تأمین‌کننده تهیه می‌کنند و قطعات الکترونیکی نیز به‌همین‌ترتیب از چند شرکت در دنیا، عموما چینی یا تایوانی، تهیه می‌شوند. همین شرکت ترکیه‌ای با فروش ۱۲،۰۰۰،۰۰۰ دستگاه تلویزیون، ۵۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تا ۶۰۰،۰۰۰،۰۰۰ دلار ارزش‌افزوده‌ی داخلی برای کشورش ایجاد می‌کند. بازار ترکیه که ۱۲،۰۰۰،۰۰۰ دستگاه ظرفیت ندارد؛ ازاین‌رو، ۲،۵۰۰،۰۰۰ تا ۳،۰۰۰،۰۰۰ دستگاه تلویزیون در ترکیه فروخته می‌شود و بقیه به دیگر کشورها صادر می‌شود. پس در های‌تک، همین امر کار و ارزش‌افزوده ایجاد می‌کند. حالا، پرسش این است: «این کار را انجام دهیم یا تولید نکنیم و منتظر بمانیم کل محصول را در کشور تولید کنیم؟» پاسخ روشن است: باید انجام دهیم؛ چون کاری است که همه‌ی دنیا انجام می‌دهند. 

در محصولاتی مانند لوازم‌خانگی، کمتر های‌تک درگیر است. در داخل می‌توانیم بسیاری از بخش‌های لوازم‌خانگی را تولید کنیم و این فقط مربوط به مواداولیه نیست. اتفاقا برخی از مواداولیه موردنیاز تولید لوازم‌خانگی را در داخل نداریم؛ اما صنایع دیگری مانند صنایع قالب‌سازی می‌توانند به تولید لوازم‌خانگی کمک کنند. تولید قطعات موردنیاز در لوازم‌خانگی برخلاف تولید پنل تلویزیون، به سرمایه‌گذاری هنگفتی نیاز ندارد و می‌توانیم در داخل آن‌ها را تولید کنیم. درواقع، عمق تولید تلویزیون کمتر و در لوازم‌خانگی بیشتر است و طبیعتا در تولید لوازم‌خانگی، شغل و ارزش‌افزوده‌ی بیشتری می‌توانیم ایجاد کنیم؛ اما باید هر دو را تولید کنیم. 

قرار نیست تمام قطعات هر محصول را خودمان در ایران تولید کنیم

حال اگر بپرسید: «چه زمانی می‌توانیم پنل تلویزیون تولید کنیم؟» جواب این است: «اصلا نباید این کار را بکنیم؛ بلکه باید بتوانیم تیراژ تولید را افزایش و قیمت تمام‌شده را کاهش دهیم و کالا را به کشورهای دیگر صادر و ارزش آفرینی کنیم». همان شرکتی که مثال زدم، در‌حال‌حاضر، ۲۰،۰۰۰ نفر کارمند دارد. تمام شرکت‌های لوازم‌خانگی ایران ۲۰،۰۰۰ نفر کارمند ندارند. وقتی چنین ظرفیتی در همسایگی ما وجود دارد؛ پس، ما هم می‌توانیم. من فناوری ساخت آن‌ها را از نزدیک دیده‌ام. تمام فناوری‌های آن‌ها را ما هم در مادیران داریم. 

بعضی این باور اشتباه را دارند که حتی پیچ یک دستگاه نیز در داخل باید تولید شود

دولت باید به تولیدکنندگان بگوید به کدام صنعت وارد شوید تا ارزش‌ بیشتری بیافرینید. برای مثال، بگوید در صنعت پوشاک باید قوی شویم، مثل کاری که ترکیه چند سال پیش کرد و بخش خصوصی را به‌سمت تولید پوشاک هدایت کرد و جواب هم گرفت. این بدین‌‌معنی نیست که خودِ دولت در‌این‌زمینه سرمایه‌گذاری کند؛ بلکه فقط باید سرمایه‌گذارهای بخش خصوصی به این سمت هدایت شوند. سرمایه‌گذاران در ایران براساس احساسات و تحقیقات و تجربیاتشان وارد صنایع مختلف می‌شوند. بااین‌حال، اگر دولت بگوید روی حوزه‌ی خاصی سرمایه‌گذاری کنید و هم‌زمان بسترسازی لازم را فراهم کند، آن‌وقت موفق خواهیم شد. دولت این جهت‌دهی را انجام نمی‌دهد و درمقابل، برخی تصور می‌کنند باید حتی پیچ یک دستگاه نیز در داخل تولید شود. ۵۰ سال پیش، به‌همین‌شکل بوده است. من از یکی از کارخانه‌های تولید یخچال در کشور بازدید کردم که عمق ساخت داخل آن عجیب‌وغریب بود. باوجوداین، الآن بدین‌شکل نیست. قرار نیست تمام قطعات یک محصول در داخل کارخانه تولید شوند.

شاید این نگاه به‌دلیل تحریم‌ها شکل گرفته، این‌طور نیست؟

البته، این نگاه اشتباه در همه‌ی افراد دولت نیست و فقط برخی این باور را دارند. 

دوستان ما

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها